<عاملهاي كشش در داستان
            جمعه 10 تیر 1384

بي شك براي همه شما اتفاق افتاده است كه هنگام مطالعه يك داستان چنان جذب آن شده ايد كه به كل از ، وضع و موقعيت طبيعي واز آنچه در اطرافتان مي گذرد غا فل شده ايد و به آسا ني نمي توانيد از مطالعه آن دل بكنيد. اين مسئله بر مي گردد به عامل كشش در داستان كه توانسته است مخاطبش را پاي خود بنشاند و توجهش راجلب كند.عواملي كه مي تواند اين جاذبه را ايجادكند از اين قرار است :
در گيري و كشمكش ، حادثه هاي متعد د و پر هيجان ،بكر بودن و تازگي ،صميميت و شيريني حوادث، طنز و عمق كه هر يك به تنهايي ويا دو يا چند عامل با هم ، مي توانند باعث ايجاد كشش در يك داستان شوند . در اينجا ما به دو عامل كشمكش و صميميت و شيريني حوادث مي پردازيم:
در مجموع تا كنون شش نوع در گيري در داستان و نمايشنامه و فيلمنامه ، شناخته و دسته بندي شده است :

1- در گيري انسان با انسان « بر سر مسائل عقيد تي ، مادي ، يا رقابت بر سر تصاحب عنوان، شخص يا چيزي»
2- در گيري انساني با يك جامعه يا گروهي از انسانها « بر سر مسائل عقيدتي ، مادي، اجتماعي و ...»
3- در گيري انسان با طبيعت « براي حفظ جان يا رسيدن به چيزي يا جايي »
4-در گيري انسان با خود « وجدان ،نفس اماره ،
5- در گيري انسان با خدايان و ديگر عوامل موهوم يا واقعي فرا طبيعي « نوعي سركشي و طغيان براي رهايي از سلطةجابرانه آنان، در جهت به دست آوردن آزادي فردي و به دست گيري سرنوشت خويش ، رقا بت با آنان »
6-درگيري دو ملت ،دو جامعه يا دو گروه از انسانها با يكديگر.

بعضي از داستانها ممكن است دو يا چند در گيري را با هم در خود داشته باشند . با اين همه حتي در چنين داستانهايي ، يك كشمكش مهمتر و اصلي تر از ساير كشمكشهاست و بقيه در ابعادي كوچكتر مطرح شده اندو اهميت كمتري دارند.در گيري ،لزوما به معني دعوا و زد و خورد و بحث و مشاجره نيست بلكه گاه مي تواند در ظاهر بسيار ظريف باشد.نكته قابل توجه ديگر در اين مورد اين است كه بايد دو طرف كشمكش طوري انتخاب شوند كه از نظر توانائيها و استعداد ها ،اختلاف زيادي با يكديگر نداشته باشند.
شرايط قهرمان و ضد قهرمان نيز بايد چنين باشدحتي گاهي نويسنده شرايطي ايجاد كند كه در بخشهايي قهرمان ،شكستهايي موضعي نيز از رقيبش بخورد تا پيرنگ داستان پيچيده تر و هيجان آن بيشتر شود.
در مورد ايجاد صميميت و شيريني حوادث تا بحال هيچ جا شاهد بحثي منطقي و علمي در اين مورد نبوده ايم . اما براي روشنتر و قابل فهم تر شدن موضوع يك نمونه از داستا نهاي صميمي را ذكر مي كنيم.در داستا ن« ايبد و طاهره از كتاب قصه هاي انقلاب،به كوشش رضا رهگذر » چنين مي خوانيم :
در يكي از روزهاي انقلاب ، دوپسر بچه قصد دارند كه با شروع ساعت اول حكومت نظامي در شب به پشت بام خانه شان بروند و همراه با ساير مردم انقلابي شعار سر بدهند. و بعد هم روي ديوار هاي محله شان شعار بنويسند. اما در همان روز ، پدرشان كه راننده بياباني است از سفر بر مي گردد. از آن به بعد دو پسر در هول و ولا هستند كه چكار كنند؟ زيرا تا آنجا كه از روحيات پدر شان با خبرند ،پيش بيني مي كنندكه او با اين كارشان مخالف است و اگر بفهمد مانع كارشان ميشودو …
سرانجام بعد از بحثها با هم و نقشه كشيدنها و پشت سر گذاشتن لحظه هاي بحرانيساعت مقرر فرا مي رسد. دو پسر بچه تصميم مي گيرند دل به دريا زده و به پشت بام بروند و تصميمشان را عملي كنند. اولين شعار را كه با ترس و لرز بسيار مي دهند سر و كله پدر بر روي بام پيدا مي شود. بچه ها وحشت زده به انتظار تنبيه و ممانعت پدر مي مانند .اما با كمال شگفتي مي بينند كه او هم به جمع شعار دهندگان روي بامها مي پيوندد.
در اين داستان نويسنده با ايجاد انتظار و هول و ولا خواننده را با خود تا پايان داستان مي كشاند و صميميت بين قهرمانان داستان به خواننده منتقل مي شود.
از ديگر داستانهاي صميمي و شيرين ، داستان عاميانه و قديمي « خانه پيرزن » است كه همه در دوران كودكي آن را شنيده و از آن لذت برده ايم.در اين داستان كه در يك شب باراني اتفاق مي افتد حادثه با زده شدن بي وقت وغير منتظره در خا نه پيرزن شروع مي شود و با آمدن حيوانات مختلف و پناه خواستن از او ادامه مي يابد. در پايان با ماندن همه حيوانات در خانه پيرزن و شادي آنان داستان تمام مي شود .

  كليه حقوق براي Sarshar.org محفوظ است. ©