<کارنامه من در سال 86 – قسمت چهارم
            جمعه 13 اردیبهشت 1387

باسمه تعالی

چند کار نوشتنی :
          الف) در سال 1367 ٬ به دنبال خواهش مسئول وقت صفحهٔ ادب و هنر روزنامهٔ کیهان ٬ آقای محمود ا. ٬ در قالب یک مقالهٔ نیمه مفصل ٬‌ به بررسی ادبیات داستانی بزرگسالان دههٔ اول پس از پیروزی انقلاب پرداختم . اما پس از آنکه این نوشته را به او تحویل دادم ٬‌بی هماهنگی با من و حتی مطلع ساختنم ٬ تنها نیمی از آن را ٬ که صرفاً به نقاط قوت این ادبیات پرداخته بود ٬ به چاپ رساند ؛ و از انتشار نیمهٔ دوم آن که حاوی ضعفها و آفات این مقوله بود ٬ خودداری کرد! این در حالی بود که به رغم وقت زیادی که صرف این کار شده بود ٬‌ نه من از آنان مطالبهٔ حق التحریری بابت آن کرده بودم و نه آنان درصدد پرداخت حق الزحمه ای برای آن بودند . ضمن آنکه ٬‌ چاپ نشدن نیمهٔ دوم این پژوهش ٬ که به رویهٔ دیگر این سکه می پرداخت ٬ آن هم بدون کمترین اشاره ای به آن نیمه ٬‌ برای وجههٔ علمی و اجتماعی من ٬ بسیار بد بود . اما متاسفانه ٬‌ پیگیریهای بعدی و استدلالهای محکم من در این باره هم ٬‌ باعث نشد که آن جوان(1) ٬‌ که من برگردنش حق استادی داشتم ٬‌ و می توان گفت اصولاً ورودش به وادی ادبیات داستانی ٬ تا حد زیادی مدیون من بود ٬ نتوانست او را وادار به چاپ بقیهٔ آن مقاله کند !
          این ناراحتی بر دل من ماند . تا آنکه هفت سال بعد (1374) ٬‌ زمانی که به عضویت شورای سردبیری مجله "ادبیات داستانی" درآمدم ٬ صورت کامل این مقاله ٬‌ با ویرایشی جدید ٬ در شمارهٔ بهمنِ آن سالِ این مجله چاپ شد ؛ و از قضا ٬ در جشنوارهٔ مطبوعات سال بعد ٬ به عنوان برترین نقد ادبی مطبوعاتی سال 74 ٬‌ انتخاب شد .
          بعدها ٬ این مقاله را ٬ به همراه چندین نقد ٬ در کتاب "منظری از ادبیات داستانی پس از انقلاب" (2)به چاپ رساندم . در اواخر سال 85 ٬‌ با توجه به نبودِ تحلیلی جامع ٬ منصفانه و قابل استناد در این زمینه ٬‌ درصدد برآمدم همان موضوع را ٬‌ این بار در سطحی وسیع‌تر ٬ با تفصیل و ارجاعات بیشتر ٬ و نیز این بار در ارتباط با نزدیک به سه دهه ای که از پیروزی انقلاب می گذرد ٬‌ در دستور کار خود قرار دهم . اولین بخش این پژوهش هم ٬ در شمارهٔ بهمن و اسفند ماهنامهٔ "زمانه" به چاپ رسید ؛‌ و از قضا این بخش از این تحقیق نیز ٬ از سوی جشنوارهٔ مطبوعات سال 86 ٬‌ به عنوان برترین پژوهش ادبی چاپ شده در سال 85 مطبوعات کشور ٬ برگزیده شد .
          در سال 86 ٬‌ بنا به تعهدی که به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشهٔ اسلامی ٬‌ مبنی بر اتمام این کار در قالب یک کتاب حدود 250 تا 300 صفحه ای داده بودم ٬ به مطالعات وسیعی در این زمینه دست زدم ؛ و در واقع ٬ کار اصلی نوشتنی ام تا حوالی بهمن 86 ٬ همین موضوع بود . تا آنکه بحمدالله موفق شدم در مجموع ٬ نوشتن بالغ بر 150 صفحهٔ آن را به انجام برسانم . ضمن آنکه امیدوارم بتوانم تا پایان خرداد ماه سال جاری ٬ کل کار را ٬ به پایان برسانم .
          ب) در این سال ٬ با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس هشتم ٬‌ بخشی هم برای کمک به گرم شدن تنور انتخابات ٬‌ تصمیم گرفتم به بازنویسی خاطراتم از نامزدی ام برای مجلس ششم (سال 78) و انتشار آن در یک یا چند وسیلهٔ ارتباط جمعی کنم .
          با‌واسطه یا بی‌واسطه ٬‌ با مدیران مسئول سایتهای "برنا" ٬ "ایسنا" و "فارس" تماس گرفتم ٬ و موضوع را با آنها در میان گذاشتم .
          همهٔ آنها ٬ با توجه به کاملاً بدیع بودن این اقدام در تاریخ ادبیات سیاسی کشور ٬ خاصه از آن جهت که نویسنده اش داستان‌نویس و ادیبی در قد و قوارهٔ بنده بود ٬ از این کار استقبال کردند .اما با وجود شناختی که از من داشتند ٬ به سبب حساسیت شرایط زمانی و بی اطلاعی از جزئیاتی که بنا بود در این خاطرات مطرح شود و تاثیر مثبت یا منفی ِ احتمالی ِ آنها بر مخاطبان ٬ مدیران مسئول دو سایت خبری اولی ٬ مایل بودند قبلاً ٬ کل این خاطرات را ببینند ٬ تا بعد ٬ نظر نهایی خود را در مورد انتشار یا عدم انتشار آنها بیان کنند . به عکس ٬ مدیر مسئول سایت فارس ٬ با شجاعتی حرفه ای و در خور تحسین ٬ ندیده و نخوانده ٬ و در شرایطی که ممکن بود به خاطر انتشار این خاطرات ٬ از هر دو سو مورد بازخواست و انتقاد قرار گیرد ٬ موافقت خود را با انتشار روزانهٔ آنها ٬ اعلام کرد . (تا به حال ٬ به طور تلویحی ٬ یکی از ناشران معتبر نیز ٬ آمادگی خود را برای چاپ این سلسله خاطرات به صورت کتاب ٬ اعلام کرده است .)
          خانم معصومهٔ اخوان ٬ همکار پرتلاش و دلسوزم در مجلهٔ "ادبیات داستانی" هم ٬ داوطلبانه ٬ حروفنگاری و ارسال روز به روزِ این خاطرات را بر عهده گرفت . در نتیجه ٬‌ حداقل پانزده قسمت از این خاطرات ٬ در سال 86 ٬ روی صفحهٔ پربیننده‌ترین سایت خبری کشور قرار گرفت . که جای تشکر بسیار از سوی بنده ٬ نسبت به این عزیزان را دارد .
          البته ٬ اولین بخش از این خاطرات ٬ که در آن ٬ به ضرورت ٬ مطالبی راجع به آقای عطاءالله مهاجرانی آمده بود ٬ واکنش تند و عصبی این وزیر سابقِ در حالِ حاضر ساکن انگلیس را برانگیخت . که من نیز ٬ ناگزیر به دادن پاسخی به ایشان شدم . و همان پاسخ نیز ٬ روی سایت فارس قرار گرفت .
          ج) سومین کار قلمی قابل ذکر سال 86ام ٬ تکمیل و بازنویسی یکی از مقالات سابقم ٬ با عنوان "پیشینه ٬ نقش و اهمیت داستان در زندگی انسان" ٬ در طولی نزدیک به 60 صفحه بود . این پژوهش ٬ در سه شماره پیاپی مجلهٔ ادبیات داستانی ٬ به چاپ رسید .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  • (1) توضیحات بیشتر در این باره ٬ اگر خدا خواست ٬ بماند برای مجالی دیگر.
  • (2) چاپ اول :   ؛انتشارات آزادی . این کتاب ٬ تا کنون دوبار چاپ شده است .

ادامه دارد./ 

  كليه حقوق براي Sarshar.org محفوظ است. ©