|
<محمد نقدي
جمعه 21 مهر 1385
به خاطر علاقهام به ادبيات داستاني در دوران دبيرستان بيشتر آثار نويسندگان معاصر را خواندهام، چون کتابهاي صادق هدايت، صادق چوبک، جلال آل احمد و برخي از آثار ديگر نويسندگان و حتي ترجمههاي خوب ادبيات داستاني ديگران چون بينوايان ويکتور هوگو و امثال آن، پس از پشت سر گذاشتن دوران دبيرستان و قتي براي تحصيل راهي حوزه علميه شدم با اينکه از گذشته خيلي فاصله نگرفته بودم، همچنان مشتاق مطالعه آثار نويسندگان در اين زمينه بودم و خيلي دلم ميخواست داستانهاي ديني و سرگذشت پيامبران را ـ که قرآن با نگاهي ويژه آن را مطرح ميکند ـ مطالعه کنم. اما متاسفانه در اين زمينه هنوز هم خلا و جود دارد و اثر قابل ذکري نيافتم. بي ميل نبودم که خودم در اين زمينه دست به کار شوم و با بضاعت بسيار ناچيزم لااقل ترجمه روان و خوش خواني از آنها را ارائه دهم، اما بايد اعتراف کنم که تنها خاطره خوبي که هنوز ذهنم با آن مشغول است و ذائقهام شيرين، مطالعه کتاب «يثرب شهر يادها و يادگارها»ي آقاي محمد رضا سرشار است که انصافا از خواندن آن لذت بردهام و به ديگران هم خواندن آن را توصيه کردهام. البته در بين آثار آقاي سرشار اين را به عنوان نمونه توصيه کردهام، نه به اين معنا که بقيه آثار ايشان اين ويژگي را ندارد.
آقاي سرشار در خلق اين اثر به گونه اي ابتکار به خرج داده که گويي خود در زمان حادثهها حضور داشته و خواننده را نيز همراه خود به عمق لحظهها ميبرد و خواننده همان حال و حس را پيدا ميکند.
به نظر من اين اوج کار يک نويسنده موفق است و اگر بخواهيم تعريف بهتري از کارهاي آقاي سرشار بدهيم، به خصوص براي نسل انقلاب، بايد بگوييم اولا آقاي سرشار ايده و هدف خود را در خلق آثار اموري واقعي، مقدس و اثرگذار انتخاب نموده، ثانيا در پديد آوردن آن، همه هنر خود را به کار گرفته، تا جايي که خواننده گام به گام و همراه با جريانها و اتفاقات موجود در اثر پيش ميرود. و از همه مهمتر تاثير و حالتي است که پس از مطالعه براي او پيدا ميشود. و امروز بايد بپذيريم که ادبيات ديني ما سخت نيازمند اين گونه نويسندگان است که بتوانند آثاري قوي و مستند اما در عين حال زيبا و خوشخوان از متون ديني را در قالب داستان و رمان ارائه کنند تا منشأ تحول در رفتار و کردار انسان نسل امروز بشود.
|