اشاره:
بالاخره صدمين شماره ادبيات داستانى هم منتشر شد. ماهنامه ادبيات داستانى تنها نشريهاى است که به طور تخصصى در حوزه ادبيات داستانى به منظور ارائه آموزش مباحث نظري، نقد، گزارش و داستانهاى ارزشمند براى هنرجويان رشتههاى مرتبط با ادبيات و به قصد ارتقاء و رشد آگاهى آنان در اين عرصه فعاليت دارد و در اين مسير هرگز خنثي، تابع و مستحيل در جريانهاى کاذب و انحرافى ادبى هنرى غالب روز نبوده و همواره وضعى تحليلي، انتقادى و روشنفکرانه داشته است. ادبيات داستانى به خصوص از نيمههاى سال 80 تا پايان 84 يعنى از شماره 60 تا شمارههاى اخير، شاهد تغيير و تحولاتى بوده که قابل توجه است. روابط عمومى انتشارات سوره مهر به بهانه انتشار صدمين شماره ماهنامه تخصصى ادبيات داستانى با محمدرضا سرشار سردبير مجله، گفتگويى صورت داده و براى بخش فرهنگى ارسال نموده است. آنچه در پى مىخوانيد ماحصل اين گفتگوست؛
***
× در يک ارزيابى کلى ادبيات داستانى را از ابتدا تاکنون چگونه ارزيابى مىکنيد؟
×× البته ارزيابى را خوانندگان و اهالى قلم و مسئولين ذىربط انجام مىدهند. در يک نگاه کلي، سطح هر مجلهاى به دو عامل بستگى دارد؛ اول دانش و ا حاطه گردانندگان آن نسبت به موضوعى که مجله به خاطر آن منتشر مىشود و دوم نويسندگان و منتقدانى که متعلق به اين طيف فکرى هستند و با آثار خود نشريه را تغذيه مىکنند. ما هميشه از مطالب مستدل علمى متعلق به هر انديشهاى استقبال کرده و مايل بودهايم نوعى چالش بين ديدگاههاى متفاوت در حوزه ادبيات داستانى و حواشى آن در مجله مطرح شود. منتها از سوى جريانهاى فکرى ديگر، از اين قضيه استقبال نشد. ادبيات داستانى هميشه آماده مناظره (مناظره قلمى و شفاهي) و نقد علمى مطالبش، از طرف هر انديشهاى بوده اما تا به حال در اين بخش، با استقبالى مواجه نشده است.
× علت تداوم انتشار نشريه را تا شماره 100 در چه چيزى مىبينيد؟
×× مجلاتى مثل ادبيات داستانى که تخصصىاند، مخاطبان معدودى دارند. لذا، مانند مجلات عامهپسند نمىتوانند با درج مطالب جنجالي، انبوهى از مخاطبان را به سمت خود جذب کنند. اين نشريات از دو طريق مىتوانند روى پاى خود بايستند: يکى آگهىهاى بازرگانى و يکى هم از طريق يارانهاى که به طور پيوسته از طرف مرکزى که نشريه به آن وابسته است، به آن تعلق مىگيرد.
مجله ادبيات داستاني، به هر دليل، در بخش اول تا به حال موفقيتى نداشته تا بتواند هزينهاش را از طريق آن تامين کند. منتها به نظر من در اين مورد در ارتباط با ادبيات داستانى سستىهاى زيادى صورت گرفته. اما در بخش دوم، حوزه هنرى براى ادبيات داستانى يارانه داده؛ و تا زمانى که اين يارانه ادامه پيدا کند مجله به حيات خود ادامه مىدهد. چرا که اينگونه نشريات هرگز نمىتوانند صرفا از طريق درآمد فروش تامين شوند. البته حوزه هنرى مرکزى است که با همين هدف تاسيس شده؛ و از اهداف عمده آن پرداختن تخصصى به ادبيات داستانى است. چه بسا اگر اين مجله به نهاد ديگرى تعلق داشت که وظيفه تعريفشدهاش ادبيات نبوده، تداوم پيدا نمىکرد.
× رابطه ادبيات داستانى با دانشگاهها و دانشجويان بخصوص در زمينههاى مرتبط چگونه است؟
×× حدود سه سال است که ما هيچ اطلاعى از نحوه توزيع ادبيات داستانى نداريم. يعنى نه به ما آمار تيراژ چاپ مجلات، نه تيراژ فروش و نه برگشتىها گفته مىشود. حتى اشارهاى به تعداد مشترکين نشريه هم نمىشود. ما اينجا صرفا تا مرحله آمادهسازى مطالب پيش مىرويم. آن وقت صفحهآرايى نهايى را مى بينيم. بعد از آن، ديگر خبر نداريم.
کارى که خود ما کرديم اين بود که نشانى اساتيد ادبيات فارسى سراسر کشور را به واحد توزيع داديم. حتى من نشانى اساتيد زبان و ادبيات فارسى دانشگاههاى هند و پاکستان را هم به اين واحد ارائه کردم. البته، آنها هم به ما گفتند که براى همه اين افراد، نشريه را مىفرستند. ولى تاکنون هيچ گزارشى در اين مورد به ما داده نشده است.
× آيا نشريهاى مشابه ادبيات داستانى در داخل کشور وجود دارد؟
×× خير. تاکنون مجله مستقل ادبيات داستانى نه در گذشته و نه حال، در کشور وجود نداشته. اما نشرياتى هستند که هفت هنر را پوشش مىدهند. خاصترين شکل آنها هم نشرياتىاند که شعر و داستان را با هم دارند.
× در خارج از کشور چطور؟
×× در جاهايى مانند آمريکا يا اروپا، حتما بايد چنين نشريهاى باشد. اما من به شخصه اطلاعى ندارم. فقط گاهگاهى يک مجله به زبان فارسى از آلمان به دست ما مىرسد که شعر و داستان را با هم دارد. يا گاهنامهاى شامل داستان هست که به زبان انگليسى و در قالب کتاب با عنوان The Litrary Reviewدر آمريکا چاپ مىشود؛ که براى ما هم فرستاده مىشود. در اين کتاب، به ضميمه هر داستان، زندگينامه کوتاهى از نويسنده آن هم چاپ شده است.
× چقدر سعى داريد داستانى که در مجله چاپ مىکنيد از جنبههاى مختلف کيفى و محتوايى به يک داستان معيار نزديک باشد؟
×× فرق مجله با کتاب در اين است که بايد در يک زمان معين، مطالب خود را تهيه کند. اگر حجم مطالبى که مىرسد بيش از نياز مجله باشد، مىتوان انتخاب احسن را انجام داد. اگر خيلى زياد نباشد، انتخابى متوسط صورت مىگيرد. اگر هم سر به سر باشد که حداقل کيفيت حاصل مىشود. اما از آنجا که درصد بخشهاى مختلف مطالب ادبيات داستانى در نوسان است، ما خود را ملزم نکردهايم که حتما در يک شماره به عنوان مثال 10 صفحه داستان و 10 صفحه نقد داشته باشيم. بنابراين، در انتخاب نوشتههاى بهتر، تا حدودى دستمان باز است.
× در برخى شمارههاى مجله مىبينم که آثارى از نويسندگان مبتدى چاپ مىشود؛ با توجه به تخصصى بودن نشريه اين موضوع را چگونه تبيين مىکنيد؟
×× يکى از مشکلات ما اين است که نويسندگان ما داستان کوتاه نمىنويسند. و اين مسئله، نه فقط در نشريه ادبيات داستانى بلکه در جاهاى ديگر به چشم مىخورد. متاسفانه چندسالى است که نويسندگان در اين حوزه کم کار شدهاند. اما اگر منظورتان داستانهاى “فرصت سبز” است؛ اين بخش اصلا خاص داستانهاى نوقلمان عرصه داستان است.
× قدرى هم در مورد ويژهنامههاى تخصصى نشريه که سابقا منتشر مىشد، توضيح بدهيد.
×× در آن زمان من خيلى با اين ويژهنامهها موافق نبودم. علتش هم اين بود که مىگفتم مجله مثل زندگى است. ما در اين زندگى صبحانه مىخوريم، ناهار و شام مىخوريم، ميوه هم مىخوريم، چاى مىنوشيم. اين مجموعه متنوع يک روز جذاب زندگى ما را تشکيل مىدهد. اگر قرار باشد در يک روز فقط يک جور غذا بخوريم، ولو اينکه آن غذا خيلى هم انرژى داشته باشد، خستهکننده است. مجلهاى که ماهى يکبار منتشر مىشود اگر فقط به يک موضوع بپردازد و از نيازهاى طيفهاى ديگرى از مخاطبان خود غافل شود، در درازمدت نمىتواند رضايت آنها را کسب کند. طيف وسيعى از مخاطبان ادبيات داستانى را هنرجويان و هنرآموزان داستاننويسى جوان کشور تشکيل مىدهند؛ که به همه چيز نياز دارند. ضمن اينکه ويژهنامهاى که شما اشاره کرديد در زمانى منتشر مىشد که ادبيات داستانى فصلنامه بود. يعنى هر سه ماه يک شماره و گاه حتى هر دو فصل يک شماره منتشر مىشد. لذا، در آن دورههاى زمانى سه يا شش ماهه، فرصت کافى براى اين کارها بود. البته اخيرا در پاسخ به برخى از اين نوع درخواستها، تصميم گرفتيم استثنائا يک شماره را به ترجمه اختصاص دهيم؛ و احتمالا اين ويژهنامه، در شهريور يا مردادماه منتشر خواهد شد. اگر بازتاب آن خوب باشد شايد در سال دو مورد از اين ويژهنامه منتشر کنيم.
× يکى از کارهايى که معمولا رسانهها انجام مىدهند چهرهسازى است. در مدت فعاليت ادبيات داستانى چقدر در اين زمينه فعاليت کردهايد؟
×× من خودم معتقدم چهرهسازى کار درستى نيست. البته اوايل انقلاب، همه جريانها اين کار را مىکردند و خيلى جريانها هنوز هم اين کار را در مورد افراد همسو با خودشان مىکنند. از اين طريق افرادى با رانتهاى ويژه بالا آمدند که شايد استحقاق آن را نداشتند. اتفاقا بعدها همين افرادى که با رانتهاى جريانهاى خاص سياسي، ادبي، رشد بادکنکى پيدا کردند، به معضلهاى بزرگى براى ادبيات و هنر کشور و حتى همان احزاب و جريانها تبديل شدند. حتى کار به گونهاى شد که آنهايى که باعث رشد بادکنکى آنان شده بودند، بعدا نتوانستند اين افراد را در جاى خود بنشانند. به همين علت است که من معتقدم هرکس بايد رشد طبيعى خود را داشته باشد. منتها نهادهايى مانند حوزه هنرى و نشريات آن، وظيفه دارند به کشف استعدادها و معرفى آنان به جامعه کمک کنند. البته اين افراد مستعد بايد استحقاق معرفىشدن را داشته باشند و به همان اندازهاى هم که استعداد دارند، معرفى شوند. بالطبع، مجلهاى مثل ادبيات داستانى هم وظيفه دارد جوانها و نويسندگان مستعد گمنام را کشف و به جامعه معرفى کند. به همين منظور بخش مهمى از مجله به اين کار اختصاص دارد. ما در خودمان توانايى کشف استعدادها و تشخيص کيفيت آثار را مىبينيم؛ و فارغ از هر ملاحظه ديگري، اثرى را که ارزشمند باشد، چاپ مىکنيم.
× فکر مىکنيد تا کى در کنار ادبيات داستانى باشيد؟
×× به عنوان کسى که دغدغه اصلىاش نوشتن است، به اقتضاى تامين معيشت مجبورم يک کار اجرايى را دنبال بکنم. شايد يکى از معدود مناسبترين کارهاى اجرايى براى من، همين فعاليت در مجله ادبيات داستانى باشد. منتها يکى از ويژگيهاى من اين است که شايد زيادى استقلال راى دارم. اين استقلال راى هم به مذاق برخى از مديران خوش نمىآيد. بنابراين، تا عمرى و توانى باشد و تا زمانى که مديران حوزه هنرى (که متوليان اين مجله هستند) اين استقلال را- در چارچوب قوانين وضعشده کشور- محترم بشمارند، من هم به اين کار ادامه خواهم داد.