<بايد و نبايد ها در ترجمه قرآن براى كودكان و نوجوانان
            جمعه 1 آبان 1383

همه ساله، فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، بهانه اى براى خبرگزارى ها و ديگر وسايل ارتباط جمعى است، تا به تناسب حيطه كارى خود، به بررسى ولو اجمالى برخى مسائل در مورد قرآن مجيد و هنرها و ادبيات مرتبط با آن بپردازند. يكى از خبرگزارى ها كه به طور خاص به عنوان خبرگزارى قرآنى تأسيس شده است، در اين ماه اقدام به درج سلسله مصاحبه هايى با نويسندگان مختلف در اين باره كرد؛ كه از آن جمله گفت وگويى با نگارنده اين سطور بود. اما ندانستم به چه سبب، اصلى ترين قسمت اين مصاحبه، كه از قضا، تأكيد من بيشتر بر آن بود، هرگز بر روى سايت اين خبرگزارى نرفت، و بدون هيچ توضيحى منتشر نشد. اين بخش، مربوط به متونى بود كه طى سال هاى اخير، تحت عنوان ترجمه هاى قرآن براى كودكان و نوجوانان منتشر شده است و مى شود.
در آن گفت وگو، در پاسخ پرسشگر گفتم كه، اولاً نمى توان هر ترجمه اى از قرآن را، به صرف اينكه ناشر در شناسنامه آن قيد «ويژه كودكان و نوجوانان» را درج كرده است، مناسب اين گروه هاى سنى دانست. زيرا قدرت درك، نيازها و تمايلات هر يك از اين دو مقطع سنى، در مواردى با يكديگر تفاوت هاى قابل توجه دارد. در ثانى، چنانچه به راستى مترجم قابل و شايسته اى هم براى اين كار وجود داشته باشد، لازم نيست تمام قرآن را براى لااقل مقطع سنى كودك ترجمه كرد. بلكه در اين زمينه، بايد دست به گزينش از قرآن زد. ثالثاً با وجود ترجمه هاى ساده و روانى همچون ترجمه آقاى عبدالمحمد آيتى، عملاً نياز مبرمى به ترجمه جديد ويژه اى از قرآن براى دست كم نوجوانان، احساس نمى شود. رابعاً، از همه مهم تر، تقريباً همه آنچه در سال هاى اخير به اسم «ترجمه قرآن» براى كودكان و نوجوانان در كشور ما منتشر شده است، با توجه به سوابق به اصطلاح مترجمان آنها، به احتمال قريب به يقين، «ترجمه» نيست؛ بلكه «بازنويسى» اى از ترجمه هاى موجود قرآن، احتمالاً به زبانى اندك ساده تر است. اما چه باعث شده كه «بازنويس »هاى اين آثار پذيرفته اند كه نامشان به عنوان «مترجم» بر جلد كتاب خدا درج شود، اين را بايد از خودشان و متوليان و مسوولان رسمى نظارت بر نشر قرآن در كشور پرسيد!

از آنجا كه ورود در اين حيطه هاى معنوى، علاوه بر توانايى هاى علمى و دينى، نيازمند حداقلى از تقوا و صداقت در شخص است، در صورت اثبات اين امر، مطلقاً به چنين كسانى نبايداجازه دست اندازى به اين قلمروهاى مقدس را داد. براى نمونه، يكى از مدعيان اين عرصه، كه خانمى است، پيش از اين، ترجمه اى حتى در حد آثار كودكان و نوجوانان نيز از زبان عربى نداشته است. ديگرى نيز كه آقايى است، پيش از اين، سابقه حتى ترجمه يك جمله و سطر عربى را در كارنامه قلمى خود ندارد. سومى، البته سابقه ترجمه كتاب هاى كوچكى از عربى به فارسى را، براى «كودكان و نوجوانان» دارد. اما مى دانيم كه ترجمه چنين آثارى، با آن دايره واژگانى محدود و مضامين بسيار ساده، با دانشى در حد تحصيلات دوره دبيرستان از زبان عربى، مقدور است. حال آنكه ترجمه اثرى بى همتا همچون قرآن مجيد، با آن همه دقايق و ظرايف زبانى و معنوى و تاريخى، نيازمند تسلطى بارها افزون تر از اين، بر زبان عربى است. چنين مترجمى علاوه بر تسلط بر زبان عربى، حتماً بايد دانش لازم از معارف اسلامى را نيز داشته باشد، به عبارت ديگر، مراكز متولى امر نشر ترجمه هاى قرآن در كشور، موظف اند قبل از صدور مجوز براى چنين آثارى، به طريق مقتضى، توانايى و اهليت علمى و دينى مدعيان اين عرصه را بسنجند، ودر صورت تاييد، به آنان اجازه درج نام خود به عنوان «مترجم قرآن» را بر جلد اين آثار بدهند. صد البته، براى «بازنويسى» ترجمه هاى معتبر موجود به زبان ساده تر، آن هم به شرط مطالعه و تاييد صحت اين بازنويسى ها توسط مراكز ذيصلاح، نبايد منعى وجود داشته باشد. كه طبعاً در اين حالت، به شخص «بازنويس» نبايد اجازه داده شود كه نام خود را به عنوان «مترجم» بر پشت جلد درج كند. اما در اينجا به دو نكته مهم شايد مغفول ديگر هم در اين باره بايد اشاره كرد: نخست اينكه، به ويژه براى «كودكان»، بايد بر حفظ، قرائت و درك مفهوم برخى سوره هاى كوچك و آيات ويژه از قرآن مجيد تاكيد كرد. ساير مفاهيم و ارزش هاى مورد نياز اين كتاب مقدس را، بايد به شكل هاى هنرى و غير مستقيم ديگر، از قبيل متل، سرود، شعر، داستان، بازى و سرگرمى و معما و چيستان، فيلم، نمايش، پويانمايى ومانند آنها در ميان آنان و نيز - در مواردى- «نوجوانان» ترويج كرد. نكته دوم اينكه، تجربه هاى عملى و توصيه هاى صريح دينى نشان مى دهد كه در امورى معنوى همچون ترجمه قرآن كريم، حتى داشتن دانش و مهارت زبانى و دينى تنها نيز كفايت نمى كند. بلكه در كنار آنها، «اخلاص» و قصد واقعى «قربت» هم، بسيار ضرورى است. در غير اين صورت، حاصل كار، آن برد و رواج لازم را در جامعه پيدا نخواهد كرد. قبول نداريد، به اين همه ترجمه هاى گوناگون از قرآن مجيد در قبل و بعد از انقلاب جامعه نگاه كنيد؛ و ببينيد كه كدام ها در طول زمان، مورد توجه و اقبال مردم مسلمان واقع شده، و كدام ها واقع نشده اند، آنگاه به احوال شخصى مترجمان آنها مراجعه كنيد، تا دريابيد كه علت آن اقبال، و در مقابل، آن بى اقبالى، از كجا ناشى مى شود. در پايان، براى ثبت در ذهن ها، بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه تا آنجا كه نگارنده مى داند، طرح انتشار ترجمه اى به زبان ساده از قرآن براى نوجوانان، اولين بار در سال هاى ???? يا ???? توسط جناب آقاى محسن قرائتى مطرح شد. مشاراليه ، در نظر داشت با استفاده از نويسنده اى شاخص و موفق در عرصه ادبيات نوجوانان، ترجمه خود از قرآن را، با بازنويسى او زير نظر خودش، براى گروه سنى مذكور منتشر كند. (يكى از نامزدهاى اين كار از سوى ايشان، صاحب اين قلم بود. كه به سبب گرفتارها، پس از پذيرش، خود از اين كار انصراف دادم.)

  كليه حقوق براي Sarshar.org محفوظ است. ©