|
<عكس انتخاباتي، با كُتِ دكتر محمود احمدي نژاد - خاطرات سیاسی 18
یکشنبه 1 اردیبهشت 1387
يكشنبه 26/10/78، آقاي محمدعلي رامين، طبق قرار قبلي، با اكيپ فيلمبرداري كوچك تلويزيونياش به دفتر انجمن قلم ايران آمد، و يك مصاحبة كوتاه تلويزيوني راجع به آخرين فرمايشات مقام معظم رهبري، با من انجام داد. شب، براي شركت در جلسات مشترك هفتگي نامزدها، به دفتر مركزي جامعة روحانيت مبارز رفتم. آنجا تازه متوجه شدم كه عكاس آورده و در يكي از اتاقها مستقر كردهاند؛ و ميخواهند براي تراكتهاي تبليغاتي، از ما، عكس بگيرند. اصلا براي انداختن چنين عكس مهمي آمادگي نداشتم. اگر مي دانستم، حداقل موهاي سرم را ميشستم. لباس هم مناسب يك عكس رسمي، نبود. اما چارهاي نداشتم. ژاكت يقه اسكي دستبافت خانم و اوركت تنم بود. عكاس، گفت: با اين لباسها، نميشود. چه كار ميبايست ميكردم؟ دكتر محمود احمدي نژاد، به دادم رسيد: ـ با كُتِ من، عكس بيندازيد. گفتم: عيبي ندارد در عكسها، كُتِ هر دويمان يكي باشد؟ گفت: نه. معلوم نميشود. عكاس گفت: اما ژاكت يقه اسكي را چه كار ميكنيد؟ باز، آقاي احمدينژاد گفت: چه اشكالي دارد! بالاخره، هنرمند جماعت ، با امثال ما، يك فرقي بايد داشته باشد! همان طور هم شد كه او گفته بود: با يقه اسكي دستبافت و كت دكتر احمدينژاد, عكس انتخاباتيام را گرفتم. آقاي احمدينژاد هم, با همان كت, عكس گرفت. در حيني كه نامزدها, يكي يكي به اتاق عكاس? ميرفتند, جلسه گفت و شنود, ادامه داشت. بعضي, از جمله دكتر شهابالدين صدر و آقاي موحدي ساوجي, گله داشتند كه در دعوت افراد جهتِ سخنراني, منظم و بابرنامه, اقدام نميشود. دكتر صدر ميگفت: در هفتة گذشته, هيچ تماسي براي دعوت به سخنراني, با من گرفته نشده است! بنا شد مهندس دانش جعفري, بخشي از وظيفة هماهنگي ستاد تبليغات را بر عهده بگيرد؛ تا كارها, نظم و نسق بهتري پيدا كند. آقاي محمد علي ـ از اعضاي ستاد تبليغات ـ از نامزدها خواست كه هر يك, پنج آيتم را ـ راجع به خودشان ـ براي درج در برگههاي تبليغاتي, مشخص كنند. آقاي دانش جعفري گفت، آقاي ملكي را ديده؛ و او, راجع به جور كردن سخنراني براي من, به وي سفارش كرده است. اضافه كرد: خانم دكتر وحيد دستجردي قرار شد چند جا را, براي شما, تدارك ببيند. حدود ساعت يازده, خانه بودم. آن شب, مسابقة فوتبال تيم ملي ايران با تيم ملي آمريكا بود. با محمد, به تماشا نشستيم. به همين سبب, ساعت سه و نيم بعد از نيمهشب, توانستم بخوابم.
ادامه دارد. /
|