<چهره‌اي جدي و سرشار از منطق و معرفت | محمدعلي گوديني
            سه شنبه 18 مهر 1385

تأثير مثبت قصه‌هاي ظهر جمعه و صداي گرم و صميمي‌اي که آن سال‌هاي اول دهه شصت خوش به دل مي‌نشست، باعث شد تا در آنچه پيش از آن به عنوان داستان مي‌نوشتم، تجديد نظر کنم. قصه خواني شمرده و صحيح آقاي «رضا رهگذر»، چنان مؤثر بود که با شنيدن هر قصه‌اي بخشي از نوشته‌هاي قبلي‌ام ـ که آن روزها، انگشت شمار بودند و گاه حتي مي‌توانستم به طور شفاهي تا هفتاد، هشتاد درصدشان را از حفظ بخوانم ـ در ذهنم دچار دگرگوني مي‌شد و در بازنويسي‌ها، تغييراتي را انجام مي‌دادم.
از آنجايي که داستان‌نويسان نسل اول انقلاب، تقريباً همگي نويسندگان تجربي بودند و آن زمان نه مانند اين سال‌ها کتاب‌هاي آموزشي داستان‌نويسي شناخته شده و متعددي در دسترس بود و نه کارگاه‌هاي داستان نويسي و نه اين مقوله در دانشکده‌اي مستقلا تدريس مي‌گشت و آنهايي هم که دستي در اين کار داشتند و الحق صاحب توان و سبک و تجربه بودند، در اين زمينه به عموم مشتاقان کمکي نمي‌کردند. در چنان موقعيتي، نوشتن برايم جوششي بود و اگر نمي‌نوشتم چيزي در روح و ذهنم سنگيني مي‌کرد. با آنکه تا آن وقت چند داستان کوتاه را با آزمون و خطاي بسيار نوشته بودم و در مطبوعات به چاپ رسانده بودم، ليکن مشکلات فراوان داشتم که بدون راهنماي حاذقي حل ناشدني بودند.
اما با شرکت در اولين دوره کلاس آموزشي داستان نويسي حوزه هنري، افق تازه‌اي به رويم گشوده شد. آنچه از حضور در آن کلاس‌ها، برايم جالب و شيرين تر بود، وجود جناب استاد محمد رضا سرشار (رضا رهگذر) بود. استاد با همان لحن گيرا و کلام دلنشين قصه‌هاي ظهر جمعه، رويي گشاده، چهره‌اي جدي و در عين حال سرشار از منطق و معرفت در آن کلاس‌ها حاضر مي‌شد. همين خصوصيات بارز استاد سرشار موجب شد تا اين اعتماد به نفس در من تقويت شود و بفهمم که مي‌توانم موفق باشم. پرسش‌هاي متعدد هنرجويان و پاسخ‌هاي مستدل و منطقي و تا حد قانع شدن سوال‌کننده، و در پي آن تشويق و اميد دادن و اميدوار شدن و از آن مهم‌تر صميميت ايشان به عنوان استادي پر حوصله در کلاس، از عوامل مؤثر در درک مطالب و آموختن بود. در آن دوره، کم نبودند هنرجوياني اغلب با قلمي در حد من و بعضي جلوتر و برخي در ابتداي راه، که خوشبختانه، حالا آن مردان و زنان، غالباً هريک استادي‌اند و در عرصه ادبيات ما وزنه‌اي انکارناپذير، با آثاري برتر و جوايزي در سطح کشور، و آثاري ترجمه شده به زبان‌هاي ديگر. هنوز هم دانشکده‌هاي ويژه، با همه هزينه‌ها و امکانات و استادان، نتوانسته اند، در يک مقطع چند ساله، به اين تعداد و با اين کيفيت بالا، نويسنده به جامعه ما معرفي بنمايند.
از سوي ديگر کم نبوده‌اند، نويسندگان گمنام تري که جناب استاد سرشار، چه با مکاتبه و چه با خواندي داستان‌هايشان از برنامه قصه ظهر جمعه، آنها را کشف و به ادبيات کشور معرفي نموده‌اند که آن دسته هم اينک، هر يک به نوبه خود، از نويسندگان طراز اول ادبيات معاصر هستند و برخي جوايزي نيز در سطح ملي و حتي بين‌المللي به دست آورده‌اند. که اگر نبود آن خلوص و جديت و معرفت ذاتي و بينش جناب استاد سرشار، بي‌گمان بسياري از اين عزيزان، در چنين مرتبه‌اي نبودند و يا ...
از ديگر ابعاد برجسته شخصيتي استاد سرشار که به نظرم در اينجا نمي‌بايد ناگفته بماند، تسلط کامل استاد بر مقوله کلي ادبيات است که هم اکنون با قريب صد عنوان کتاب تأليف و ترجمه و ... با آثاري در وادي ادبيات کودک، نوجوان، بزرگسال، نقد و نوشته‌هايي در زمينه آموزش داستان‌نويسي و کار عظيم و ماندني «آنک آن يتيم نظر کرده» ـ رمان دو جلدي زندگي پيامبر (ص) با آن نثر متفاوت و تأثير عميق و شگفت روحي و معنوي که بر مخاطب بر جاي مي‌گذارد، در کنار آثار متعدد نقد که چه به صورت کلي و جزئي، و کتابي و با دقتي کم نظير ـ حتي گاه در حد انگشت نهادن بر يک حمزه (ء)، که اين امر مؤيد دانش و تسلط جناب سرشار بر ادبيات است و صداقت ايشان را مي‌رساند، واقعيتي انکارناپذير است.
از ديگر برجستگي‌هاي استاد سرشار، که در کمتر شخصيتي به اين اندازه وجود دارد، مي‌توان به تواضع ايشان اشاره نمود. تواضعي همراه با معرفت. بسيار ديده‌ام که ايشان با داشتن چنين شخصيت برجسته ادبي‌اي، در حاشيه محافل ادبي با افراد کم مايه (از نظر دانش ادبي) حتي بيش از ساعتي، از وقت با ارزش خود را به گفت‌وگو و بحث ادبي مشغول بوده‌اند. کاري که بسياري آن را کسر شأن مي‌دانند.
نکته ديگر، حضور مشتاقانه در محفل‌هاي نقد ادبي و بحث‌هاي طولاني، گاه چند ساعته، درباره برخي کتاب‌هاي مطرح، چه تأليف و يا ترجمه است. آن هم با شنيدن و توجه و احترام به نقد و نظرات ديگران که اين مهم کمتر در توان و حوصله ديگر اشخاص ديده مي‌شود.
و اما ...
کلام آخر اينکه، اين سال‌ها در سايه انقلاب فرهنگي، در ميان تجليل از بزرگان علم و ادب و هنر، ناشايستگاني نيز به ناحق و با اعمال نفوذ‌ها، برخورده‌اند و در مقابل، بسياري را نيز مجالي براي تجليل نبوده. اينک بسيار خرسندم که به واقع حقي به حق‌دار مي‌رسد. از آنجايي که استاد محمدرضا سرشار، در وادي ادبيات معاصر ايران، به خصوص در اين ربع قرن حاضر، تقريباً در تمامي زمينه‌ها دستي و نقشي تأثيرگذار داشته و دارند در عين بي‌ادعايي، نويسندگان مطرحي را پرورانده‌اند و مهمتر آنکه اين داشته‌ها و دانسته‌هايشان، به ويژه در زمينه نقد، توأم با بار آموزشي هم بوده است. به سبب همان خدمات مخلصانه ايشان به ادبيات و فرهنگ جامعه که بخشي از آن برشمرده شد، مسروريم که پاسداشت و تجليل و ارج نهادني در حق ايشان صورت مي‌گيرد.

  كليه حقوق براي Sarshar.org محفوظ است. ©