به اعتقاد بنده اين اثر بهترين رمان سال گذشته در زمينهي جنگ بوده و هست.
نخلها و آدمها حجيمترين رماني بوده كه بعد از جنگ تا كنون دربارهي دفاع مقدس نوشته شده است. اين کتاب توانسته تعادل بين فضاهاي پشت جبهه و داخل جبهه را رعايت كند.
داستانهايي كه تا امروز دربارهي دفاع مقدس نوشته شدهاند، يا از اين طرف بام ميافتند، يا از آن طرف؛ وقتي در برخي از آنها به شخصيتها نگاه ميكني، فكر ميكني اين افراد فقط براي جنگ زاييده شدهاند و هيچ آرزويي ندارند، و در برخي از آنها هم فقط به پشت جبهه و مسائل شهرها پرداخته ميشود. اگر قهرمان به جبهه ميرود ؛ نويسنده با او نميرود.
ويژگي ديگر اين كه ، معمولا حتي در آثاري كه نويسندگان متعهد راجع به دفاع مقدس نوشتهاند، تكيهي بيش از حد بر جنبهي تراژيك و سوزناك جنگ شده است و باعث شده تا اين آثار تلخآميز شوند. اما اين اثر خود زندگي است، با تمام تلخيها و كاميابيهايش و واقعيت زندگي هم همين است. حتي جنگ و صلح تولستوي در اين راستا باز داراي اشكالاتي است.
ويژگي بعدي، خودداري از مبالغه در شخصيتپردازي است. بيشتر نويسندگان در پرداخت شخصيتهاي خودي، زياد قهرمانپروري ميكنند. ويژگي آخر، آشنايي فوقالعاده نويسنده با فضاي وقوع داستان است كه داستان را ملموس كرده. من تا به حال غير از زمين سوخته احمد محمود كه آن هم باز بيشترش در پشت جبهه ميگذرد، اثري به اين اندازه ملموس نديدهام.