علماى دين وتعليم و تربيت و روانشناسى، فوايد مختلفى را در مورد تاريخ و داستان هاى تاريخى براى كودكان و نوجوانان ذكر كرده اند؛ كه در واقع اغلب فوايدى را كه براى تاريخ ذكر شده است ـ حتى درمراتبى عالى ترـ در بر مى گيرد.نكته اى كه در ابتداى بحث دراين باره بايد مورد اشاره قرار گيرد،سن مطالعه يا شنيدن داستان هاى تاريخى براى بچه ها است.بر اساس نظر روانشناسان،استفاده كافى از داستان هاى تاريخى براى كودكان تنها زمانى مقدور خواهد بود كه او به آن پايه از رشد ذهنى رسيده باشد كه بتواند مفهوم بُعد زمان را ـ چه از نظر تاريخى و چه تقويمى ـ درك كند؛ و اين سن،از نظر پياژه تازه از اواخر هفت و اوايل هشت سالگى آغاز مى شود. همچنين گفته مى شود كه بچه ها از سنين هشت ـ نُه سالگى به خواندن زندگينامه ها علاقه مند مى شوند. بنابراين، مى توان سن مناسب براى مطالعه آثار داستانى تاريخى را اواخر هشت سالگى و اوايل نُه سالگى، و اولين خواندنى هاى تاريخى مناسب براى بچه ها را زندگينامه شخصيت هاى مشهور تاريخى ـ كه داراى ساخت و پرداختى داستانى باشند ـ دانست.
از زندگينامه ها كه بگذريم،داستان هاى تاريخى را مى توان به چند گروه تقسيم كرد:
۱- داستان هاى تاريخى عمومى
كه شامل داستان هايى از تاريخ ملى هر كشور و جهان است. اين قبيل داستان ها را به دو دسته جزئى تر مى توان تقسيم كرد:
الف) داستان هاى تاريخى مستند
اين قبيل داستان ها بر اساس اسناد و مدارك معتبر تاريخى نوشته مى شوند و نويسنده، ضمن استفاده هاى خاص داستانى از اين مدارك، در مجموع مطالبى را كه به طور جدى مخالف اين مدارك تاريخى باشد در داستانش نمى آورد.
از نمونه قديمى اين آثار مى توان به «حمله حيدرى» اشاره كرد كه دو تحرير از آن، به قلم هاى «باذل هروى» و «ملابمانعلى كرمانى» در دست است.
ب) داستان هاى تخيلى و تاريخى ـ مذهبى
اين گروه داستان ها كه در مواردى به «افسانه تاريخى» نيز پهلو مى زنند، هر چند دوره و شخصيتى واقعى از گذشته را به عنوان محور خود برمى گزينند اما چندان در بند استناد و صحت تاريخى ساير مطالب آمده در خود نيستند. به بيان ديگر، در اين قبيل داستان ها، نويسنده، تخيل خود را در ساخت و پرداخت داستان كاملا آزاد مى گذارد.
از اين نمونه داستان ها مى توان به «خاوران نامه» اشاره كرد؛ كه شرح جهانگشايى و دليرى ها و طلسم شكنى هاى تخيلى مولاى متقيان (ع) است يا «صاحبقران نامه» كه در آن از فتوحات خيالى حمزه، عم رسول اكرم (ص) ياد شده است.(۱)
۲- داستان هاى تاريخى مذهبى
كه در كشور ما عمدتا نوع اسلامى آن مدنظر است. انواع مختلف مشهور اين داستان ها عبارتند از:
الف) داستان هاى زندگى پيامبران الهى
كه اصل و منشأ آنها در قرآن كريم آمده، و مطالب مكملشان نيز مستخرج از احاديث و روايات و تفاسير صورت گرفته از قرآن است.(۲) به تعبيرى گوينده اصلى اين داستان ها خداوند است؛ و مفسران و شارحان آنها، پيامبر و ائمه (ع) و راسخان در علم. اين گونه داستان ها، در عين حال كه به شرح مجاهدت هاى پيامبران الهى پيشين در راه هدايت مردم زمان خودشان مى پردازند، به گونه اى، داستان روزگار و وضع زندگانى معنوى و مادى اقوام پيشين نيز هستند. از اين داستان ها، از گذشته هاى دور تا كنون، بازنويسى ها و بازپردازى هاى متعددى صورت گرفته؛ كه يكى از مشهورترين آنها، قصص قرآن مجيد برگرفته از تفسير ابوبكر عتيق نيشابورى ( مشهور به سورآبادى) است.
ب) داستان هاى زندگى پيامبر اسلام (ص)
بخش هايى از اين زندگانى، به شكل پراكنده در قرآن مجيد آمده است؛ و در تفاسير مربوط به اين آيه ها يا كتاب هاى شأن نزول آيات، شرح بيشتر و زمينه نزول آن آيه ها، ذكرشده است. جدا از آنها، تاريخ ها و سيره هاى مختلفى كه بر اساس روايات و احاديث به جا مانده از پيامبر (ص)، صحابه و ائمه (ع) از همان ادوار صدر اسلام به رشته تحرير در آمده، منابعى غنى براى نويسندگان اين دسته از داستان ها در دوره هاى بعد بوده است. همچنان كه در قرن معاصر و به ويژه دهه هاى اخير كه ادبيات كودكان و نوجوانان رونقى خاص به خود گرفته است، بازنويسى ها، بازپردازى ها و بازآفرينى هاى صورت گرفته از اين منابع براى گروه هاى سنى مذكور، پس از داستان هاى زندگى ديگر پيامبران (قصه هاى قرآن) بيشترين حجم و بالاترين كيفيت را به خود اختصاص داده اند.
ج) داستان هاى مربوط به زندگى امامان و اهل بيت (ع)
اين گروه داستان ها، به ويژه از داستان هاى مورد علاقه خاص شيعيان است؛ كه منشأ آنها سيره ها و مقاتل گوناگون يا كتاب هاى تاريخى است كه در ارتباط با دوران هاى زندگانى آن بزرگواران به رشته تحرير درآمده است.ميزان آثار و اطلاعات تاريخى موجود در اين زمينه،به گستردگى و دقت آنچه در ارتباط با پيامبر وجود دارد، نيست. اما در اين ميان، زندگانى بزرگانى چون حضرت على (ع) و فاطمه (س) به سبب همزمانى با پيامبر، و نيز امام حسن و امام حسين (ع) به سبب موقعيت تاريخى حساسى كه در آن قرار داشته اند، از گستردگى، وضوح و دقت بيشترى در ثبت و ضبط برخوردار است.
د) داستان هاى زندگى صحابه
منابع تاريخى اين قبيل داستان ها نيز در وهله اول همان منابع مربوط به زندگى پيامبر و امامان و اهل بيت است. جز آن كه در برخى كتاب هاى ديگر سيره يا قاموس هاى مربوط به رجال و شخصيت هاى بزرگ مذهبى نيز مى توان مطالبى راجع به آنان به دست آورد.
صحابه كه ياران نزديك و اغلب فداكار پيامبر و امامان را تشكيل مى دادند، در بسيارى از فراز و نشيب هاى تاريخى با ايشان همراه بوده و شركت داشته اند. به همين سبب داستان هاى زندگانى آنان، ارتباطى تنگاتنگ با تاريخ اسلام دارد؛ و گاه مى تواند به شكلى ظريف و غيرمستقيم، روشنگر نكاتى بسيار از زندگانى پيامبر(ص) و ائمه و ديگر شخصيت هاى موثر در تاريخ صدر اسلام باشد.
ه) داستان هاى زندگى شهيدان و جانبازان بزرگ اسلام و شيعه
برخى از اين قبيل افراد، از همان گروه صحابه پيامبر و امامان هستند، اما باقى آنها ممكن است به دوران هاى بعد از زندگانى آن بزرگواران و حتى قرون اخير و دوره معاصر تعلق داشته باشند. ( مثلا شهداى مسلمان الجزاير در مبارزه با استعمار فرانسه، يا شهداى فلسطينى و ديگر كشورهاى عرب در مبارزه با رژيم اشغالگر قدس، با جانبازان و شهداى انقلاب و جنگ تحميلى در كشورمان و بوسنى هرزه گوين و لبنان و …)
منابع تاريخى موجود در مورد برخى ازاين مجاهدان بزرگ راه خدا هر چند ممكن است گاهى به گستردگى و كفايت شخصيت هاى ديگرى كه پيش از اين به آنان اشاره شد نباشد، اما از آنجا كه متقابلا در پرداختن به آنها برخى محدوديت هاى مذهبى و تاريخى نيز ـ به آن شدت ـ براى نويسنده وجود ندارد، زمينه اى مناسب براى طرح مسايل تاريخى و ارزش هاى دينى و انسانى در قالب داستان بوده اند و هستند.
و) داستان هاى زندگى دانشمندان و ديگر شخصيت هاى برجسته اسلامى (۳)
از اين گروه مى توان از بعضى امرا، سرداران، وزيران، شاعران، نويسندگان، پزشكان، دانشمندان وعلماى بزرگ دينى نام برد. عده اين گروه از افراد بسيار است و حتى شهرت برخى از آنان ( همچون جابربن حيان، فارابى، بوعلى سينا، زكرياى رازى، ملاصدرا و … ) از مرز كشورهاى اسلامى نيز فراتر رفته و جهانگير شده است.
جدا از لابه لا و حواشى تواريخ عمومى و سيَر، در كتاب هاى خاصى كه در احوال طبقات مختلف و شرح حال رجال بزرگ تأليف شده است نيز مى توان به گردآورى اطلاعات لازم درباره اين عده پرداخت. ضمن اين كه برخى از اين آثار، مانند «قصص العلما»ى تنكابنى خود شكلى داستانى دارند.
۳- داستان هاى تاريخى نما
اين داستان ها اگر چه از نظر زمان وقوع حوادث و شخصيت ها و فضا و نثر و لحن و ساير ويژگى ها مربوط به دوران هاى گذشته به نظر مى رسند، اما در واقع ساخته و پرداخته ذهن و تخيل نويسنده امروزى هستند.
شخصيت هاى اين قبيل داستان ها فاقد شناسنامه و سابقه مشخص در تاريخ هستند. در واقع نويسنده به دلايلى خاص ترجيح داده است كه زمان و مكانى دور را براى وقوع داستانش برگزيند و شخصيت هاى آن را افرادى با خصوصيات مردم آن زمان قرار دهد. بنابراين، تفاوت اساسى اين گونه داستان ها با داستان هاى تاريخى واقعى در غيرمستند و تخيلى بودن آنهاست و از نظر ساخت و پرداخت و رعايت اصول فنى نگارش داستان هاى تاريخى، تفاوتى با داستان هاى تاريخى واقعى ندارند.
۴- اساطير و افسانه هاى تاريخى
همچنان كه مى دانيم، قهرمانان اساطير را ابرمردها، ابَر زنان، فرشتگان، نيمه خدايان ، خدايان و نيروهاى موجود در طبيعت و عوامل مرموز و غيرعادى همانند اينها تشكيل مى دهند. اين اساطير، در آنجا كه به مسايل اعتقادى و فلسفى و فراطبيعى و جهان ديگر مربوط مى شوند، جنبه هاى شبه دينى به خود مى گيرند، و اصطلاحا به آنها «اساطير مذهبى» گفته مى شود. دركشور ما اغلب اين گونه اساطير مربوط به كيش ها و آيين هاى پيش از اسلام به ويژه زرتشتى است. در اين قبيل اساطير، فرشتگان خير و بركت و نيكى و روشنى و مهر و باران و ديوهاى خشكى و قحطى و بيمارى و مرگ و تاريكى، و اهورامزدا و اهريمن و مسايلى از اين سنخ مطرح شده اند و اغلب داراى جنبه هاى شرك آميز هستند.(۴)
افسانه هاى دينى نيز عمدتا داستان هايى كاملا خيالى داراى مضامين زمينى تر و خاص تر هستند. اين گونه افسانه ها اغلب حاوى خوارق عادات و احوالند كه توسط توده مردم، درباره شخصيت هاى بزرگ دينى به ويژه پيامبران الهى و امامان ساخته و پرداخته شده اند. بديهى است كه اگر چه شخصيت هاى اصلى اين قبيل افسانه ها وجود خارجى داشته اند و واقعى اند، اما چيزهايى كه در اين افسانه ها به آنان نسبت داده شده اند علاوه بر آن كه كاملا خيالى و غيرمستندند، مشخصا خارق عادت و طبيعت نيز هستند. (۵)