|
<هنوز فرصت هست
یکشنبه 9 مهر 1385
خوشا به حال كساني كه نعمتهايي را كه آنان را احاطه كرده است ميشناسند، و پيش از ازكف دادن آنها، قدرشان را ميدانند. اينان همان افرادي هستند كه در طول زندگي، كمتر حسرت گذشته و موقعيتهاي از كف رفته را ميخورند و ندامت ميكشند. و چه اندكاند اين گروه مردمان!
يكي از بزرگترين نعمتها براي هر جامعه، داشتن رهبر و پيشواي شايسته است؛ نعمتي كه مردم ما، پس از قرنهاي متمادي محروميت از آن، به يمن پيروزي انقلاب اسلامي، نزديك به بيست و هشت سال است از آن برخوردارند.بيترديد و همچنان كه رهبر معظم انقلاب نيز فرمود، روز ارتحال حضرت امام خميني (ره)، يكي از بزرگترين روزهاي عزاي جهان اسلام است.
فقدان چنان مرد بزرگ وـ در اين عصرـ بينظيري، چنان عظيم است كه به سادگي و زودي، قابل جبران نيست. چه، اگر گفته ميشود در هر جامعه دست كم قرني بايد بگذرد تا پيشوايي به معني واقعي كلمه بزرگ ظهور كند، در كشور ما و بل عالم تشيع، از آخرين امام معصوم (ع) تا اين زمان، رهبري اين گونه جامعالاطراف همچون امام خميني (ره)، ظهور نكرده بود. با اين همه، دور از واقعبيني، و نوعي ناسپاسي است، اگر چنين تصور و تبليغ شود كه پس از آن دردانة دوران، رشتة امور انقلاب از دست به در رفت، و جريان آنـ تا آنجا كه به رهبري مربوط ميشودـ منحرف يا متوقف شد.
بيترديد، امام (ره) خورشيدي فروزان در آسمان انقلاب بود كه پيوسته بر امت نور ميپاشيد و پرتوهاي انبوهش، چشمها را خيره ميكرد. اما اين بدان معنا نبود كه در اين آسمان پهناور، هيچ ستارة پرفروغي وجود نداشت. به تفاريق و با تفاوتهايي بودند. ليك، همچنان كه ستارگان درخشان آسمان طبيعت، از كثرت نورافشاني خورشيد، در روز روشن ديده نميشوند، آنان نيز با حضور امام، به چشمهاي معمولي نميآمدند. به بيان ديگر، عيب از كمفروغي و كوچكي آنها نبود؛ مسئله، تابش نور خيره كنندة آن خورشيد تابان بود. وگرنه، در قياس با همطرازان سياسي خود در سطح جهان، بعضاً همچون خورشيدي در برابر ستارگاني كم نور، ميدرخشيدند. و درخشانترين آنانـ بحقـ شخص رهبر فرزانة فعلي انقلاب بود؛ كه حتي در همان زمان نيز، امام، با آن ديدگان حقيقتبين خود، او را ديده و با تعبير زيباي «كسي كه همچون خورشيدي در آسمان انقلاب ميدرخشد»، به ديگران معرفياش كرده بود. هموكه، زماني كه خبرگان برگزيدة ملت، براي تعيين جانشيني براي آن بزرگمرد، گرد هم آمدند، شايستهتر از او، براي اين مسئوليت خطير، نيافتند. و به راستي كه در آن اوج سوگ و التهاب و اضطراب فقدان حضرت امام، گزينش چنين رهبري شايسته، مرهمي بر دلهاي دردمند امت، و ماية تسلاي خاطر آنان شد.
هفده سال سكانداري مدبرانه و عزتمندانة اين كشتي عظيم، بر اقيانوس طوفاني و متلاطم سياست جهانيـ در حالي كه پيوسته در معرض سهمگينترين امواج توطئه قرار داشتـ و به سلامت به در بردن آن از گردابهاي كمين كرده بر سر راه، توسط رهبر معظم انقلاب، ديگر براي دير باورترين افراد نيز نبايد كمترين ترديدي در حقانيت اين انتخاب بر جا گذارده باشد.
قرار داشتن در دايرة نعمت فراگير رهبري اين ذرية گرانقدر رسول خدا (ص) و شاگرد شايستة مكتب خميني بزرگ، قطعاً براي بسياري، مانع از پي بردن به عمق و عظمت اين نعمت است. اما كاش ما از آن زمره مردمان نباشيم كه تنها پس از كف دادن نعمت، تازه به قدر واقعي آن پي ميبرند، و در حسرت و دريغ اين قدرناشناسي و ادانكردن حق آن، ميسوزند و انگشت تحسر به دندان ميگزند.
|