<هيچ اثرى تاكنون شايستگى تصويرگرى زندگى پيامبر اكرم(ص) را پيدا نكرده است
            دوشنبه 9 خرداد 1384

گفتگو با روزنامه جوان درباره مجموعه داستان «از سرزمين نور»

اصغر استاد حسن معمار: با توجه به كتاب هايى كه درباره زندگى پيامبر(ص) وجود دارد چرا شما به اين كار روى آورديد؟
** از ميان انبوه كتاب هايى كه چه پيش و چه پس از انقلاب در اين زمينه تاليف يا ترجمه شده بود، تك داستان هايى وجود داشت كه فراز يا بخشى از زندگى پيامبر اكرم را نسبتاً خوب مطرح كرده بودند، اما هيچ اثرى كه به طور كامل و به شايستگى از پس به تصوير كشيدن سراسر زندگانى آن حضرت برآمده باشد، وجود نداشت. ضمن اين كه اين بخش بسيار مهم از تاريخ اسلام هر چه پرداخته شود زياد نيست. به نظر بنده هر كس كه در خود توان اين كار را واقعاً سراغ دارد، نبايد لحظه اى در پرداختن به آن درنگ كند. به هر رو هر كس روايت خاص خود را از اين موضوع ارايه مى دهد و ماجراها آن قدر بديع و غنى است كه قرن ها هم اگر نويسندگان مختلف با سلايق متفاوت درباره اش بنويسند، باز حاصل كار همچون همان حديث مشهور عشق و دلدادگى، نامكرر خواهد بود.

* فكر اوليه كار، كى و كجا به ذهن شما رسيد و جمعاً چه مدت صرف تحقيق و مطالعات و نوشتن آن شد؟
** در مصاحبه اى كه در سال ،۱۳۵۹ كتاب كودك و نوجوان (به سرپرستى جناب آقاى محمود حكيمى) با حقير انجام داده، بيانگر آن است كه اين موضوع، دست كم از سال ۱۳۵۹ به طور جدى ذهن مرا به خود مشغول كرده بوده است. از همان زمان هم تحقيق در اين باره را شروع كردم.
در سال تحصيلى ۱۳۵۹-۱۳۶۰ كه در دفتر انتشارات كمك آموزشى وزارت آموزش و پرورش (مجله هاى «رشد» فعلى)، سردبير مجله «دانش آموز» بودم، دو جلد از اين مجموعه را نوشتم و همانجا هم به نقد و نظر ديگر اعضاى اين مجله ها گذاشتم. بعد آن ها را براى چاپ به كانون پرورش فكرى دادم. هر دو جلد، با استقبالى شايسته از سوى آن مركز، براى چاپ به تصويب رسيد. (هنوز متن نظرهاى ارايه شده از سوى آنجا در آن زمان را دارم.) با اين حال چون مى بايست كار را ادامه مى دادم و از طرفى مى ديدم گره هاى كور و ابهام هاى قابل توجهى در اين زمينه دارم كه تا باز يا رفع نشوند امكان انجام شايسته آن نيست، در ميان تعجب ديگران، حاضر به چاپ آن ها نشدم و بايگانى شان كردم. در همان حين، «تشنه ديدار» را نوشتم كه روايتى از جنگ تبوك بود. اين داستان در سال ۱۳۶۱ با نقاشى هاى آقاى بهرام خائف، توسط كانون پرورش فكرى به چاپ رسيد و از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، به عنوان كتاب برگزيده سال ۶۱ براى مقطع سنى نوجوانان و از سوى نخستين جشنواره كتاب كودك و نوجوان كانون پرورش فكرى (در سال ۱۳۶۷) به عنوان بهترين اثر مذهبى دهه اول انقلاب برگزيده شد. همچنين در دهه هفتاد از طرف كانون پرورش فكرى به زبان انگليسى و در هند از طرف يكى از استادان زبان و ادبيات فارسى دانشگاه هاى آن كشور به زبان اردو ترجمه و منتشر شد. («تشنه ديدار» تا امروز با تيراژ كل ۴۲۵ هزار نسخه، پر شمارگانترين كتاب انتشار يافته توسط كانون پرورش فكرى از ابتداى تاسيس اين سازمان (۱۳۴۳) تا امروز و يكى از پرشمارگانترين كتاب هاى جدى داستانى منتشره در ايران براى اين مقطع سنى است.)
بعد از آن توفيق ادامه اين كار را به مدت حدود شش سال از دست دادم. تا آن كه در سال ۱۳۶۶ باز به طور جدى به آن رو آوردم كه حاصلش كتاب حدوداً ۱۱۰ صفحه اى «يثرب، شهر يادها و يادگارها» به عنوان مجلد اول اين مجموعه بود. اين اثر در سال ۱۳۶۷ با دو رقيب («آشيانه در مه» و «سفر به شهر سليمان» از آقايان فردى و عموزاده خليلى) به مرحله نهايى داورى گزينش كتاب برگزيده سال وزارت ارشاد رسيد؛ و با تغيير دو تن از داوران در اين مرحله، نهايتاً «سفر به شهر سليمان» برگزيده شد.اين كتاب كه با صرف وقت و انرژى بسيار نوشته شده است، البته مورد توجه اهل فن و نوجوانان كتابخوان قرار گرفت، اما دو- سه عامل كه يكى از آن ها هم مى توانست همين بى مهرى وزارت ارشاد نسبت به آن بوده باشد، سبب شد كه كار در همان يك مجلد متوقف بماند و ادامه نيابد. با اين همه تا سال ۱۳۷۴ كه خودم از ناشر خواستم چاپ آن را ادامه ندهد، پنج بار تجديد چاپ شد.
در سال ۱۳۷۳ همه مسووليت هاى اجرايى ام را كنار گذاشتم تا اين كار را باز از سر بگيرم و حتماً به انجام برسانم. يكى دو مجلد كار را با نثر و سبك و سياقى كاملاً تازه نوشته بودم كه آقاى محمد ميركيانى پيشنهاد استفاده از آن را براى يك برنامه راديويى داد. پس تقريباً يك نفس دوازده مجلد كار را نوشتم و بعد از يك وقفه حدوداً يك ساله مجلدهاى سيزده و چهارده را هم تمام كردم و همزمان هم به راديو دادم و هم براى چاپ فرستادم. مجموع اين كار در حدود لااقل سه سال تمام، وقت مرا گرفت و داستان كه از پيش از تولد پدربزرگوار پيامبر اكرم آغاز شده بود تا سال پنجم بعثت رسيد، اما باز عواملى چند از جمله كم لطفى هايى كه به اين كار شاق- و از نظر عده اى منحصر به فرد- صورت گرفت، باعث شد تا باز نوشتن آن متوقف شود كه اين برمى گردد به سال ۱۳۷۵ يا ۱۳۷۶. بعد از آن بارها سعى كردم مجلدهاى بعدى را بنويسم، اما هر بار مشكل و مانعى سر بلند كرد و كار سر نگرفت. البته در اين مدت، هرگاه فرصتى پيش مى آمد، از ياد داشت بردارى براى آن، غافل نبودم. ضمن اين كه در سال ،۱۳۷۸ مجلدهاى يك تا دوازده را با نثرى قدرى ساده تر بازنويسى كردم و چاپ دوم اين مجموعه در سال ۱۳۸۰ با همين نثر و تصاوير جديد منتشر شد. تا آن كه گوش شيطان كر، يك هفته اى است دوباره عزم جزم كرده ام و مشغول نوشتن مجلد پانزدهم هستم، اگر كارهاى اجرايى و خرده كارى هاى پراكنده و مراجعه هاى آزارنده متعدد بگذارد و البته- مقدم بر آن- خدا هم بخواهد.

* آيا حجم كار از اول در ذهن شما همين مقدار بود يا نه؟
** تصور خودم از ابتدا تا همين امروز، ۲۴ مجلد بوده است. البته حجم مجلد هاى مربوط به پيش از بعثت (دوازده مجلد اول) - به صورت تك تك- به مراتب كمتر از مجلدهاى بعد از بعثت است.
به عبارت ديگر، آنچه بيشتر غيرقابل پيش بينى است، حجم مجلدهاى مختلف است. با اين همه جمع صفحه هاى اين چهارده مجلد، تقريباً ۶۰۰ صفحه (منهاى تصاويرشان) است كه به طور متوسط هر مجلد مى شود ۴۶- هفت صفحه. ضمن اين كه هر مجلد داراى يك استقلال داخلى است. يعنى اين طور نيست كه لازمه استفاده از هر مجلد حتماً خواندن مجلدهاى قبل باشد، اما پرواضح است كه اگر كسى همه مجلدها را پيوسته بخواند لذت و بهره بيشترى خواهد برد. به همين سبب من اميدوارم اين اتفاقى كه شما نگران آن هستيد، نيفتد.

* منابع را چطور گزينش كرديد و در موارد اختلاف چگونه به انتخاب اقوال رسيديد؟
** اوايل كار (منظورم سال ۱۳۵۹-۱۳۶۰ است.) با منابع امروزى و حداكثر مربوط به عهد قاجار شروع كردم. بعد كه متوجه منابع قديمى شدم، ديدم چقدر زيباتر، غنى تر، ارزشمند و دورتر از آميزش با سلايق مخرب روز و زمان و جو زدگى هاى رايج هستند، يكسر به سراغ آن ها رفتم و تنها در مواردى كه برايم پرسشى يا اشكالى پيش مى آمد به منابع امروزى مراجعه مى كردم. در حال حاضر به هر منبعى كه دسترسى داشته باشم- البته با اولويت اصلى منابع كهن- مراجعه مى كنم. هر جا اختلاف آرا و اقوال هست، روايت هاى كهن را كه با اصول مسلم اعتقادى ما مغايرت نداشته باشد ترجيح مى دهم، اما صرف اعتقاد يك يا چند مورخ به يك امر- هر كه مى خواهند باشند- برايم ملاك نيست. بلكه سنديت سخن و استحكام آن مهم است. براى مثال، در تاريخ دلايل و مستندات تاريخى برايم اولى است، آن را بر دلايل صرفاً عقلى و شبه استدلالى ترجيح مى دهم. در اين باره هم بحمدالله آن قدر منابع متنوع و ارزشمند مكتوب هست كه تا كنون نيازى به مشورت با كسى پيدا كرده ام.
* در بهره گيرى از منابع با چه شيوه اى به سراغ مآخذ شيعه، اهل سنت و نويسندگان خارجى رفتيد؟
** منابع مادر هر دو گروه را مى خوانم. تا آنجا كه اختلاف اساسى ندارند، از هر دو منبع استفاده مى كنم. در آنجا كه اختلاف هست، نظر عالمان شيعه اى را كه مورد قبول اكثريت هستند، ترجيح مى دهم و از قضا، فاصله نظرات اين عده با مورخان معتبر سنى، به مراتب كمتر از اختلاف نظر برخى مورخان معاصر شيعه يا اهل تسنن است. به عبارت ديگر، متاسفانه، بسيارى از مورخان امروزى ما آن هم با تكيه بر برخى سندهاى سست يا توجيهات صرفاً عقلى- و نه نقلى و تاريخى- مدام در حال افزايش اختلاف هاى تاريخى هستند و نويسندگان داستان را نيز با اصرار به تبعيت از نظرات خود فرا مى خوانند.
صادقانه بايد بگويم كه در تاريخ كوشيده ام تعصب ها و يكسويه نگرى هاى كور را كنار گذارم و به اين انديشيده ام كه در قيامت بايد پاسخگوى كار خودم باشم. اين پاسخگويى هم نه براساس برداشت هاى زيد و عمرو، كه بر مبناى آنچه خرد اسلامى ام، بعد از تحقيقات لازم به آن ها رسيده، هست، البته اين را هم اطلاع داريد كه منابع تاريخى شيعى درباره رسول اكرم به مراتب كمتر و اغلب متأخرتر از منابع اهل سنت است، اما معدود منابع غربى دراين زمينه از نظر برخى جزيى نگرى ها و دقت هاى علمى در نگارش و وسعت و تعدد منابع مورد استفاده، قابل توجه است. برخى منابع مورد استفاده من هم يا صرفاً داستان يا منابع به ظاهر نامرتبط با اين مقوله اند. از اين آثار، من استفاده هاى لازم براى پردازش داستانى اثر كرده ام.

* با توجه به سن مخاطب مسايلى مثل تعدد زوجات پيامبر(ص) را چطور مطرح كرديد؟
** اطلاع داريد كه اكثر ازدواج هاى پيامبر مصلحتى بوده است. البته من هنوز در نوشتن، به اين بخش ها نرسيده ام، اما تصور مى كنم با دو شيوه مى توان اين مساله را هم حل كرد: اول متمركز و ريز نشدن روى اين جنبه ها. دوم: ارايه زمينه ها و علل پيش آورنده اين ازدواج ها.

* كار را چند بار و چطور بازنويسى كرديد؟
** كار را در اكثر قسمت ها تنها يك بار- با مداد و با فاصله سطور كافى- مى نويسم. بعد لااقل دو بار آن را با پاك كن و گاهى هم چسب و قيچى، ويرايش مى كنم. البته به همين سبب، چه نوشتن كار و چه ويرايش آن، بسيار كند پيش مى رود، اما حاصل آن، اغلب، رضايت بخش از كار درمى آيد، بد نيست همين جا اين را هم بگويم كه كار روى نثر اين مجموعه، دست كم به اندازه نگارش داستانى آن وقت برده و زحمتش هم در برخى موارد، بيش از طراحى و نوشتن خود داستان است.

* براى انتخاب گروه سنى نوجوان و زبان آن ها چه معيارهايى داشتيد؟
** اولين معيار را روان شناسى و اصول تعليم و تربيت اسلامى به ما مى دهد. يعنى اين كه از ابتداى نوجوانى، دغدغه هاى اعتقادى در انسان قوت و شدت مى گيرد و شخص ضمن تشكيك در باورهاى القايى و موروثى، آن ها را به محك عقل خود مى زند، تا در صورت مورد تاييد قرار گرفتن، اين بار آن باورها را به شكل مستدل و با پشتوانه قابل دفاع، در وجود خود نهادينه كند. از طرفى تا اين زمان معمولاً آنچه كه از زندگى پيامبر به نوجوان داده شده، به صورت پراكنده، نامنظم و ناقص بوده است. حال آن كه مجموعه اى كامل و سامانمند از آن در شكل جذاب داستانى مى تواند منظومه اى صحيح از معارف اسلامى را نيز به مخاطب خود ارايه كند و تا حدودى آن نياز مورد اشاره او را برآورد.از طرفى روان شناسى مى گويد ساختمان ذهنى انسان در نوجوانى به كمال مى رسد. به گونه اى كه ازاين نظر يك نوجوان با يك بزرگسال كامل هيچ تفاوتى ندارد. به عبارت ديگر از اين پس چيزى به ساختمان ذهنى انسان اضافه نمى شود. اگر هم تفاوتى ميان يك نوجوان با يك بزرگسال مشاهده مى شود، ناشى از تفاوت تجارب است و نه نقص در توانايى ذهنى نوجوان. با اين ترتيب مى توان بسيارى از مسايل جدى بشرى را متناسب با دانش و تجارب نوجوان و با زبان درخور، براى او مطرح كرد.
من كوشيدم نگاهم به تاريخ زندگى رسول اكرم و گزينشم از اين تاريخ، با اين نگاه (نگاه نوجوانانه) باشد. معيار اصلى ام براى زبان اثر هم كتاب هاى درسى اين دوره خاصه در بخش ادبيات بود.

* آيا براى آشنايى بيشتر با جغرافياى مكه و مدينه سفرى به محل واقعى حوادث كتاب داشتيد؟
** بيشترين و پر دردسرترين بخش كار من در اين مجموعه، همين جست وجو براى كسب اطلاع از جغرافيا، آداب، رسوم، طبقات، اصناف، پوشاك، معمارى، شهرسازى، نظام هاى اجتماعى و در يك كلمه، فرهنگ ۱۴۰۰-۱۵۰۰ سال پيش مردم شبه جزيره عربستان و نواحى اطراف آن (مثل شام و حبشه) بود. يعنى امرى كه ديگر نويسندگان كودك و نوجوان ما تقريباً توجهى به آن نداشته اند. در عين حال در سال ۱۳۶۳ توفيق تشرف به حج تمتع را يافتم و از نزديك هم- تا حدودى- با اين مؤلفه ها آشنا شدم. به طورى كه در واقع بعد از اين سفر بود كه جرأت و جسارت لازم را براى پرداختن به اين كار بزرگ پيدا كردم.

* كدام بخش از زندگى پيامبر تاثير تازه اى بر شما گذاشته؟
** من براى اولين بار در نوجوانى دو رمان (يكى داخلى و يكى خارجى) راجع به زندگى رسول اكرم خواندم كه هر دو به نظرم جذاب آمدند و به خصوص آن رمان ايرانى، مرا سخت تحت تاثير قرار داد. البته هر دوى اين آثار از نظر علماى شيعه، سخت مورد نكوهش و اعتراض قرار گرفتند، زيرا گفته مى شد عمده منابع آن ها تواريخ اهل سنت يا روايات تاريخى كه از نظر شيعه سست بوده، است، اما همان رمان از نظر مورخان ما سست ايرانى، بيش از تمام آنچه كه تا آن زمان منابع رسمى معتبر خودى به من داده بودند، نسبت به رسول اكرم، در من عشق و شيفتگى ايجاد كرد. به طورى كه آن مهر و علاقه ژرف را تا همين امروز در اعماق دل خود احساس مى كنم. بنابراين مطالعات بعدى من در تاريخ اسلام هر چند اطلاعات مرا در اين باره بسيار وسيع تر و دقيق تر كرد، ولى نتوانست چيزى چندان بر آن محبت عميق بيفزايد، يا بيش از آن تحت تاثيرم قرار دهد.

* مجموعه چند جلد و صفحه است و چرا چاپ آن را به دو ناشر محول كرديد؟
** پيشتر عرض كردم: پيش بينى خودم، حدوداً ۲۴ مجلد است، اما پيش بينى دقيق تعداد صفحه ها برايم مشكل است. تصور مى كنم لااقل هزار تا حداكثر ۱۲۰۰ صفحه متن- بدون تصوير- بشود، اما اين كه چرا كار را به دو ناشر دادم، دليلش كم لطفى خيلى زياد كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان به اين مجموعه و در مقابل ارادت خالصانه مسوولان انتشارات پيام آزادى به رسول اكرم و اهميت قائل شدن آنان براى چنين كارهايى بود.

* تقسيم بندى مجموعه بر چه اساسى انجام شد؟
** اين تقسيم بندى براساس فرازهاى مهم و سرنوشت ساز زندگى پيامبر و تاريخ اسلام اين صورت گرفته است. به همين سبب در اين مجموعه تفاوت صفحات يك مجلد با مجلدهاى ديگر گاه تا حدود صد صفحه هم رسيده است.

* از نظر الگو گرفتن به چه منابع فارسى و غيرفارسى نظر داشتيد؟
** نگاه بنده در انتخاب شيوه بيان (زاويه ديد)، به قرآن مجيد، برخى حكايت هاى كهن ادب فارسى و از آثار متأخر- همچنان كه قبلاً هم به آقاى حسين حداد گفته ام- يكى از رمان هاى ماركز بود. هر چند كار من از اين جنبه، تفاوت هايى قابل توجه نيز با آن آثار دارد. از نظر دقت در توصيف مكان و فضا، سعى كرده ام از آثارى چون «پيامبر» آقاى زين العابدين رهنما عقب نمانم. به لحاظ نثر، تحت تاثير زياد متون كهن، خاصه تاريخ بلعمى، سيرت رسول الله و مانند آن ها بوده ام. هر چند باز بايد بگويم كه نثر مجموعه «از سرزمين نور» نثر هيچيك از آن متون كهن نيست، بلكه ضمن بهره گيرى از همه آن ها ويژگى هاى خاص خود را دارد.

* فكر نمى كنيد لازم باشد يك خلاصه تك جلدى از مجموعه استخراج و منتشر شود؟
** بعد از چاپ مجلدهاى اوليه اين مجموعه، از سوى ناشران مختلف مراجعه هايى براى ارايه اثر در زمينه هاى مشابه مورد اشاره شما داشتم. براى مثال براى انتشارات كيهان دو كتاب بسيار فشرده حاوى تمام زندگى رسول اكرم نوشتم كه يكى مختص گروه سنى«ج» و ديگرى خاص گروه سنى«د» است. براى انتشارات مدرسه، «طنابى از آتش» را نوشتم كه داستان شأن نزول سوره «مسد» است و تاكنون دوبار چاپ شده است. امسال هم به سفارش انتشارات رشد، وابسته به همين دفتر شما، زندگينامه رسول اكرم را با پرداخت داستانى در حجمى حدوداً صد صفحه نوشتم كه در دست انتشار است.

* درباره نقدهايى كه پيرامون اين مجموعه نوشته شده چه نظرى داريد؟
** درباره اين اثر، نقدهاى شفاهى كه اغلب رو در رو به من انتقال يافته، عمدتاً تحسين آميز و دلگرم كننده بوده كه بارزترين آن ها، تشويق هاى بسيار ارزشمند و افتخارآميز رهبر معظم انقلاب است. در كيهان بچه ها و كتابى كه در معرفى بنده به چاپ رسيد نيز نقدهايى تحسين آميز درباره اين مجموعه به چاپ رسيد. اين مجموعه به مرحله نهايى كتاب سال ارشاد هم رسيد، اما نهايتاً به عنوان كتاب تقديرى سال برگزيده شد. همچنان كه ديپلم افتخار جشنواره كتاب كودك و نوجوان كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان به آن تعلق گرفت. اصلى ترين ايراد منتقدان اين جشنواره ها، تنها به نثر مجموعه بود كه آن را براى نوجوانان دشوار مى دانستند. برخى از كتابداران كتابخانه هاى كانون پرورش فكرى هم همين نظر را داشتند. نظر آقاى رحماندوست در نقدش در پژوهشنامه هم همين بود. من به نقد پژوهشنامه پاسخ مبسوطى دادم كه در همان فصلنامه چاپ شد. ضمن آن كه نثر مجموعه را درچاپ دوم، يك هوا ساده تر كردم، اما در مورد نقد محتوايى آقاى دلشاد تهرانى به طور اجمال بايد بگويم يك بخش از ايرادهاى ايشان ناشى از تفاوت نوع نگاه ما به تاريخ است و يك بخش آن احتمالاً ناشى از اين كه برخى منابع مورد استفاده مرا، ايشان نديده اند.

  كليه حقوق براي Sarshar.org محفوظ است. ©