آخرین خبر

  • • شانزدهمین شماره ماهنامه «اقلیم نقد» منتشر شد
  • پنجشنبه 14 آذرماه 92

    اقلیم نقد شماره 16

    اقلیم نقد شماره ۱۶

    شانزدهمین شماره ماهنامه تخصصی اقلیم نقد- ویژه آذر ماه ۹۲- منتشر شد. این نشریه به مدیر مسئولی و سردبیری محمدرضا سرشار و زیر نظر هیئت تحریریه‌ای شامل رضا اسماعیلی، عباسعلی براتی‌پور، راضیه تجار، دکتر محسن پرویز، کامران پارسی‌نژادشیرازی، پدرام پاک آیین اداره می شود.اقلیم نقد، شامل سه بخش نقد داستان، نقد شعر کودک و نقد شعر بزرگسال است؛ و دبیری سه بخش مذکور را به ترتیب سرشار، محمود پوروهاب و اسماعیلی بر عهده دارند.در این شماره نقد کتابها و موضوعات:کوری(ژوزه ساراماگو)، آواز ابابیل(مجید پورولی)،هزار و یک شب، قسمت دوم(سید هاشم حسینی)، شما نخواهید خواست(حسین نعیم)، پریچهر(م. مودب پور)، ورق پاره های زندان(بزرگ علوی)، فصل کبوتر(حسین فتاحی)، تن تن و سندباد(محمد میرکیانی)، زندانی کوچک، کلت ۴۵(حسام الدین مطهری)، نقد شناسی توصیفی کتابهای داستان و شعر در رسانه ها، در کوچه های کرایور(جواد محقق)، نقد و بررسی سه تصحیح از دیوان رضی الدین ارتیمانی، ولی دوشنبه... آه(مرتضی امیری اسفندقه)، لحن منتقدانه سعدی در غزلیات، کاکتوسها همدیگر را دوست دارند، تنها برف کوچ نکرده(حمیدرضا شکارسری)،نیم نگاهی به غزلهای ساحلی محمدحسین انصاری نژاد، نیم نگاهی به مجموعه شعر بهنام رندی، نگاهی به مجموعه شهر پاهای تو منهای یک، نگاهی به شعر آیینی نوجوان از آغاز تا امروز مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند.
    منتقدین بخش داستان:فیروز زنوذی جلالی، محمدرضا سرشار، کاملیا کاکی، ابوالفضل طاهرخانی، علی الله سلیمی، مهدیه ارطایفه، محبوبه یزدانی، سهیلا ازگلی، احسان عابدی، پیمان نیک خواه، یوسف یزدیان وشاره، الهام عظیمی، نادره عزیزی نیک، مجید درخشانی، یوسف نیکفام و در بخش شعر: سید احمد نادمی، سید مهدی طباطبایی، علی داوودی، نصرالله احمدی مهر، مهدی آخرتی، جمشید عباسی شنبه بازاری، حمید خصلتی، اکبر اکسیر، اسماعیل الله دادی، محمود پوروهاب، رضا اسماعیلی هستند.

    شانزدهمین شماره ماهنامه اقلیم نقد در ۲۰۵صفحه قطع وزیری کوتاه، به قیمت ۵۰۰۰ تومان منتشر شده، و از طریق فروشگاه کتاب انجمن قلم ایران به نشانی تهران - خ. سیدجمال الدین اسدآبادی - بالاتر از میدان سیدجمال الدین اسدآبادی - بعد از کوچه ۴۴ - شماره ۳۵۸ - ت. ۸۸۲۱۴۴۴۰ قابل دریافت است

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار چاپ سوم «نگو نمی‌توانم» سرشار توسط انتشارات سروش
  • کتاب خردسالانه «نگو نمی‌توانم» نوشته محمدرضا سرشار به چاپ سوم ناشر جدیدش - سروش - رسید
    .
    این داستان که مناسب سنین زیر دبستان است، ابتدا در سال 1364 توسط انتشارات حوزه هنری (سوره مهر فعلی) با تصاویر به صورت عکس منتشر شد و پس از چهار بار چاپ - تا سال 1368 - به وسیله این انتشاراتی با مجموع شمارگان64600 نسخه، سالها از دایره کتابهای تجدید چاپی ناشر به کنار گذاشته شد. تا آنکه نویسنده در سال 1387 آن را برای تجدید چاپ به انتشارات سروش (وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران) سپرد.
    سروش این کتاب را با تصاویر، حروفنگاری و صفحه آرایی جدید در سال 1389، چاپ مجدد کرد. پس از آن چاپ دوم و آنگاه چاپ سوم آن توسط ناشر جدید انتشار یافت.
    مضمون این داستان ساده و کودکانه یک مضمون فراگیر و در راستای این پیام کلیدی حضرت امام خمینی (ره) است که مردم متدین و انقلابی را به خودباوری و اعتماد به استعدادها و تواناییهای بالقوه خود دعوت می‌کرد؛ همان باوری که با گذشت حدود سی و پنج سال از پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران منشا این همه ابتکارها و اختراع‌ها و پیشرفتهای علمی و صنعتی شده است.
    کتاب مصور رنگی «نگو نمی‌توانم» در 12 صفحه کاغذ گلاسه، قطع خشتی، با شمارگان 2000 نسخه، به بهای 2000 تومان به چاپ رسیده و مجموع شمارگان آن تا کنون 66800 نسخه است. کتاب مذکور از طریق مرکز پخش انتشارات سروش با شماره تلفن 88345063 - 8 قابل تهیه و دریافت است.

خواندني‌هاي وب


رونمايي از كتاب «روزنگاشتهایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب» سرشار

محمدرضا سرشار در مراسم رونمایی از کتاب تازه‌اش به نقدهایش به جلال آل احمد، سیمین دانشور، نادر ابراهیمی و داریوش آشوری اشاره کرد.
به گزارش صادقون به نقل از ایسنا، در نشست رونمایی از کتاب محمدرضا سرشار با عنوان «روزنوشت‌هایی درباره ادبیات پس از انقلاب» که عصر امروز (14 اردیبهشت) در غرفه‌ی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در نمایشگاه کتاب برگزار شد، این نویسنده درباره‌ی کتاب خود گفت: کار اصلی من داستان نوشتن بود، اما از نیمه‌های دهه‌ی 60 به توصیه‌ی برخی از دوستان اهل قلم و احساس ضرورت به طور جدی واردعرصه نقد هم شدم.

او افزود: یکی از اولین کسانی که به من توصیه کرد وارد این حوزه شوم، فردی است که به اقرار خودش اکنون از حوزه‌ی باور به جمهوری اسلامی و حیطه‌ی همه ادیان خارج شده است و اصولا دینی ندارد. او به من گفت، ما بچه مسلمان ها در حیطه‌ی داستان کودک و نوجوان وضع ما خوب است، در حیطه‌ی داستان بزرگسال هم نویسندگانی را داریم، ولی در حیطه‌ی مسائل نظری کسی را نداریم. دیدم درست می‌گوید و وارد این حیطه‌ شدم و بعد از آن در این سال‌ها به جز نقد و پژوهش ادبی کم‌تر کاری را انجام داده‌ام.
سرشار درباره‌ی کتاب تازه‌اش توضیح داد:
بخشی از این مطالب متعلق به زمانی است که من دبیر ادب و هنر برخی از مجلات بودم. بخشی متعلق به زمانی است که سردبیر مجله‌ی ادبیات داستانی بودم. بخشی از این مطالب هم مقاله‌ها و پژوهش‌های مستقلی است که در طول این سال‌ها در مطبوعات منتشر شده است. این مطالب در دو دسته یکی دسته روزنگاشت‌ها و دیگری مقاله‌ها آمده است و شاید بتوانیم این کتاب را در امتداد کتاب «جنگ سلطه و رسالت هنرمندان» - منتشره توسط انجمن قلم ایران - بدانیم.
سرشار گفت: از این دست مقاله‌ها باز هم دارم و امیدوارم ناشر خطرپذیر دیگری حاضر شود آن‌ها را چاپ کند.
در ادامه این نشست، محمدرضا سرشار به برخی از مقاله‌های خود در این کتاب اشاره کرد و درباره‌ آن‌ها گفت: یکی از این مقاله‌ها عنوان «روشنفکران و مسؤولان» را بر خود دارد که مربوط به زمانی است که من به علت رفتار نامناسب یکی از کسانی که قبلا خود او را به گروه کودک و نوجوان رادیو آورده بودم، با آقای محمد میرکیانی، برای مدتی از ادامه همکاری با رادیو، استعفا دادم. در آن زمان احساس کردم خطری جامعه فرهنگی ما را تهدید می‌کند. در این مقاله گروهی از مسؤولان فرهنگی به چالش کشیده شده و برخی از آن‌ها از انتشار آن، ناراحت شده بودند.

او به مقاله دیگری اشاره کرد و گفت: عنوان مقاله دیگر «آیا هنرمندان روشنفکرند» است. این مقاله عموم هنرمندانی را که به صرف هنرمند بودن خود را روشنفکر می دانند به چالش کشیده است. بسیاری از مردم فکر می‌کنند هر هنرمندی الزاما روشنفکر هم هست، در حالی‌که هنر صرفا مهارتی اکتسابی است و لزوما ربطی به اندیشه‌ورزی ندارد. اما در کشور ما غالب هنرمندان از ابتدای مشروطه خود را روشنفکر تلقی و این تصور را به جامعه نیز القا می‌کردند، در حالی که مقوله اندیشه موضوعی دیگر است و به دانشمندان علوم انسانی همچون جامعه‌شناسان و فلاسفه و مانند آنها مربوط است. به عبارت دیگر اگر چه ممکن است در جهان بتوان هنرمندان روشنفکری را هم نام برد؛ اما اولا این افراد استثنا هستند. در ثانی این یک فضل اضافی برای آنان است؛ نه لازمه لاینفک کار هنری شان.

سرشار ادامه داد: متاسفانه اغلب دیده می شود برخی سیاست بازان یا گاه حتی مردم عادی، در اتفاقات سیاسی هنرمندانی را جلو می‌اندازند و از آن‌ها می‌پرسند باید به چه کسی رأی داد، در حالی که برخی از آن‌ هنرمندها به اندازه یک دانشجوی سال اول دانشگاه هم اطلاعات سیاسی ندارند . یا مثلا گاه یک شاعر ظاهرا مذهبی به اندازه یک مؤمن عامی مسجدرو اطلاعات مذهبی ندارد. این امور به فساد سیاسی دامن می‌زند و باعث گمراهی توده مردم می شود.

این منتقد همچنین ، عنوان کرد: در یک دوره‌ از انتخابات، یک استاد موسیقی توی خیابانها راه افتاد و از نامزد یک جریان سیاسی خاص حمایت کرد. بقیه هواداران آنجناح یا دوتداران هنر خودش هم دنبال او را گرفتند. این در حالی است که این شخص اگر چه هنرمند برجسته‌ای است، اما نمی‌تواند درباره سیاست به طور کلی و سیاست‌های نظام به طور خاص اظهارنظر کند. من در این مقاله تلاش کردم بر اساس یک‌سلسله شواهد و استدلال‌ها نشان دهم که لزوما هنرمندان روشنفکر نیستند و نمی توانند و نباید در رشته های دیگری غیر از همان رشته هنری تخصصی خودشان، مقتدا و امام مردم - حتی دوستداران هنرشان - قرار گیرند.
او ادامه داد: در کتاب «روزنگاشتهایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب» همچنین مقاله‌ای دارم که به «ادبیات داستانی در دوران صدارت عطاءالله مهاجرانی» می‌پردازد.

سرشار سپس درباره سبک و سیاق و نگاه خود به نقد گفت: نگاه ما به دوستان ما گاه به صورتی است که فکر می‌کنیم آن‌ها هیچ‌گونه بدی ندارند؛ در حالی که این‌گونه نیست.

او درباره نقد خود در این کتاب به جلال آل احمد گفت: آل احمد به نماد تعهد و نگاه تند و تیز شجاعانه مشهور شده، خصوصا از آن‌جا که امام(ره) و مقام معظم رهبری درباره او نظراتی مثبت داده‌اند، این دیدگاه در میان متدینان و انقلابیون مطرح شده که گویا آل احمد خیر مطلق و محض است؛ در حالی که جلال آل احمد دوره‌های متفاوتی داشته است؛ دوره دوستدار کسروی بوده؛ زمانی توده‌یی بوده و «از رنجی که می‌بریم» را نوشته. «سفر به ولایت اسراییل» را نوشته است و در آن از کشاورزی اشتراکی اسراییل و برخی دیگر از خصوصیات این کشور جعلی تعریف کرده، یا او کتابی را در زمان حیاتش به نام «سنگی بر گوری» نوشته که بعد از مرگش منتشر شده است. بر اساس این کتاب و اغلب کتابهای دیگرش، او در زندگی شخصی و کردارهایش تقیدات مذهبی چندانی نداشته و کارهایی را که امروز متشرعان انجام یک‌دهم آن را از سوی هنرمندان و نویسندگان مذهبی برنمی‌تابند، انجام می‌داده، یا این را که او در برخی نوشته‌هایش شجاعت خاصی داشته است، من تحلیل کرده ام و دیده ام که این شجاعت او پشتوانه‌ای داشته و در این موارد او به ارتباطات خود و خانواده همسرش پشتگرم بوده است.

در ادامه این نویسنده درباره زندگینامه متفاوتی که در کتاب درباره سیمین دانشور نوشته، گفت: خانم دانشور محاسن زیادی دارد، اما معایب زیادی هم در او دیده می‌شود. من سعی کرده‌ام در این کتاب از منابع مختلف استفاده کنم و نگاهی به چهره واقعی او داشته باشم.

سرشار همچنین به مقاله‌اش درباره نادر ابراهیمی اشاره کرد و اظهار داشت: آنچه از آثار و مصاحبه‌های نادر ابراهیمی برمی‌آید، این است که او تا اواسط دهه 60 کافر بوده است و به تمسخر مذهبی‌ها، بحث انتظار و حتی انکار خدا می‌پرداخته است. من این مقاله را در زمان حیاتش - در حدود نیم های دهه 1360 منتشر کردم و این مقاله باعث شد از ادامه تدریس او در دانشکده صدا و سیما و کلاسهای ادبی فوق برنامه حوزه علمیه قم جلوگیری شد. در سال 1372 او را در دانشگاه سوره دیدم و با شوخی به من گفت، تو 50 صفحه نوشته‌ای که ثابت کنی من کافر این . اگر از خود من می‌پرسیدی، خودم به تو می‌گفتم که کافرم. من به او گفتم، الآن که من این مقاله را نوشته‌ام، این را می گویی، وگرنه قبلا نمی‌گفتی.

او ادامه داد: ‌اما نادر ابراهیمی بعدها 10 جلد کتاب با عنوان «آتش بدون دود» را نوشت و - البته بدون تصریح به نام - آن را به رهبر انقلاب تقدیم کرد.

سرشار سپس با اشاره به این‌که باید در نقد با صراحت موضوعات را مطرح کرد، گفت: سوره مهر کتابی را با نام «فرهنگ ناموران» منتشر کرده است که در جلد اول آن درباره برخی شخصیت‌های منفی تمام نکات مثبت آن‌ها را نوشته‌اند و نکات منفی محرز زندگی و اندیشه و آثار آن‌ها حذف شده و از آن‌ها یک چهره کاملا مثبت و تطهیرشده و شایسته ارائه شده است. در حالی که برای نمونه، کسی چون داریوش آشوری یک یهودی صهیونیست است، که در این کتاب مطلقا به این موضوع اشاره نشده است . این نکته بسیار آسیب‌رسان است، چون مردم به کتاب‌های این انتشاراتی اعتماد دارند.

ارسال نظر