<بيشتر نويسندگان و منتقدان هم نمي‌دانند كه قصه از عناصر داستان است
            جمعه 4 آذر 1384

محمدرضا سرشار گفت: قصه لغت عربي كلمه داستان است. اين چيزي است كه در افواه عمومي مطرح است كه تفاوتي بين قصه و داستان قايل نبوده‌ است، اما امروزه در بحث‌هاي تخصصي داستان بين اين دو تفاوت‌هايي قايل مي‌شوند.

اين داستان‌نويس و منتقد ادبي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در خوزستان، خاطرنشان كرد: بعضي‌ها مي‌گويند داستان‌هايي كه تا قبل از دوران مشروطه و ورود اشكال غربي ادبيات داستاني وجود داشته است، قصه هستند و آن‌هايي كه بر اساس مدل جديد داستان‌هاي غربي است، داستان‌اند. متاسفانه اين تعريف توسط بسياري تاييد شده است.

وي تصريح كرد: در حالي كه در عالم واقع، تفاوت چشم‌گيري ميان داستان‌هاي قبل و بعد از مشروطه نمي‌توان لحاظ كرد كه بخواهيم دو اسم متفاوت روي آن‌ها بگذاريم.

او با اشاره به اين‌كه داستان هم مثل هر قالب هنري و ادبي ديگر در طول زمان تغييراتي مي‌كند و گاهي رو به ترقي و گاه رو به انحطاط مي‌رود، گفت: اين تغييرات آن‌قدر اساسي و شديد نيست كه ايجاب كند نام‌گذاري ويژه‌اي در مورد داستان‌هايي كه در يك مقطع خاص تاريخ در كشور ما بوده است، صورت دهيم. ارسطو در كتاب فن شعرش، نمايش‌نامه را شامل چندين عنصر دانسته كه يكي از اين عناصر plot است. اين پلات را امروزي‌ها به معني ” پي‌رنگ “ يا ” طرح داستان “ ترجمه كرده‌اند. البته ارسطو ” پلات “ را خيلي دقيق معني نكرده است؛ يعني هم شامل ” طرح “ و هم ” قصه‌ي داستان “ مي‌شود.

وي يادآور شد: بعضي‌ها قصه‌ي داستان را ” افسانه‌ي مضمون “ ترجمه كرده‌اند، اما امروزه پي‌رنگ كمي دقيق‌تر مطرح شده است؛ يك جزو پي‌رنگ،” قصه‌ي داستان “ و جزو ديگرش روابط علت و معلولي حاكم بر ماجراهاي داستان است؛ يعني مي‌گوند ” قصه‌ي داستان “ به علاوه روابط علت و معلولي، پي‌رنگ را مي‌سازد.

اين منتقد داستان هم‌چنين گفت: اگر عناصر داستان را طبق تعريف موجود، زاويه ديد، نثر، لحن، فضا، پي‌رنگ، شخصيت و ... بدانيم، ” قصه‌ي داستان “ يكي از همين عناصر شش يا هفت‌گانه است. در واقع، به اين معني كه ” قصه‌ي داستان “ يكي از عناصر چندگانه تشكيل دهنده‌ داستان است؛ يعني خودش عنصر است پس آن را به تنهايي به كار نمي‌بريم. با اين تعريف، اين عنصري است كه در فيلم‌نامه و نمايش‌نامه هم هست؛ يعني در همه قالب‌هاي روايي مي‌توانيم از آن استفاده كنيم.

وي افزود: اگر بخواهيم تعريفي عمومي و همه فهم از داستان، نمايش‌نامه يا فيلم‌نامه ارايه بدهيم، خلاصه و فشرده آن را براي ديگري تعريف مي‌كنيم. اين خلاصه ـ كه البته شامل روابط علي و معلولي نيست ـ قصه‌ي فيلم، نمايش يا داستان ناميده مي‌شود؛ يعني در اين تعريف ” قصه “ يك ژانر مستقل ادبي نيست، بل‌كه تنها عنصري از عناصر چندگانه‌ آن گونه روايي است.

سرشار با تاكيد بر اين‌كه اين تعريفي است كه قابل دفاع و اثبات است، تصريح كرد: متاسفانه اين مطلب حتي براي اغلب نويسندگان، منتقدان و نظريه‌پردازان داستان ما نيز جا نيفتاده است و به نظر مي‌رسد اين مطلب آن‌گونه كه بايد فهم نشده است.

  كليه حقوق براي Sarshar.org محفوظ است. ©