آخرین خبر

  • • تودیع و معارفه فاضل نظری و محمد سرشار در حوزه هنری برگزار می‌شود
  • یکشنبه 03 دیماه 91

    خبرگزاری فارس: تودیع فاضل نظری رئیس سابق و معارفه محمد سرشار رئیس جدید حوزه هنری استان تهران برگزار می‌شود.

    Tweet
    به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مراسم تودیع و معارفه رئیس سابق و جدید حوزه هنری استان تهران روز سه‌شنبه در حوزه هنری برگزار می‌شود.

    بر اساس گزارش فارس، هفته گذشته محمد سرشار با حکمی از سوی محسن مؤمنی شریف، رییس حوزه هنری استان تهران شد.

    مراسم معارفه محمد سرشار رئیس جدید حوزه هنری و تودیع فاضل نظری رئیس سابق این مرکز روز سه‌شنبه 5 دی ماه ساعت 15:00 در تالار مهر حوزه هنری برگزار می‌شود.

    در حکم مومنی برای سرشار آمده است: «نظر به شایستگی‌ها و تجربه‌های ارزشمند جناب‌عالی در عرصه ادبیات و هنر انقلاب اسلامی، به موجب این حکم به عنوان رییس حوزه هنری استان تهران منصوب می‌شوید.

    انتظار می‌رود با تدابیر جناب‌عالی و توجه به رسالت‌ها و اهداف راهبردی حوزه هنری، بهره‌گیری از تجربیات گذشته و شیوه‌های نوآورانه هنری، همچنین برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی، نقد و نظریه‌پردازی ادبیات و هنر انقلاب اسلامی، حوزه هنری استان تهران مرجعی برای شناسایی و ارتقای توانمندی‌های هنرمندان جوان متعهد باشد.

    امیدوارم جناب‌عالی که خود از فعالان جوان عرصه ادبیات و هنر انقلاب اسلامی هستید، با استعانت از خداوند متعال در سایه حضرت ولی عصر (عج) در عمل به وظایف خطیر این پست موفق باشید.»

    فاضل نظری، رییس سابق حوزه هنری استان تهران، نیز با حکمی از سوی رییس حوزه هنری به سمت مشاور او منصوب شده است.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار سه کتاب جدید در باره ادبیات داستانی، به کوشش سرشار
  • برگزاری فارس: «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» سه اثر جدید محمدرضا سرشار به زودی منتشر خواهند شد.
    به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا سرشار از انتشار سه کتاب خود در حوزه نقد ادبی خبر داد و گفت: این سه کتاب مصاحبه‌های گرد‌آوری شده هستند و در آنها گفتگوهای فنی با نویسندگان ایرانی، نویسندگان خارجی و مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی انجام شده است.
    وی در ادامه افزود: این گفتگوها مربوط به دوره انتشار مجله ادبیات داستانی است و من این گفتگوها را بعد از استخراج و بازبینی مجدد، بر اساس یک طبقه بندی در سه کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» تدوین کرده‌ام.
    سرشار در مورد هر یک از این کتاب‌ها گفت: کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان» مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با نویسندگان معاصر ایرانی است. جلد دوم این مجموعه «هوا سرشار از کلمات است» نام دارد و مصاحبه‌های نویسندگان خارجی است که به فارسی ترجمه شده است. اکثر این مصاحبه‌ها در خارج از ایران انجام شده‌اند. البته در این کتاب تعدادی از مصاحبه‌هایی که نویسندگان مجله با نویسندگان خارجی انجام داده‌اند نیز وجود دارد.
    وی در ادامه افزود: جلد سوم این کتاب نیز «داستان برای گشایش درهای آسمان» نام دارد و گفتگو با مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی است. در این کتاب مترجمان از مسائل ترجمه، جریان ترجمه در کشور و روش‌های شخصی این افراد در ترجمه آثار سخن گفته‌اند.
    سرشار درباره ضرورت گردآوری و انتشار این مجموعه سه جلدی گفت: در دورانی که من در مجله ادبیات داستانی به عنوان سردبیر یا عضو شورای سردبیری به فعالیت مشغول بودم، مطالب ارزشمندی منتشر شدند. این گفتگوها ماندگار هستند و ارزش چاپ این مطالب بیش از یک‌بار چاپ در یک مجله هستند.
    وی در ادامه افزود: از سویی این مجلات در حال حاضر در دسترس کسی نیستند. به غیر از کتابخانه مرکزی حوزه هنری تهران در هیچ کتابخانه‌ای در ایران دوره کامل این مجله پیدا نمی‌شود. با باز نشر این مطالب، برخی از مطالب این مجلات در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
    سرشار درباره استقبال خوانندگان از کتاب‌های گفتگومحور گفت:‌ تاکنون شاهد انتشار متعدد مصاحبه‌های نویسندگان خارجی در قالب کتاب بوده‌ایم و اغلب هم مورد استقبال مخاطبان واقع شده‌اند. این در حالی است که ارزش بسیاری از این مصاحبه‌ها، اعم از نوع سوالات و پاسخ‌هایی که نویسنده پاسخ داده است، خیلی کمتر از مصاحبه‌هایی است که ما در ادبیات داستانی با نویسندگان خودمان انجام داده‌ایم. از این رو گفتیم وقتی چنین کتابی منتشر می‌شود و قطعا با استقبال مواجه خواهد شد.
    وی در ادامه افزود: از سوی دیگر در داخل کشور مصاحبه‌هایی در جبهه شبه‌روشنفکر با نویسندگان این طیف انجام شده است و به صورت کتاب در آمده‌ اما در مورد نویسندگان جبهه انقلاب این کار کمتر انجام شده است.
    این داستان نویس در انتها افزود: در حال حاضر مراحل آماده سازی این سه کتاب در انتشارات سوره مهر انجام


سرگذشت پر فراز و نشیب داستان انقلاب اسلامی/ علی الله سلیمی/ ماهنامه "اقلیم نقد"- شماره 1- مهر 91


نگاهی به کتاب«ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی» نوشته محمدرضا سرشار

در باره ادبیات داستانی معاصر ایران، تا به حال کتاب های متعددی به قلم محققان و پژوهشگران مختلف نوشته شده که در بسیاری از آنها، به این موضوع نگاه کلی شده و نویسندگان این کتاب ها اغلب نظرات شخصی یا همان سلیقه ای خود را درباره ادبیات داستانی معاصر ایران بیان کرده اند. کمتر اتفاق افتاده نویسنده یا محقق و پژوهشگر این حوزه پایه و اساس کار خود را بر مستندات و آمارهای موجود قرار دهد و بر پایه همین داشته ها، نگاه تفسیری خود از ادبیات داستانی ایران را برای مخاطب ارائه کند.

با این حال، نویسندگانی هم هستند که با اتکا به منابع مستند و آمارهای موجود، دست به تحقیق و نگارش کتاب های تحلیلی در زمینه ادبیات داستانی معاصر ایران زده و آثار قابل تأملی را در این بخش تألیف و منتشر می کنند. تازه ترین نمونه در این زمینه، کتاب تحقیقی- تحلیلی«ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی» به قلم محمدرضا سرشار است که اخیراً از سوی سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی چاپ و منتشر شده است. در ابتدای این کتاب، شناسنامه پژوهشی اثر ارائه شده که در آن، به عنوان طرح نامه(ادبیات داستانی ایران)، پژوهشکده(فرهنگ و مطالعات اجتماعی)، گروه علمی(ادبیات اندیشه)، محقق(محمدرضا سرشار)، موضوع اصلی(ادبیات داستانی ایران)، موضوع فرعی(پس از انقلاب اسلامی) و مدت انجام تحقیق(3 سال) اشاره شده است.

ورودی کتاب حاضر را دو متن مقدمه ای؛ یکی پیشگفتار گروه ادبیات اندیشه پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی و دیگری مقدمه پژوهشگر اثر(محمدرضا سرشار) شکل داده است. در بخشی از پیشگفتار آمده است: تحقیق حاضر که نتیجه تلاش علمی محقق ارجمند محمدرضا سرشار، عضو هیأت علمی گروه ادبیات اندیشه پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی است، به تحلیل و ررسی ادبیات داستانی ایران، بعد از انقلاب اسلامی، و تبیین قوتها و کاستیهای آن می پردازد؛ موضوعی مهم، مغفول مانده در مطالعات ادبیات داستانی معاصر که بازکاوی اش می تواند قدم اول در شناخت هویت ادبیات داستانی انقلاب اسلامی باشد؛ مسیری که ناگزیر باید از نقد و بررسی و آسیب شناسی و قوت شناسی کارنامه سی ساله ادبیات داستانی شروع شود.

مولف اثر هم در مقدمه کتاب خود به فعالیت های پراکنده در زمینه برنامه های تحقیقی و پژوهشی ادبی در کشور اشاره کرده و اولین اقدام در این حوزه را به بهمن ماه سال 1367 مربوط می داند که: تلاشهای پراکنده ای- آن هم به صورت غیر رسمی- برای به دست آوردن چشم اندای از یک دهه ادبیات داستانی کشور در دوران پس از انقلاب، توسط برخی از مطبوعات صورت گرفت؛ که شاید مهم ترین آنها، تلاش گروه ادب و هنر روزنامه کیهان بود؛ و حاصل آن نیز، در ایام دهه فجر همان سال، در همین صفحه از روزنامه به چاپ رسید.

وی در ادامه به«سمینار بررسی و نقد ادبیات معاصر ایران» در شیراز و «نخستین سمینار بررسی رمان جنگ در ایران و جهان» در کرمانشاه اشاره می کند که تلاشهایی برای پرداختن به ادبیات داستانی ایران در سال های 1369 و 1372 بودند.

در کنار سمینارهای یاد شده و مقالات مطرح در آن نشست های ادبی، محمدرضا سرشار، جدی ترین و پیگیرترین کارهای مکتوب در این زمینه را، دو کتاب«صد سال داستان نویسی ایران»(مجلد 3)، تألیف حسن میرعابدینی و «درآمدی بر ادبیات داستانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی»، تألیف فریدون اکبری شلدره ای؛ که اولی در سال 1377 و دومی در سال 1382 منتشر شده است می داند و درباره ویژگی های کتابی که خود در این زمینه تآلیف کرده(ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی)به این نکته اشاره می کند که کوشیده است وجه استدلالی و استنادی- اعم از آماری و کمّی ونقلی و اقتراحی- در حداکثر ممکن تقویت شود و غلبه یابد؛ برخی مباحث مغفول در پژوهشهای مشابه پیشین، مورد توجه قرار گیرد؛ و مطالب مطروحه، کاملا روزآمد شود.

از سوی دیگر، جایگاه ادبی محمدرضا سرشار در ادبیات داستانی معاصر هم از مواردی است که کتاب تألیفی وی درباره ادبیات داستانی پس از انقلاب را با آثار مشابه متمایز می کند؛ از آنجا که وی، دهه هایی متمادی را به عنوان منتقد و کارشناس این قلمرو، به نقد و پژوهش در این مقوله مشغول بوده است، مطالب مطروحه در کتاب او، بسیار بیش از یک گردآوری و تألیف و تدوین صرف، و حاوی نظرگاه علمی و کارشناسانه مولف آن است.

اولین فصل کتاب درباره«رویکردهای غالب، در داستان نویسی پیش و پس از انقلاب اسلامی» است که به بخش های سه گانه؛«گونه بندی های متفاوت ادبیات داستانی، در مطالعات ادبی»، «رویکردهای غالب در دوران پیش از انقلاب اسلامی»(الف: رویکرد رمانتیک، ب: رویکرد شکل گرا، ج: رویکرد واقعیتگرا) و «رویکردهای غالب، در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی» تقسیم بندی شده است.

مولف در این فصل با اتکا به مستندات موجود، به تحلیل رویکردهای گوناگون در برهه های زمانی مختلف از سوی گروه های مختلف نویسندگان پرداخته، سردمداران هر یک از گروه ها را معرفی و درباره هر یک از آنها و رویکردهایشان به تفصیل شرح داده است. همچنین در فصل«قوتهای ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی»، به یازده موضوع متنوع در این بخش؛ حرکت به سوی داستان نویسی ایرانی- اسلامی، تحول در مضمون و محتوا، تنوع وسیع موضوعها، ظهور چهرمانها(تیپها)ی جدید، احیای نسبی شخصیت و منزلت واقعی زنان، تغییر در نسبت بین تعداد عناوین رمان، داستان بلند و مجموعه داستان، تغییر در کمیت و کیفیت آثار داستانی، افزایش شمارگان کتاب های داستانی، پیدایش نامهای تازه، افزایش جنگ ها و نشریه های ادبی و تأسیس جوایز و جشنواره های ادبی متعدد اشاره و به هویت یابی ادبیات داستانی ایران در سال های پس از انقلاب اسلامی تأکید می کند. سرشار در خصوص هویت ادبیات داستانی ایران در سال های پیش ار انقلاب می نویسد:«ادبیات داستانی شبه روشنفکری و مطرح ما در قبل از انقلاب، با وجود خلق آثاری بعضاً چشمگیر و قابل توجه- به تناسب زمان خود- ادبیاتی بی هویت، و اگر درست تر و صحیح تر بگوییم، غرب زده یا شرق زده و مملو از وابستگی، سرسپردگی یا خودباختگی در برابر آن فرهنگها بود.» (ص 41 و 42)

وی در ادامه به زمینه های پی ریزی داستان ایرانی(با اتکا به آموزه های دینی) در این دوره از تاریخ اشاره و از تلاش های عده ای برای شکل گیری گونه جدیدی از داستان ایرانی- اسلامی با رویکردهای واقعیتگرایی الهی یا واقعیتگرایی اسلامی، یا به تعبیری دیگر، واقعیتگرایی متعالی یاد و محسن مخملباف را به عنوان یکی از کسانی که پیش از بقیه به مطرح ساختن این موضوع در جامعه ادبی کشور همت گماشت معرفی می کند؛ مخملباف و همکارانش در واحد ادبیات حوزه اندیشه و هنر اسلامی، برای مدتی، بر این موضوع متمرکز شدند.

سرشار در معرفی دیگر صاحب نظرانی که ازنظریه آنها در شکل گیری این نگاه بهره گرفته می شد، به محمدرضا حکیمی، محمود حکیمی، سید قطب، غلامعلی حداد عادل، شهریار زرشناس و میثافق امیر فجر اشاره می کند.

فصل سوم کتاب، به موضوع«ترجمه آثار داستانی دیگر کشورها به زبان فارسی» اختصاص یافته است.

غالب مطالب این بخش را آمار و نمودارها تشکیل می دهد که در هر یک از آنها، مولف سعی کرده با استناد به آمارهای موجود، چشم انداز واضح و روشنی از ترجمه آثار داستانی دیگر کشورها به زبان فارسی ارائه کند. یکی از آمارهای قابل توجه در این بخش، مربوط به آثار ترجمه شده به فارسی، از ابتدای مشروطیت تا پایان سال 1388 است که در آن، 8129 عنوان کتاب به تفکیک نام کشور یا زبان، تعداد کل آثار ترجمه شده و درصد جهانی ذکر شده است.

ترجمه آثار داستانی ایرانی، به زبانهای دیگر، بخش پایانی این فصل است که در آن، به علل بی اقبالی جامعه کتابخوان غربی به ادبیات داستانی معاصر ایران پرداخته شده است.

محمدرضا سرشار معتقد است، کم مخاطب بودن زبان فارسی در دنیا، صورت نگرفتن تلاش های جدی از سوی خود ما، علل سیاسی، مشکلات محتوایی و زبانی و تکراری و تقلیدی بودن آثار داستانی شبه روشنفکری ما از دلایل اصلی بی اقبالی جامعه کتابخوان غربی به ادبیات داستانی معاصر ایران است.

مولف کتاب ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی، فصل چهارم اثر خود را به«رشد و اعتلای نقد ادبی» اختصاص داده است. او در این فصل هم با بهره گیری از انواع جدول های آماری و نمودارها، به توصیف وضعیت نقد ادبی در حوزه ادبیات داستانی، از ابتدا تا محدوده زمانی نگارش اثر خود(1385 تا 1388) پرداخته و در موارد خاص، به توضیح بیشتر در این باره پرداخته است.

سرشار با نگاهی به وضعیت نقد ادبی در سال های پیش از انقلاب اسلامی، «اخلاقی تر و انسانی تر شدن نقدها» را یکی از ویژگی های آن در دوران پس از انقلاب اسلامی می داند و معتقد است:«نقد داستان، در دوران پس از انقلاب، به مراتب اخلاقی تر از نقد پیش از انقلاب شد. هتاکیها در آن- از سوی منقد نسبت به نویسنده یا بالعکس، یا منتقدان نسبت به یکدیگر- کاهش یافت. که این خود متاثر از اخلاقی تر شدن کل جامعه نسبت به دوران قبل از انقلاب نیز بود. هر چند، ندرتاً به مواردی- آن هم عمدتاً از جانب اهالی قلم نسل قبل از انقلاب- از این گونه نقدها(برای مثال، از سوی رضا براهنی نسبت به برخی مخالفانش، یا آنچه اکبر رادی خطاب به فرج سرکوهی نوشته بود و در مجله«آدینه» به چاپ رسید)، هستیم.» (ص 222)

درادامه، افزایش کتابها و آموزشهای نظری(تئوریک)، عنوان فصل پنجم کتاب است که این فصل هم بیشتر متکی به جدول آماری کتاب های منتشره در این زمینه است؛ در این فصل حدود 160 صفحه جدول آماری ارائه شده که تقریباً همه این فصل، به غیر 7 صفحه توضیح در ابتدا و انتهای فصل، را شامل می شود. نویسنده در نتیجه گیری از آمارهای مفصل ارائه شده این فصل می نویسد:«در نگاهی اجمالی به این جدولها و عنوانها، می توان به نکاتی پی برد، که هر یک در جای خود، محل تأمل است. هر چند در یک مجال بیشتر از این پژوهش، درباره تک تک آنها، می توان به تفصیل سخن گفت و به نتایج قابل توجهی رسید.» ( ص 430)

مولف در ادامه به«کمبودها و ضعفهای ادبیات داستانی پس از انقلاب» می پردازد و در این زمینه به مواردی مانند: نبود امکان نوشتن حرفه ای، کم مطالعه بودن نویسندگان، فقر تجربه از زندگی، و تکرار مضامین و موقعیتها، مشکل فراگیر نثر، گرایش افراطی به شیوه های بیان تک گویی نمایشی و درونی، ضعف در قصه و پیرنگ(plot)، تقلید و رئالیسم جادویی زدگی، پیروی و گرته برداری از سوررئالیسم و رمان نو، گرایش های شبه عرفانی، غلبه تیرگی و تلخی، استحاله فکری و بحران در ارزشها، وفور داستانهای با قهرمان نویسنده یا هنرمند، و گرایش به داستانهای پساتجددگرایانه، حضور طبیعی نویسنده قهرمان در داستان اشاره می کند. او درباره هر یک از این موارد یادشده به تفصیل توضیح می دهد و اغلب نظرات شخصی خود را مطرح می کند. به بیان دیگر، در این فصل مخاطب کمتر با مثالها و نمونه های شبیه فصلهای قبلی مواجه است و بیشتر نظرات نویسنده کتاب درباره این موضوعات را مرور می کند که به عقیده نویسنده کتاب، جزو کمبودها و ضعفهای ادبیات داستانی پس از انقلاب هستند.

آخرین فصل کتاب ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی، بخش«ضمیه»آن است که نویسنده در این فصل هم به سه موضوع؛ رمان انقلاب: مختصات، بایدها و نبایدها، رمان مورد نظر انقلاب کدام است و چند توصیه فرعی پرداخته است. سرشار معتقد است:«با گذشت بالغ بر سی سال از پیروزی انقلاب بزرگ اسلامی در کشورمان و انتشار آثار داستانی متعددی با موضوع انقلاب، همچنان شاهد دغدغه بزرگ مسئولان فرهنگی و دلسوزان روشن بین انقلاب، در مورد نبود رمانی که توانسته باشد منصفانه، آگاهانه و همه جانبه، تصویری قابل قبول از این انقلاب بزرگ بی بدیل قرن، پیش روی مردم کشورمان و جهان،- از این نسل و نسلهای آتی- قرار دهد، هستیم.» (ص 531)

مولف کتاب، در ادامه مشخصه ها و مختصات لازم برای خلق رمان مورد نظر انقلاب را برمی شمارد و همچنین توصیه های لازم برای نگارش چنین رمانی را ارائه می دهد.

در مجموع، کتاب ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی، تلاشی از جانب نویسنده آن برای ترسیم چشم اندازی از ادبیات داستانی ایران در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که برای آشنایی بیشتر مخاطب با ریشه های این ادبیات، مولف اثر به نویسندگان و آثار آنها در سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هم نگاه موشکافانه ای دارد؛ بر خلاف عنوان کتاب که فقط به ادبیات داستانی ایران در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره دارد، محتوای اثر در بسیاری از فصل ها و بخش های آن، به همان اندازه به ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی می پردازد که به ادبیات داستانی ایران در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته است. البته این رویکرد مولف کتاب، جزو نقاط قوت اثر محسوب می شود، چرا که بدون اشاره به زمینه های هر یک از موضوع های مطرح در سال های پس از انقلاب، بیان مستقیم و بدون اشاره به زمینه های آن، وضوح چندانی نمی توانست داشته باشد. در وضعیت فعلی کتاب، مخاطب در ابتدای فصلها و بخشهایی که نیاز به توضیح درباره زمینه های آن موضوع دارد، با مقدمه و توضیحات لازم از جانب نویسنده، اطلاعات مورد نیاز درباره پیشینه آن موضوع را دریافت می کند و در ادامه به سراغ موضوع اصلی می رود که بسیاری از آنها مربوط به ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی است.

کتاب حاضر در بخش آثار تحقیقی درباره ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی، جزو منابع معتبری محسوب می شود که بیش از سایر آثار مشابه، به مستندات و آمارهای رسمی وفادار بوده است؛ نویسنده

تلاش کرده با ارائه مستندات، آمار و نمونه هایی از مطالب مورد نظر، از اظهار نظرهای سلیقه ای درباره نویسندگان مختلف و آثارشان و همچنین فعالان حوزه ادبیات داستانی معاصر کشور بپرهیزد، هر چند در مواردی معدود این تلاش ها کم رنگ می شود و کلی گویی مولف به رویکرد غالب اثر که همانا دوری از برخورد سلیقه ای است لطمه می زند. به عنوان مثال، در فصل«رشد و اعتلای نقد ادبی» و در بخش «وضعیت ادبیات کشور»، مولف درباره منتقدان داستان در مطبوعات می نویسد:«اخیراً نیز، عمده منتقدان داستان مطبوعات را جوانانی تشکیل می دهند که تنها یکی دو ترم داستان نویسی نزد مدرسان درجه چندم، در کلاسهای درس دانشگاه، یا آموزشگاههای آزاد یا نیمه آزاد گذرانده اند. نه با مباحث فلسفی کمترین آشنایی دارند، نه تاریخ و جامعه شناسی و روانشناسی خوانده اند، نه مکتبهای ادبی را درست می شناسند، و نه حتی اصول داستان نویسی کلاسیک را به شکل صحیح فهمیده اند. در بهترین شکلش، افراد ایرادگیری هستند که جز پیداکردن اشکالهای منطقی- آنها هم به زعم خودشان- دراثر، کای انجام نمی دهند.» (ص 224)

این نگاه در بخشهایی از بدنه نقد داستان در مطبوعات می تواند صحت داشته باشد، اما نسبت دادن آن به همه فعالان نقد داستان در مطبوعات شاید کمی دور از واقعیت های موجود باشد.

با این حال، رویکرد اصلی محمدرضا سرشار همان تلاش برای دوری از قضاوت های شخصی و سلیقه ای درباره نویسندگان مختلف و آثارشان و همچنین فعالان این حوزه ادبی است. او سعی کرده با نگاه علمی تری به موضوع بپردازد تا حاصل کار، منبع و مرجع معتبری برای محققان و پژوهشگران این حوزه، به ویژه دانشجویان رشته های مرتبط با موضوع ادبیات معاصر باشد.

بی گمان کسانی که در سال های اخیر و آینده بخواهند درباره ادبیات داستانی معاصر کشورمان فعالیت های تحقیقی و پژوهشی انجام دهند، بی نیاز از کتاب«ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی» نخواهند بود، چرا که برای تهیه مطالب آن حدود سه سال کار مداومتحقیق- پژوهشی، آن هم توسط یکی از نویسندگان و منتقدان ادبی بنام کشور، استاد محمدرضا سرشار انجام و وقت صرف شده است.

چاپ اول کتاب ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی در 550 صفحه، با شمارگان 2500 نسخه، قیمت 12000 تومان، با طراحی روی جلد سید ایمان نوری نجفی، از سوی سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در تهران چاپ و منتشر شده است.

ارسال نظر