محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)، نویسنده و منتقد ادبی در سال 1332 در کازرون به دنیا آمد. او پس از اخذ دیپلم و طی دورهی سربازی در سال 1354، در رشتهی مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت مشغول به تحصیل شد؛ اما علاقهاش به نویسندگی سبب شد تا وارد عرصهی هنر شود.
نخستین آثار قلمی او در سال 1352 در یکی از مجلات هفتگی ادبی و اولین کتابش سه سال بعد در سال 1355 چاپ شد. از او تا به حال بیش از 60 عنوان کتاب در قالب داستان، پژوهش، نقد و مباحث نظری ادبی به شکل تألیف یا ترجمه برای کودکان و بزرگسالان منتشر شده است. تیراژ کتابهای او بالغ بر سه میلیون نسخه است. اثر اخیر او مجموعهی «سرزمین نور» - شرح زندگانی پیامبر اسلام- یکی از بهترین آثار داستانی اوست، آن طور که مرحوم دکتر حسن حسینی در این باره میگوید: «گاه گاه کلمهها [ی مجموعهی سرزمین نور] کلمه نیستند. مخمل هستند. جملههای به نرمای نسیم در مقابل دیدگانت میوزند و غبار را از روحت پاک میکنند. گاه توصیف ماجراها آن چنان دقیق میشود که گویی نویسنده سالها خود آن را تجربه کرده است.»
او تا به حال 26 جایزهی ادبی در سطح کشور دریافت کرده است.
سرشار نه تنها در داستاننویسی بلکه در نقد ادبی نیز چیرهدست است. نقدهای تند و بیتعارف که نشان از دقت نظر و تسلط و صداقت و صراحت ذاتی اوست، از بهترینها محسوب میشوند. پس از چند برنامهی تلویزیونی در نقد صادق هدایت قرار است پژوهشی که در مورد شخصیت صادق هدایت انجام داده نیز چاپ شود. به گفتهی سرشار، چاپ این اثر به افسانهی صادق هدایت پایان میدهد.
در کنار نویسندگی، 22 سال قصهگویی در رادیو شهرت سرشار را دو چندان کرده. قصهگوی برنامهی «قصههای ظهر جمعه» که تحسین رهبری را نیز برانگیخته است، مدتی است از این کار دست کشیده ولی صدای دلنشین و رسای او هنوز در گوش دوستدارانش طنینانداز است. شاید به همین علت است که تیتر درشت صفحهی اول خود را این گونه انتخاب کرده: «صدای آشنای ایرانیان».
معلمی، تدریس در دانشگاه، سردبیری چند برنامهی رادیویی، سردبیری چند مجلهی ویژه کودکان و نوجوانان، سردبیری چند فصلنامهی تخصصی ادبی، 15 سال داوری کتاب سال وزارت ارشاد، پنج سال عضویت در هیئت نظارت بر کتابهای کودکان و نوجوانان، دبیری گروه فرهنگ و هنر چند روزنامه، مدیر هیئت علمی ادبیات اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشهی اسلامی، دو دوره عضویت در هیئت منصفهی دادگاه مطبوعات و چند سال سرپرستی واحد ادبیات حوزهی هنری و ... از مسئولیتهایش پس از انقلاب بوده است.
آنچه نباید از آن چشم پوشید، این که او از بنیانگذاران و سه دوره رئیس هیئت مدیرهی «انجمن قلم» است. انجمن قلم که تشکلی است فرهنگی متشکل از شاعران و نویسندگان و سایر اندیشمندان، هدفش دقاع از حقوق مادی و معنوی نویسندگان و ارتقای منزلت اجتماعی آنهاست. این تشکل نه تنها پایگاه قوی برای هندمندان مسلمان محسوب میشود بلکه پایهگذار حرکتهای فرهنگی قابل توجهی از جمله نام گذاری روزی از سال به نام روز قلم هم زمان با تنزیل سورهی مبارکهی قلم بر پیامبر اسلام است. هم اکنون رضا امیرخانی مدیریت این مجموعه را عهدهدار است.
سال گذشته سال پرفراز و نشیب و شاید نقطهی عطفی در عمر هنری او محسوب می شود. خبر استعفای هم زمان او از سروش، رادیو، ریاست انجمن قلم و هیئت منصفهی مطبوعات و به نوعی همهی مسئولیتهایش، اظهارنظرهای متفاوتی را در بین اهالی هنر برانگیخت؛ اما هرچه هست نشان از اعتراضاتی است که او نسبت به مسئولان و مدیران فرهنگ در کشور دارد.
نکتهي جالب توجه این است که با وجود بازتاب این اخبار در خارج از کشور، مسئولان هیچ گونه عکسالعملی در این مورد نشان ندادند و به قول سرشار، دریغ از حتی یک تلفن. اگرچه سرشار، سرشار از بزرگواری است؛ اما بیحرمتی به این هنرمند متعهد نشان از بیماری خطرناکی در بین مدیران فرهنگی کشور دارد.
او از نظر فردی نیز کم نظیر است؛ متواضع و فروتن و در عین حال باصلابت. به توصیف رضا امیرخانی در «داستان سیستان»، خیلی تلاش میکند که جدی باشد ولی ... تا ببینیم جدی بودن را چه تعریف میکند. بماند این که برخلاف عکسهایی که در سایتش قرار داده شده، آثار شکستگی در او نمایان است.
سرشار به معنی واقعی کلمه یک هنرمند مسلمان است، نه تنها در زندگی فردی و اجتماعی، منش دینی را رعایت میکند بلکه این اعتقاد در آثار او نیز متجلی است. [و بالعکس؟!]
سخن آخر این که، اگرچه از استعفاهای پشت سرهم سرشار بسیار متألم شدیم؛ اما شاید فرصت مغتنمی باشد تا وی بتواند آنچه را که به گفتهی خودش در ذهن دارد و یا نوشتههای ناقصی که فرصت تکمیل آن را پیدا نکرده به پایان برساند.
نشريه آينده سازان ـ شماره 110 ـ ويژه نوروز 1385