<يك صدا و بيست و چهار سال خاطره براي قصه ظهر جمعه‌هاي ما
            سه شنبه 17 مرداد 1385

خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا ): صداي دلنشين و صميمي محمدرضا سرشار بخش جدانشدني خاطرات خوب و جمعي بسياري از ما در ظهر جمعه‌هاي ديروزمان و قصه‌هاي آن روز است.
يكي از ظهرهاي سرد بهمن‌ماه سال 1360 بود كه حس آشناي صداي گرمش، همكنارمان شد و ناخودآگاه چه خوش عادتمان داد تا سر وعده و قرار هر هفته‌مان در اين روز، پاي قصه‌هاي شنيدني‌اش بنشينيم. اين خاطره، بي‌وقفه تا 24 سال و تا شهريورماه سال گذشته ادامه داشت و نسل‌هاي متفاوتي با سرشار عزيز ما، سرشار از حس شدند، جوانه زدند، گل دادند؛ حتي به جرعه‌اي از زماني كه اما ممتد بود و همين نه بهانه كمي از سوي ما بود و نه هنر كمي از سوي او.
محمدرضا سرشار اينك در دهه پنجم از زندگي خود جداي از اين همدلي‌هاي ظهر جمعه‌اي‌هايش با شنوندگانش از شبكه سراسري راديو در شهرها و دورافتاده‌ترين روستاهامان، اما يكي از نام‌آورترين نويسندگان و پژوهشگران حوزه ادبيات به شمار مي‌آيد. معلمي، تأليف نود كتاب و مقاله، تدريس در دانشگاه تهران، سردبيري نشريات و برنامه‌هاي راديويي بخشي از زندگي سرشار (رضا رهگذر )در گذر از اين سالها و از سال 1352 كه نخستين قلمزني‌هاي رسانه‌اي خود را آغاز كرد، تا به امروز بوده است. او تاكنون 26 جايزه كشوري را به خود اختصاص داده و برخي از آثارش در خارج از مرزها به زبان انگليسي و اردو ترجمه شده است.
سال 1373 و 1997 ميلادي زماني بود كه سرشار با كتاب «دايره‌المعارف بين‌المللي ادبي» نام خود را به عنوان يكي از مشاهير فرهنگ در عرصه بين‌المللي به ثبت رساند. تحقيق در قصه‌هاي ناب قرآني يكي از دغدغه‌هاي ديرين او بوده است و در حوزه ادبيات ديني نيز جايزه برگزيده جشنواره كتاب سال قرآني را نيز دريافت كرده است.
محمدرضا سرشار از آن نامها است كه نامش، همنام صداست، صدايي كه از دورها مي‌گويد اما به نزديكاي خانه دل است...

  كليه حقوق براي Sarshar.org محفوظ است. ©