به گزارش سایت خبری انجمن قلم ایران، پرفروش ترین کتابهای کتابفروشی انتشارات انجمن قلم ایران در مردادماه سال جاری عبارت بودند از:
ا.بهار در راه است (مجموعه شعر؛ مربوط به طرح"صد اثر از صد نوقلم")؛ انتشارات انجمن قلم ایران؛ 56 نسخه.
2. باران حریف چتر من و تو نمی شود؛ سروده مهدی طراوتی توانا(مجموعه شعرمربوط به طرح"صد اثر از صد نوقلم")؛ انتشارات انجمن قلم ایران؛ 40 نسخه.
3.داستانهای شاهنامه؛ بازنویسی آتوسا صالحی؛ منادی تربیت؛ 15 نسخه( از مجلدات مختلف مجموعه).
4.دا؛ خاطرات سیده زهرا حسینی؛ سوره مهر؛ 7 نسخه.
5.من او؛ نوشته رضا امیرخانی؛ سوره مهر؛ 6 نسخه.
6.داستانهای مولوی؛ بازنوشته پرویز امینی؛منادی تربیت؛ 4 نسخه( از مجلدات مختلف مجموعه).
7. خاطرات یک الاغ؛نوشته سوفی سوگور؛ترجمه سهیلا صفری؛ سوره مهر؛ 3 نسخه.
کتابفروشی انتشارات انجمن قلم ایران، که از ابتدای تیرماه سال جاری زیر نظر هیئت مدیره این تشکل فرهنگی افتتاح شد با مجموعه گزیده ای از کتابهای انتشاراتیهای مختلف همچون انتشارات انجمن، سوره مهر، قدیانی، منادی تربیت، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، امیرکبیر، مدرسه، پیام آزادی و ...، پذیرای علاقه مندان است.این کتابفروشی در خ. سیدجمال الدین اسدآبادی، بالاتر از میدان سیدجمال الدین اسدآبادی، بعد از کوچه 44، شماره 358، تلفن 88214440 واقع است، و به طریق پستی نیز به دوستداران کتاب خدمات رسانی می کند.
دیروز شاهد یادداشتی تحت عنوان"نامه سرگشاده...به ..." در سایتی - متاسفانه ارزشی و اصولگرا؛ که پیش تر نیز مطلبی از همین سنخ را از دوست هنرمند دیگرمنتشر کرده بود- بودم؛ که غمگینم کرد.البته به دوستی که در این مورد با من تماس گرفته بود گفتم که این گونه مطالب اگرچه تاسفبار و نوعی تف سربالا هستند، که - به تعبیر جهان نیوز - ، باعث خوشحالی و سوت و کف دشمنان انقلاب و اسلام می شوند، اما بهتر است به آنها پاسخی داده نشود. چه، از هرچه بگذریم، هر انسان دقیق و منصفی، با خواندن آنها، دیر یا زود، به ضعف استدلال، مبالغه منفی و اغراض نهفته در پس آنها پی می برد.اما به عنوان مشت نمونه خروار، گمان می کنم بد نباشد امثال منی که هم با نویسنده آن یادداشت سابقه همکاربودن طولانی در حوزه هنری دارم و هم سالیان کمتری با آقای مومنی دارای همین پیشینه ام، به صورت گذرا به یکی دو نکته در ارتباط با آن یادداشت بپردازم.شاید دوست نویسنده نامه را هم تا حدودی از اشتباه خارج کند.
اما بعد....
در آن یادداشت اشاره شده بود که از میان هنرمندان و ... هیچ کس با انتصاب آقای مومنی به این سمت موافق نبود(نقل به مضمون).
برای اطلاع آن دوست عزیز باید بگویم : قبل از صدور حکم ریاست آقای مومنی، خود من - البته اگر دوستمان مرا قابل بداند و جزء نویسندگان و هنرمندان به شمار آورد- طی دو یادداشت، در همین سایت، با ذکر دلایل و مستندات غیرقابل انکار، موافقت و حمایت خود را از این انتصاب اعلام کردم.کمی بعد، تنی چند از نویسندگان و پژوهشگران - که برخی از آنها از مدیران باسابقه حوزه هنری نیز بودند طی نامه ای که برای مقام معظم رهبری و جناب آقای خاموشی - ریاست محترم سازمان تبلیغات اسلامی - ارسال شد ازانتصاب آقای مومنی به این سمت، حمایت کردند. از جمله آقایان: مرتضی سرهنگی(مدیر دفتر ادبیات دفاع مقدس حوزه هنری)، هدایت الله بهبودی( مدیر دفتر ادبیات انقلاب حوزه هنری)، علیرضا کمری، مجتبی رحماندوست، محمد رضا بایرامی، رضا امیرخانی، محمد میرکیانی، محسن کاظمی، قدمی....
کسانی چون آقایان امیرحسین فردی،محمد حمزه زاده و ... نیز آماده امضای این نامه بودند؛ که به علت شتاب در رساندن نامه به دست بزرگ مورد اشاره و در دسترس نبودن این افراد، این کار میسر نشد.
همچنین بعد از انتصاب، هیئت مدیره انجمن قلم ایران، شامل خانمها و آقایان راضیه تجار، سمیرا اصلانپور، دکتر علی اکبر ولایتی، دکتر محسن پرویز، فیروز زنوزی جلالی، رضا رسولی و خود من، طی بیانیه ای، این انتصاب شایسته را تبریک گفتند. و به احتمال زیاد، اغلب اعضای انجمن قلم ایران، که این افراد را برای هیئت مدیره انتخاب کرده بودند نیز نظری همانند منتخبان خود در این باره داشتند و دارند.( تا به حال شدند چند نفر ؟) این، جدا از دوستان اهل قلمی است که با گذاشتن نظر پای یادداشتهای من در سایت در مورد آقای مومنی، موافقت و خرسندی خود را از این انتصاب شایسته اعلام کرده بودند( از جمله آقایان سید احمد میرزاده، یوسف نیکفام،...)
بنابراین می بینید که موضوع، آن گونه که دوست دیگر ما - آن هم با آن مبالغه عجیب! - ذکر کرده بود نیست. مگر آنکه بنا را بر آن گذاشته باشد که جز خود و چند تن دوستانش - که از قضا اسمی هم از آنها نبرده بود - هیچ کس دیگری را که در این مورد نظری مخالف آنان داشته باشند، هنرمند به حساب نیاورد!
ضمن آنکه از این حرفها که بگذریم، اصولا در کجای اساسنامه حوزه هنری نوشته شده است که رئیس حوزه هنری را هنرمندان باید انتخاب کنند، که مشارالیه از اینکه نظر خود و دوستانش در این مورد لحاظ نشده است، این گونه برآشفته بود؟ و آیا در مورد انتصاب دو رئیس سابق حوزه هنری، چنین رویه ای اعمال شده بود؛ که حال در مورد آقای مومنی، خلاف آن صورت گرفته باشد!؟چرا در آن موارد شاهد نامه سرگشاده ای از نامبرده در وسایل ارتباط جمعی نبودیم؟!
آیا وی و دوستانش واقعا معتقدند دو رئیس قبلی حوزه هنری، در بدو انتصاب ، از آقای مومنی، اهلیت و شایستگی بیشتری برای تصدی این سمت داشتند؟! و اکر چنین نبود - که نبود - پس چرا در زمان آن انتصابها نامه سرگشاده ننوشت و منتشر نکرد؟!
مبالغه مطایبه آمیز دیگر دوست نویسنده نامه سرگشاده ... ما، طرح این ادعا بود که از میان کسانی که شایستگی ریاست حوزه هنری را داشتند، آقای مومنی حتی در یک فهرست صد هزار نفری هم قرار نمی گرفت!(نقل به مضمون.)
اگر این یک شوخی و مطایبه یا طنز برای تغییر ذائقه مخاطب نیست، پس باید پرسید :با وجود این همه مدیر فرهنگی سطح بسیار بالای مورد ادعای دوستمان در کشور، پس چرا اوضاع مدیریت فرهنگی کشور دچار مشکل است؟!چرا این دوست عزیز، اسامی این در و گوهرهای پنهان را افشا نمی کند، تا مسئولان فرهنگی کشور، در این مورد، این قدر مشکل نداشته باشند و به این در و آن در نزنند؟!این همه شخصیت بزرگ و مهم فرهنگی را برای چه و کی احتکار کرده است؟! چرا بخل می ورزد؟!رو کند؛ بگذارد از قبل این خدمت بزرگ او، در فرهنگ مملکت انقلابی شود؛ و از این طریق، همه اهالی فرهنگ را دعاگوی خود کند!
در باره مسائل پشت پرده ای که منجر به مخالفت این دو تن از دوستان هنرمندم با آقای مومنی و رسانه ای کردن موضوع - متاسفانه با استفاده از یک سایت ارزشی و اصولگرا - شده است ، همچنان که برخی دوستان را دعوت به سکوت کرده ام، خود نیز چیزی نمی نویسم. و امیدوارم که نیازی هم به این کار پیش نیاید.
در پایان، برای آقای محسن مومنی شریف- که هم نام کوچک و هم دو جزء شهرتش به راستی با مسمایند - صبر و اجر جزیل آرزو می کنم؛ و امیدوارم این اقدامات تاسفبار، خللی در روحیه، یا وقفه ای در تلاشهای ایشان برای بازگرداندن حوزه هنری به جایگاه شایسته اش در عرصه هنر و ادبیات و فرهنگ کشور پدید نیاورد.
آخرين نظرات خوانندگان