گفتگو با خبرگزاري مهر
محمد رضا سرشار ( رضا رهگذر ) - نویسنده ، منتقد ادبیات داستانی و رييس هيئت مديره "انجمن قلم ایران "، گفت : یکی از انتظارات من از دولت آینده این است که غفلت هایی که تا به حال به هر دلیل موجه و یا غیر موجه بر این قشر زحمتکش و موثر و البته محروم روا داشته شده ، حتی المقدور و در حد امکانات دولت مرتفع شود .
رييس هيئت مديره انجمن قلم ایران در گفت وگو با خبرنگارفرهنگ و ادب مهر، با بیان این مطلب افزود : ممیزی به خصوص درعرصه کتاب کودک و نوجوان واجب است برای اینکه آثار ویژه کودکان ونوجوانان ، بایستی دارای برخی ویژگیهای خاص تربیتی باشد که رعایت نکردن آنها دراثر، ممکن است زیانهای جبران ناپذیری به روان و شخصیت کودک و نوجوان بزند ، اگرممیزی طبق قوانین مدون و معیارهای مشخص توسط قانون باشد ، همه باید آن را بپذیرند ، اما اگربنابرملاک سلیقه شخصی مدیران و ممیزان قراربگیرد ، اینجاست که به طورطبیعی کاربسیارغلط و ناپسندی است و باید هرکسی با هر وسیله قانونی با آن مبارزه کند ، زیراهیچ دلیلی وجود ندارد که یک مدیر و یا یک ممیز، شعور و برداشتش بالاترازشخص نویسنده باشد.
این نویسنده درخصوص پاسداشت نویسنده وحرمت قلم گفت : ما پیروان مکتبی هستیم که این افتخار را دارد که اولین آیاتی که برپیامبر ما نازل شده به قلم واهمیت و جایگاه آن اشاره شده است و خداوند جزء نعمت های بزرگی که به بشرعطا کرده ، آموزش با قلم را ذکرفرموده است .
محمد رضا سرشار( رضا رهگذر) یاد آورشد : فکرمی کنم ما جزء متمدن ترین امت ها درجهان به لحاظ فکری باشیم ، اما این که تا چه حد توانسته ایم این شان و جایگاه بلند قلم و نویسندگی را که خداوند به ما تذکرداده ، درعمل پیاده کرده و درجامعه خودمان آن را عملی سازیم ، جای بحث دارد ، البته بعد ازانقلاب اسلامی ، شان وجایگاه قلم و نویسندگی مثل خیلی ازشاخه های دیگری ارتقاء پیدا کرد اما واقعیت امراین است که قلم و صاحبان قلم هنوز به شان واقعی مورد انتظارشان نرسیده اند.
قصه گوی ظهر جمعه رادیو اضافه کرد : متاسفانه وجود گرفتاریهای اجتماعی و سیاسی و دشمنان خارجی و مسائل متعدد اقتصادی در سالیان بعد از پیروزی انقلاب ، باعث شد که دولتمردان ما نتوانند قلم و قلمدار را در جایگاه واقعی خود بنشانند، گرچه درزبان و بیان ازاین گروه ، تجلیل بسیارمی شود ، اما درمرحله عمل می بینیم که واقعا نویسندگان و اهل قلم درجامعه ما شان اجتماعی نسبتا پایینی دارند . به عنوان مثال وقتی ازیک کودک و یا نوجوان درجامعه امروز سوال می شود که در آینده چه کاره می شوید؟ کمتر دیده می شود که آنها حرفی ازتمایل به شاعر، نویسنده و اندیشمند شدن به میان بیاورند ، همین ملاک کافی است که نشان دهد ما آنقدرکه باید به نویسنده احترام بگذاریم و او را برصدر بنشانیم تا الگویی برای کودک و نوجوان ما باشد ، نکرده ایم!
رضا رهگذر تصریح کرد : جامعه فرهنگی و کتابخوان ما باید بداند که هیچ لذتی برای یک نویسنده ، ارزشمندتر از آفرینش ادبی نیست و عمده ترین خواسته نویسنده این است که اثرخلق شده وی خوانده و به جامعه معرفی شود ، این بزرگترین اجربرای یک نویسنده است . به طور طبیعی وقتی اثری به جامعه معرفی می شود ومورد استقبال قرارمی گیرد ، طبعا تبعات مثبت مادی درحد محدودی نیزبرای نویسنده خواهد داشت. مشکلات نویسنده ما این است که وقتی می نویسند ، ناشری برای چاپ پیدا نمی کنند ، وقتی ناشر پیدا شد و کتاب به چاپ رسید ، اثربه خوبی توزیع و معرفی نمی شود ؛ به طوری که دربسیاری ازشهرستانهای نزدیک تهران هم ازچاپ این کتاب مطلع نمی شوند ! درصورتی که نویسندگان درمیان شاغلان رشته های هنری به اندیشه نزدیکترند.
این نویسنده و منتقد ادبیات داستانی اظهارداشت : دولت باید درساختن مملکت ازآراء واندیشه های این گروه (نویسندگان) دررشته هایی که تخصص دارند، استفاده کند و به عنوان مثال ، درمجالس آنها را برصدربنشاند ، مثلا درمجلسی که برای تجلیل ازآثار برتربرگزارمی شود ، ردیف اول را اغلب سیاستمردان، روحانیون و نظامیان پر می کنند و نویسندگان درردیف های عقب ترقرارمی گیرند ، یکی ازنمادهای حرمت نویسنده همین است .
سرشار یاد آور شد : نویسنده باید این تفکررا از ذهن خود بیرون کند که ازدولت انتظارات مادی داشته باشد واگربدین گونه بیاندیشید ، به نظرمن با یک فرد متکدی تفاوتی نمی کند ، منتهی تنها فرقی که دارد این است که چنین نویسنده ای تکدی گری روشنفکرانه می کند و دیگران به شکل عوامانه به این کار ، تن می دهند ، نویسنده ای که چشمش به دست دولت باشد ، شان اجتماعی خود را پایین آورده است ، نویسنده باید از دولت بخواهد که تسهیلات لازم را برای چاپ ، توزیع ومعرفی اثراوبه جامعه فراهم کند ، نه چیزدیگری ، به نظرمن متاسفانه وزارت ارشاد که متولی امر کتاب و نشر در کشور است در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، عمده حمایت خود را متوجه ناشران کرده و ازاین طریق عده زیادی ناشر تازه به دوران رسیده با حداقل زحمت به همه امکانات مادی و رفاهی در اسرع وقت ، دست یافته اند ودرعوض نویسندگان ، به خصوص طی سالیان اخیرکه شمارگان کتاب پایین آمده ، روزبه روز ازنوشتن دلسرد ترشده اند ، زیرا احساس کرده اند نمی توانند ازاین طریق زندگی خود را بگذرانند.
رييس هيئت مديره انجمن قلم ایران گفت : اگر قراراست حمایتی درعرصه نشرصورت بگیرد ، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی باید این حمایتها را بی واسطه متوجه نویسندگان کند ، یعنی دست ازحمایت ناشران بردارد وهمان حمایت را به شخص نویسنده معطوف سازد ، آن وقت خواهد دید که چه تحول مثبتی درعرصه نگارش پدید خواهد آمد و نویسندگان ، چقدر نوشتن را جدی ترخواهند گرفت.
نویسنده " آنجا که خانه ام نیست " خاطرنشان ساخت : درخصوص جهانی شدن ادبیات و کتابهایمان باید گفت که ازدولت آینده ، انتظارات بسیاری داریم . ما تقریبا در همه کشورهای جهان سفارتخانه داریم و درهمه آنها اشخاصی به عنوان رایزن فرهنگی وجود دارند ، متاسفانه بر اساس اطلاعاتی که به ما می رسد درطول سالیان بعد ازانقلاب ، بسیاری از رایزن های فرهنگی ما نه از روی ضابطه ، بلکه بر اساس " رابطه " انتخاب و اعزام شده اند . این افراد معمولا فاقد تفکرو ذهنیت فرهنگی هستند ، نه خودشان اهل مطالعه اند و نه علاقه ای به گسترش ادبیات و آثارایرانی درکشورهای دیگر دارند ، نامبردگان ازجایی نیز درقبال کوتاهی و تقصیرهایشان ، مورد مواخذه قرار نمی گیرند ، حتی من شنیده ایم که بعضی ازاینها تا چند سال پیش عمدتا درخارج ازکشور ادامه تحصیل می دادند و این مساله به عنوان یک پوشش شغلی بود ، تا بتوانند زندگی خود را بچرخانند ، حتی بعضی از آنها به کارهای تجاری می پرداختند !
سردبیر ماهنامه " سروش نوجوان " افزود : اولین انتظارازدولت آینده این است که برای اعزام رایزن های فرهنگی با مشاوره با اهالی قلم ، معیارهایی علمی وضع کنند و دراعزام این افراد از تشکلهای رسمی و مدنی که دراین زمینه وجود دارد مثل " انجمن قلم ایران " حتما مشاوره بگیرند ، یکی ازوظایف خیلی معمولی این افراد ( رایزنهای فرهنگی ) باید این باشد که به معرفی آثارمکتوب و کتابهای ارزشمند ایرانی درجهان کمک کنند ، راه هایی بیابند که آثارارزشمند ما بتواند درکشورهایی که محل خدمت آنهاست به زبانهای دیگر ترجمه و منتشر شود ، این مساله ای است که تا به حال به آن پرداخته نشده است . ضمن این که علاوه بر راه های معمول ، گسترش صنعت رایانه و تشکیل سایت های کتاب ، راهی کم هزینه وساده در اختیار دولت قرار داده است .
وی افزود: در سایت های جهانی کتاب ، کتابهای ارزشمند باید به زبانهای مختلف معرفی شود و تسهیلاتی برای مترجمان که درکشورهای مختلف آمادگی خودشان را برای ترجمه آثاراعلام می کنند ، فراهم گردد وبدین طریق راهی برای انتقال و ترویج اندیشه انقلاب و اسلام و فرهنگ ایرانی در سطح جهان باز خواهد شد ، وگرنه اگر بخواهیم منتظر باشیم که کسی به سراغ ما بیاید و کتاب ما را بخواند و ترجمه کند و در کشور خود منتشر کند ، انتظاری عبث و بی نتیجه است .
این نویسنده در پاسخ به این پرسش که برآیند اصلی تغییر رئیس جمهور در حوزه فرهنگ ، هنر و اندیشه چیست ، گفت : طبعا وقتی مردم به شخص جدیدی با اندیشه های متفاوت رای می دهند ، انتظاردارند در تمام ارکان قوه مجریه ، تحولات مثبتی پدید آید . یعنی اگر بنا بود همان وضع سابق ادامه پیدا کند پس به همان اندیشه رای می دادند ، منتهی معنای تحول و تغییراین نیست که هرکاری دولتمردان گذشته انجام داده اند ، غلط و بی فایده بوده است و همه آنها باید متوقف شود و کارهای متفاوت از نو آغازگردد . طبعا قسمت عمده ای ازکارهایی که ازگذشته شروع شده ، مثبت و خوب بوده و باید ادامه یابد تا به نتیجه برسد و گرنه سرمایه های مصرف شده تلف خواهد شد ، اضافه برآن ، طرح هایی نیزهست که فایده لازم را ندارد و باید کنار گذاشته شود ، مضاف بر آن باید طرح های نو در جهت ایجاد رونق و شکوفایی فرهنگی ارائه گردد ، لازمه تحقق این امر ، این است که کسانی که درراس مسوولیت های فرهنگی قراردارند ، باید در این زمینه ها صاحب تجربه نظری وعملی باشند و بتوانند مشکلات را شناسایی کنند .
محمدرضا سرشار متذکر شد: رییس جمهور منتخب باید تیمی قوی ازمشاورین فرهنگی داشته باشد ، در حالی که تا به حال مرسوم بوده که هر رئیس جمهوری ، یک مشاورفرهنگی داشته باشد ، آن یک شخص هم براساس آنچه تا به امروزدیده ایم ، افراد شاخصی لااقل ازعرصه قلم نبوده اند ، رئیس جمهور بهتر است به جای یک مشاور فرهنگی ، تیمی فرهنگی در اختیارداشته باشد و سعی کند این افراد به معنای واقعی کلمه " زبده " و مورد قبول اهالی قلم باشند. به نظرمن این مهمترین قدم است ، زیرا رییس جمهوربه شخصه آنقدرگرفتارکارهای اجرایی و متنوع ومختلف است که نمی تواند به طور خاص روی مساله فرهنگ متمرکز شود.
سرشار درپایان به مهر گفت : برای بخشهای فرهنگی که تحت نظارت دولت است ، باید افرادی درنظرگرفته شوند که ضمن برخورداری از اشراف لازم ، درد فرهنگ را نیز داشته باشند ، افرادی که صرفا می خواهند وزیرباشند وعضو کابینه برایشان فرقی نمی کند که وزیرارشاد شوند یا وزیر پست وتلگراف ویا وزیراطلاعات باشند ، درهرصورت افراد مناسبی برای عرصه فرهنگ نیستند . انتخاب وزیرارشاد دارای شرایط لازم ، خیلی ازمشکلات را حل می کند ، چون به طور طبیعی اوهم معاونین اهل را برای خودش انتخاب می کند وهمچنین ازمدیر کل های شاخص دراین امور استفاده می کند و خود به خود ، این امرشکل صحیح و قوام یافته پیدا خواهد کرد.