|
<محبت پيامبر به حضرت زهرا(س)، دستمايه اي براي نويسندگان ديني است
سه شنبه 7 تیر 1384
محمدرضا سرشار گفت: كمبود اطلاعات در مورد زندگي كوتاه حضرت زهرا(س) و ترس نويسندگان از وارد شدن به حريم شخصيتهاي مذهبي، از دلايل اصلي نپرداختن نويسندگان ديني به حضرت زهرا(س) است.
سردبير مجله ادبيات داستاني حوزه هنري، در گفتگو با خبرنگار شبستان، افزود: اولين اثري كه در مورد حضرت زهرا(س) خواندم و سبغه ادبي داشت و روي ذهنم خيلي اثر گذاشت، كتاب ''فاطمه، فاطمه است'' زندهياد دكتر شريعتي بود.
سرشار گفت: اين كتاب البته داستان نبود و ادعاي ادبي بودن را هم نداشت. ولي از هر اثر ادبي كه تا امروز درباره آن حضرت نوشته شده، آن را دينيتر ديدم.
وي افزود: بعد از انقلاب داستانهاي كوتاه بسياري در مورد حضرت فاطمه(س) نوشته شده است. اما تنها اثر بلند در اين زمينه كتاب ''كشتي پهلو گرفته'' سيد مهدي شجاعي است. اين اثر معلق بين داستان و يك نوشته ادبي صرف است. در جاهايي هم البته موفق عمل كرده ولي تاثير كتاب دكتر شريعتي را در اذهان نداشت. با اين حال اين كتاب غنيمتي در ميان كتابهاي ادبي و داستاني در اين زمينه است.
سرشار ادامه داد: علت اين ضعف را ميتوان در اجمالي بودن اطلاعات موجود در مورد زندگي آن حضرت به خصوص دوران كودكي و نوجواني ايشان و همچنين كوتاه بودن عمر شريفشان دانست. چون بيشتر مورخان صدر اسلام كه اغلب اهل سنت بودند توجهشان معطوف به پيامبر مكرم اسلام بوده تا دختر ايشان.
وي افزود: اگر بنا باشد نويسندهاي در مورد ايشان داستاني بنويسد و وجه شخصيتي ايشان را بيشتر منعكس كند، اول بايد محبت رسول اكرم به حضرت زهرا(س) و در پي آن محبت ايشان به پدرشان را مورد بررسي قرار دهد. محبت پيامبر به حضرت زهرا(س)، دستاويزي براي نويسندگان ديني است.
سرشار اظهار داشت: آن حضرت در عين حالي كه بسيار عفيف بود، اما اين صفت مانع از فعاليتهاي اجتماعي و سياسي ايشان نميشد. خوشبختانه در مورد فعاليتهاي اجتماعي و سياسي حضرت زهرا(س) اخبار بيشتري در دسترس است.
اين نويسنده در پايان گفت: ترس از نزديك شدن به حريمائمه اطهار علت ديگري است كه نويسنده را از پرداختن به چنين موضوعاتي باز ميدارد و در عين حال غفلت بعضي از نويسندگان و كمكاري آنها را هم نبايد ناديده گرفت.
|