<سياست به‌صورت صريح و پوست‌كنده در ادبيات داستاني ما كم‌رنگ شده؛ اما به‌طور كامل حذف نشده است
            یکشنبه 2 مرداد 1384

محمدرضا سرشار معتقد است: اينكه مي‌گويند در دو دهه اخير سياست از ادبيات ما حذف شده، با اين كليت، صحيح نيست.

اين داستان‌نويس در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: ما آثاري داريم كه خيلي هم سياسي هستند و به طيف‌هاي خاصي مربوط مي‌شوند. قبل از انقلاب، به‌خصوص از دهه 20 به اين طرف، ادبيات بسيار سياسي مي‌شود. در اين دهه، سياسي شدن بسيار آشكار و رو است؛ تا آنجا كه حتا نويسنده‌اي مانند صادق هدايت، كه نويسنده صريحي در موضع‌گيري سياسي نيست، آثار صريحي در اين‌باره مي‌نويسد كه بعضا در صراحت بيان، به بيانيه‌ها و اطلاعيه‌هاي سياسي شبيه مي‌شود. در حاجي آقا و توپ مرواريد، اين موضوع را به وضوح مشاهده مي‌كنيم.

وي درباره بيشتر بودن ادبيات با موضوع سياسي در دهه 20 گفت: در اين دوره شاه عوض شده بود و شاه جواني سر كار بود كه عملا قدرت و اراده چنداني از خود نداشت، از سوي ديگر كشور نيز در اشغال متفقين بود و او نمي‌توانست اعمال نفوذ چنداني داشته باشد. از سال 1332 بعد از كودتاي آمريكايي 28 مرداد، شاه جوان تكيه زده بر حكومت، با تكيه بيشتر بر اربابان آمريكايي و انگليسي‌اش، در سال 1334 سازمان امنيت را تاسيس كرد و سعي كرد شؤون اجتماعي، سياسي و فرهنگي كشور را زير نفوذ كامل بگيرد.

سرشار يكي از ويژگي‌هاي اين دوره را سانسور زياد دانست و گفت: در اين دوره وسايل ارتباط جمعي چون ماهواره، اينترنت، راديو و تلويزيون و روابط بين‌الملل، يا كلا وجود نداشت، يا به شكل امروز وسعت نداشت كه مردم هر كشور به راحتي از اخبار ديگر كشورها يا مسائل پشت پرده كشور خود از طريق رسانه‌ها با خبر شوند. در اين دوره، سانسور مي‌توانست نقش مهمي در جهت بي‌خبر نگه داشتن مردم ايفا كند و نويسندگان چون پي‌جوي اخبار بودند، به دليل ارتباطاتي كه با خارج از كشور داشتند، برخي اخبار را به دست مي‌آوردند. آنها وظيفه مهم روشنفكري خود را آگاه كردن مردم مي‌دانستند و از آنجا كه مهارت عمده‌شان در نوشتن داستان بود، سعي مي‌كردند آگاهي و اطلاع‌رساني را در قالب داستان ارايه دهند.

وي متذكر شد: در دوره‌ي يادشده آثار زيادي را مي‌بينيم كه علاوه بر وظيفه داستان‌نويسي، افشاگري سياسي را هم بر عهده مي‌گيرند. مردم از آنجا كه از منابع ديگر براي آگاهي محروم هستند، ادبيات را به عنوان منبع مي‌پذيرند و به دنبال اين وظيفه از سوي نويسندگان هستند. به اين دليل، بسياري از آثاري كه شهرت زيادي به دست مي‌آورند، نه به دليل ارزش‌هاي ادبي، بلكه به دليل افشاگري‌هاي سياسي و جسارتهايي است كه در بيان اين مطالب به خرج مي‌دهند.

سرشار همچنين يادآور شد: در كشورهاي آزاد جهان نويسنده وظيفه اصلي را پرداختن به جنبه اداري آثار مي‌داند و ادبيت آثار از نظر آنها مهمترين وظيفه‌شان است. اما در كشورهاي جهان سوم اطلاع‌رساني و افشاگري را وظيفه اصلي نويسندگان مي‌دانند. زماني كه خفقان از بين رود و رسانه‌ها و روزنامه‌ها براي وظايف خود كه همان اطلاع‌رساني در عرصه‌هاي اجتماعي است، آزاد باشند، مردم براي كسب اطلاع از اين مسائل، به سمت وسايل ارتباط جمعي روي مي‌آورند و اين وظيفه به صورت طبيعي از گردن نويسنده ساقط مي‌شود و از اين به بعد نويسنده با فراغ بالا به وظيفه اصلي خود مي‌تواند بپردازد و آثار ادبي‌اش را ارتقا دهد.

وي دليل افت سياست به صورت صريح و پوست‌كنده در ادبيات داستاني دو دهه اخير را شكل‌گيري انقلاب‌ اسلامي دانست و افزود: انقلاب، خفقان را به شكل گذشته‌اش از بين مي‌برد و آزادي در چهارچوب قانون اساسي را پي‌ريزي مي‌كند. در اينجا كساني كه مي‌خواهند چيزي از قانون بيان كنند، همچنان از قالب داستان استفاده مي‌كنند، البته عده كساني كه حرفهاي خارج از چهارچوب قانون اسياسي را در قالب ادبيات بيان مي‌كنند معدود است.

سرشار با اعتقاد بر اينكه بايد استنباط و برداشت و تعريف غلط از ادبيات تصحيح شود اظهار داشت: بعضي‌ها ممكن است به دنبال بعضي راحت‌طلبي‌ها از آن طرف بام بيفتند و رسالت خود را به عنوان يك نويسنده فراموش كنند و وظيفه خود را تا بيان مسائل خصوصي و شخصي خود و شخصيت‌هاي داستانشان تقليل دهند كه اين امر اشتباه است. انسانها جمع‌الجزايري پراكنده و بي‌ارتباط با هم نيستند، بلكه از صبح كه وارد خيابان مي‌شوند، با همشهريان، هم محلي‌ها، همكاران و هموطنان خود تعامل دارند كه مسائل اجتماعي بخش عمده و بزگي از هر زندگي شخصيت داستاني را تشكيل مي‌دهد.

وي ادامه داد: مسائل اجتماعي، عاطفي و انساني، سياسي و... در زندگي انسان وجود دارد كه غفلت از هر يك از اين جنبه‌ها منجر به ساده‌ كردن زندگي و بهتر كردن اثر داستاني مي‌شود. فراموش نكنيم در يك زندگي اجتماعي، به‌خصوص در جهان امروز كه به دليل سرعت اطلاع‌رساني، به دهكده كوچك تبديل شده است، عمل هر شخص در هر نقطه دور افتاده اجتماع خواه‌ناخواه روي زندگي طيف گسترده‌اي از انسانها تاثير مي‌گذارد، اين بازتاب بايد در آثار داستاني ما هم لحاظ شود.

اين داستان‌نويس با يادآوري اين نكته كه در هر اثر ادبي ديدگاهي ويژه، اعم از مثبت يا منفي، خواسته يا ناخواسته تجلي مي‌يابد، گفت: اين آثار در چند هزار نسخه در جامعه منتشر مي‌شود و هزاران خواننده مي‌يابد و طيفي از خوانندگان را به سمت درون مايه نهفته در خود هدايت مي‌كند و باعث مي‌شود آنها نسبت به يك يا چند مساله خاص اجتماعي صاحب ديدگاه تازه‌اي شوند يا در مورد ديدگاه‌هاي خود پابرجا شوند.

وي همچنين اظهار داشت: ‌هر اثر اصيل ادبي، چه نويسنده خواسته و چه نخواسته باشد، از آنجا كه گروهي قابل توجه از مردم را در مسيري ويژه، همسو و همدل بسيج مي‌كند، اثر سياسي است؛ به همين سبب، نويسنده بايد به درون‌ مايه‌هاي اثر خود توجه و دقت كند كه آنچه به مخاطبش عرضه مي‌كند، صحيح و دقيق و انتخاب شده باشد.

  كليه حقوق براي Sarshar.org محفوظ است. ©