<وضعیت اسفبار حوزه هنری در سالهای اخیر
            شنبه 27 خرداد 1385

سردبير مجله ادبيات داستاني حوزه هنري در گفت و گو با خبرگزاری فارس از عملكرد چند سال اخير حوزه هنري به شدت انتقاد كرد.
رضا رهگذر در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس، با اشاره به اين كه حوزه هنري سه وظيفه اصلي و اساسي را در ساختار خود دارد، گفت: وظيفه حوزه هنري است كه «معيارها و مباني هنر اسلامي را در رشته‌هاي مختلف مشخص كند» يعني كار پژوهشي مستمر براي تعيين اين مباني و معيارها انجام دهد. وظيفه دوم «شناسايي و پروش نيروهاي مستعد هنري در ميان مسلمانان وفادار به انقلاب اسلامي است». وظيفه سوم هم «توليد آثار هنري و ادبي ارزشي منطبق با اصول و معيارهاي فرهنگي نظام جمهوري اسلامي ايران» است.
وي در ادامه سخنان خود به اولين و مهم‌ترين وظيفه اين نهاد پرداخت و تاكيد كرد: در بُعد اول كه انجام كار پژوهشي است، به نظر من، حوزه هنري به هيچ وجه موفق نبوده. اگر هم به ندرت كارهاي پراكنده‌اي انجام شده، حاصل دغدغه‌هاي افرادي بوده كه براي دل خودشان كاري انجام داده‌اند و حوزه هنري تنها زحمت چاپ آن‌ها را كشيده است. ضمن آن كه چيزهايي كه امروز به عنوان مباني هنر اسلامي به وسيله حوزه هنري منتشر مي‌شود، به نظر من آن چيزي نيست كه اسلام متوقَع است؛ و با معيارهاي فرهنگي و زيبايي‌شناسي اسلامي مطابقت ندارد.
سرشار يادآور شد: حتي من اخيرا كتابي را خوانده‌ام كه به‌وسيله حوزه هنري منتشر شده و راجع به «مباني هنري مدرن غرب» است. نويسنده محترم اين اثر به نظر من مرزهاي اصلي فلسفه و هنر اسلامي را با فلسفه‌هاي اُمانيستي و غيراسلامي نمي‌شناسد و متاسفانه برداشت درستي از اين مرزها ندارد.
وي كه مدتي است خود را از حوزه هنري بازخريد كرده، در ادامه سخنان خود به دومين وظيفه اين حوزه كه پرورش هنرمندان متعهد است، پرداخت. سرشار گفت: حوزه هنري در اين خصوص هم موفق عمل نكرده است. لااقل در دهه‌هاي 70 و 80 من چهره‌هاي متعهد شاخص و برجسته‌اي را كه به وسيله حوزه هنري به جامعه معرفي شده باشد، نمي‌شناسم. وضع به قدري در حوزه هنري اسفناك است كه من فقط با حضور در يكي از سمينارهاي كه براي مسؤولان واحدهاي ادبيات حوزه هنري در استان‌هاي مختلف بود، متوجه شدم عده قابل توجهي از اين افراد نه آگاهي درستي از معيارهاي ديني هنر و ادبيات دارند و نه تعهدي نسبت به اين معيارها.
رهگذر با بيان اين مطلب كه برخي افراد در شهرستان‌ها نان حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي را مي‌خورند، ولي هنري كاملا لائيك و غير مذهبي را ترويج مي‌دهند، به سومين وظيفه حوزه هنري اشاره كرد و بيان داشت: درخصوص سومين وظيفه هم بايد بگويم كه سينماي حوزه هنري در 15 سال اخير، با سينماي ديني مورد توجه ما نسبتي نداشته است. حوزه هنري در اين عرصه به نوعي تمايل به پيدا كردن گيشه دارد و سعي مي‌كند تا آثاري پرفروش و مورد قبول براي جشنواره‌ها تهيه كند. بنابراين اين نوع نگاه باعث شده است كه همه اين آثار از آن مسير مورد انتظار دور شوند. به علاوه آنكه برخي از اين فيلم‌ها به عنوان فيلم‌هاي ضد ارزشي از سوي افراد مذهبي تقبيح شده‌اند.
«اغلب هنرمنداني هم كه به حوزه هنري رفت و آمد دارند،‌ فعاليت در حوزه هنري به عنوان شغل چندم آ‌ها محسوب مي‌شود. هنرمندي هم كه به طور پاره وقت حضور در مكاني دارد، به طور طبيعي ثمره‌اي در حد پاره وقت خواهد داشت».
سردبير مجله ادبيات داستاني با بيان اين سخن به خرده‌كاري‌هايي كه اين سال‌ها گريبان حوزه هنري را گرفته است، پرداخت: «به نظر من حوزه هنري همچنان گرفتار خرده‌‌كاري است. يعني مديريت حوزه هنري به جاي اين كه عمدتا به وظايف اصلي خود بپردازد و كارهاي راهبردي و استراتژيك انجام دهد، به خرده‌كاري‌ها اشتغال دارد. خرده‌كاري‌هايي كه نسبتي با وظايف اصلي حوزه هنري ندارد».
وي بيان داشت: خرده‌برنامه‌هاي اين حوزه تنها هياهو و سر و صدا دارند و كمكي به پيش‌برد اهداف حوزه هنري نمي‌كنند، اما وقت و انرژي بسياري از حوزه هنري مي‌گيرند، يك نمونه‌اش همين برنامه «در حلقه رندان» است. در اين «حلقه‌ها» علاوه بر اين كه مطالب مطرح شده هيچ ربطي به اسلام و انقلاب و مسايلي از اين دست ندارد، گاهي اوقات مطالبي مطرح مي‌شود كه با برخي معيارهاي عرفي و اخلاقي جامعه ما هم در تضاد است. يعني فقط به مكاني براي افرادي با نگاه‌ها و آراهاي مختلف تبديل شده است كه دور هم جمع بشوند و شربت و شيرينيي بخورند و بگويند و بخندند.
رهگذر در ادامه سخنان خود به نگاه تجاري كه از زمان مديريت محمدعلي زم بر حوزه هنري حاكم شد، اشاره كرد و يادآور شد: نگاه تجاري در زمان آقاي زم بر حوزه هنري حاكم شد و به تدريج در بدنه اجرايي حوزه هنري رخنه كرد. حوزه هنري در دوره جديد با حجم متراكمي از كارمندان اجرايي روبه‌رو شده كه ميراث بر جاي مانده از دوره قبل است، البته به نظر من اين ميراث مي‌توانست در يك حركت انقلابي اصلاح شود، ولي تا به حال اين كار صورت نگرفته است. البته امروزه حوزه هنري فعاليت‌هاي اقتصادي خود را تا حد زيادي كاهش داده است.
وي با بيان اين مطلب كه حوزه هنري بايد محراب هنر اسلامي باشد، يادآور شد: اين حوزه بايد مكاني براي هنرمندان متعهد انقلابي و مسلماني باشد كه به هر حال به خاطر تغيير سياست‌هاي دولت‌ها در سال‌هاي اخير، امروز در جاهاي ديگر مشتري و خريدار ندارند. حوزه هنري بايد پناهگاهي باشد براي توليد آثار هنري توسط اين افراد.
وي به تاسيس حوزه هنري استان تهران پرداخت و بيان داشت: هنوز بنده متوجه نشده‌ام كه فلسفه تاسيس حوزه هنري استان تهران چه بوده است. در دو سال گذشته حوزه هنري تشكيلات جديدي را به نام حوزه هنري استان تهران به راه انداخت؛ در حاليكه با وجود اين حوزه مركزي، ديگر به حوزه هنري استان تهران نيازي نبود. الآن برخي از همان كارهايي كه در اين‌جا انجام مي‌شود، به آن مكان برده‌اند و افرادي را هم كه به عنوان مديران آنجا انتخاب كرد‌ه‌اند بسيار بي‌تجربه، جوان و فاقد برخي حساسيت‌هاي لازم هستند. من متحير هستم كه با چه معيارهايي اين گونه فعاليت‌ها به اين افراد سپرده شده است.
سرشار با اشاره به اين كه مدتي خيلي كوتاهي عضو شوراي سياستگذاري واحد ادبيات در حوزه هنري بوده ‌است، يادآور شد: حوزه هنري در درون خود چندين شواري سياستگذاري داشت. يكي شواري سياستگذاري كلان بود و مابقي در بخش‌‌هاي مختلف و با حضور صاحب‌نظران برپا مي‌شد. به اين ترتيب كه هر واحد شورايي جداگانه داشت و من هم عضو شواري سياستگذاري واحد ادبيات بودم. كه فكر مي‌كنم فقط سه يا چهار جلسه برقرار شد، بعد هم بدون هيچ توضيحي اين شورا منحل شد.
وي ادامه داد: در ابتدا كه جلسات شورا برپا و تصميماتي گرفته مي‌شد، متاسفانه شاهد اجرايي شدن آنها نبوديم، شان اين شورا را از مديريت پرسيدم. چون اگر ما شوراي سياستگذاري بوديم، بايد مصوبات آن اجرايي مي‌شد. بعد از يك جلسه به ما گفتند كه اينجا فقط شواري مشورتي است. البته شوراي مشورتي هم مصوباتش لازم‌الاجرا نيست. بعد از سه - چهار جلسه بود كه ديگر به طور كلي از هيچ كدام از ما دعوت به عمل نيامد و جلسات هم ديگر تشكيل نشد.
اين نويسنده و منتقد در ادامه به شوري سياستگذاري مركزي اين حوزه پرداخت و تاكيد كرد: شوراي سياستگذاري كلي حوزه هم كه تا به حال تعطيل نشده است، به اين خاطر است كه رئيس‌ سازمان تبليغات اسلامي يكي از اعضاي آن است.

  كليه حقوق براي Sarshar.org محفوظ است. ©