آخرین خبر

  • • جوابیه محمدرضا سرشار به یک خبر مغرضانه
  • شنبه 10 مردادماه 94

    دبیر محترم گروه فرهنگ و ادب خبرگزاری آنا
    سلام علیکم
    در بخش ادبیات و کتاب آن خبرگزاری محترم در روز پنجشنبه 8 مرداد، خبری در باره جلسه نقد «ملکان عذاب» با حضور اینجانب منتشر شده بود که حاوی موارد نادرست و مخدوشی بود. لذا خواهشمندم طبق قانون مطبوعات، توضیحات ذیل را از مرا، در ارتباط با مطلب مذکور، در همان صفحه، همان ستون و با همان حروف منتشر فرمایید.
    با احترام: محمدرضا سرشار

    «1.نوشته مذکور تحت عنوان «به گزارش خبرنگار فرهنگی آنا» منتشر شده بود. حال آنکه تنها خبرنگار حاضر در آن نشست، از خبرگزاری ایسنا بود. لذا اخلاق حرفه¬ای حکم می¬کرد که ماخذ آن مطلب نیز «خبرگزاری ایسنا» بیان می¬شد؛ نه اینکه مخاطب را به اشتباه بیندازد که گویا خبرنگار آنا، خود در آن جلسه حضور داشته است.
    2.آنچه به عنوان گزارش آن جلسه نقد توسط آنا منشر شده بود از صدر تا ذیل دارای جهگتگری مغرضانه نسبت به اینجانب و انجمن قلم ایران بود. که این نیز از آزاداندیشی و تعهد حرفه خبرنگاری به رعایت امانت و حق مخاطبان در برخورداری از جریان آزاد اطلاعات، به دور بود. به عبارت دیگر این مطلب نه وفادار به واقعیت موضوع، نه «خبر»، نه «گزارش»، بلکه تفسیر شخصی جانبدارانه توام با اشتباهات خبرنگار، یا جناحی گروه فرهنگی خبرگزاری آنا از موضوع بود. تعابیری همچون «رئیس انجمن قلم در سودای جایزه جلال»، «از نقد ادبی تا زیر سؤال بردن سیاست¬های ارشاد»، «رئیس انجمن ضمن ... و تخریب نهادهای ادبی دیگر مانند بنیاد شعر و ادبیات داستانی، خواسته اصلی¬اش را که در اختیار گرفتن برگزاری جایزه جلال آل¬احمد بود [نیت¬خوانی]، مطرح » کرد؛ و در نهایت تحریک دیگران به موضع¬گیری در این باره، با جمله «باید دید اظهارات سرشار چه واکنش¬ها و پاسخ¬هایی در ادامه در پی خواهد داشت»...
    3. در این نوشته، همچنین سخنانی از قول من نقل شده بود که نه من آنها را بیان کرده بودم و نه در گزارش خبرگزاری ایسنا - که منبع اصلی نوشته شما بود - ذکر شده بود: تعابیری همچون «بی¬سواد» در مورد داوران جشنواره جلال، «غلط» در مورد سیاست¬های وزارت ارشاد، «آثار ضعیف و بی¬خود» در باره «ملکان عذاب» و «آه با شین» (جمله من در این ارتباط، که توسط ایسنا نقل شده بود، در مورد این روش استفاده نادرست استفاده از «شیوه تقطیع موازی» در این دو اثر بود و نه کلیت آن آثار؛ و بین این دو، فرق زیادی است: «برای اینکه این شیوه ...»).
    4. به خلاف آنچه در نوشته شما آمده بود، این نشست هیچ ارتباطی به انجمن قلم ایران نداشت و در انجمن قلم ایران نیز برگزار نشده بود؛ و من هم نه به عنوان رئیس هیئت مدیره انجمن قلم، که صرفا به عنوان منتقد «ملکان عذاب» در آن جلسه حضور داشتم. »

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: تشکر می کنم. ادامه
  • مدیر: سلام علیکم. متشکرم. ادامه
  • مهدیه ارطایفه: سلام استاد محترم بسیار متاسف شدم از اینکه نقدی این ادامه
  • شریف: فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل دانش ادامه
  • مدیر: سلام علیکم. خداوند شما را به سلامت بدارد. ادامه
  • مصطفی رضایی: سلام ان شاء الله سایه شما سالهای سال بر سر ادامه
  • چراسربه سرمهدی هاشمی میذارید: http://kayhan.ir/fa/issue/488/11 ادامه
  • مهدی: فقط ممنون ادامه
  • مدیر: آقا مرتضای عزیز؛ در مواردی مصداق غنا فردی است. یعنی ادامه
  • نامشخص: http://kayhan.ir/fa/news/50854 ادامه

آخرین کتاب

  • • سرشار تکذیب کرد
  • فرهنگ > ادبیات - محمدرضا سرشار می‌گوید آنچه از قول او در جلسه نقد و بررسی رمان «ملکان عذاب» منتشر شده، تنها بخش ناچیزی از سخنان او بوده است.
    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این نویسنده در تماس با خبرآنلاین، درباره آن جلسه گفت: «تنها خبر واقعی از جلسه مذکور که توسط ایسنا منتشر شده ـ که آن هم گزارش فشرده‌ای از یک نقد دو ساعته است ــ ۱۴۲۷ کلمه است. خبر منتشره توسط خبرآنلاین، فقط ۳۵۹ کلمه (یعنی حدود یک چهارم گزارش فشرده ایسنا) است. حال بنگرید وقتی خبری دو بار ـ آن هم این قدر زیاد ـ تلخیص و دو بار «بازنویسی» شود دیگر چه از آن باقی می‌ماند؟»

    او همچنین درباره اظهارات خود مبنی بر واگذاری جایزه به انجمن قلم و نقد سیاست‌های وزارت ارشاد به جای نقد کتاب نیز گفت: «در این جلسه دو ساعته عمدتا به نقد ادبی «ملکان عذاب» اختصاص داشت و در حاشیه و به ضرورت آن هم فقط در حدود چند دقیقه به انتقاد از دواری داوران جایزه جلال آل احمد و بنیاد ادبیات داستانی به عنوان برگزارکننده این جایزه از سوی وزارت ارشاد پرداخته شد.»

    او همچنین به کار بردن تعابیری چون «اگر راست می‌گویید»، «بسیار ضعیف»، «بی سواد» و «غلط»را که از سوی او نقل شده، نادرست خوانده است.

خواندني‌هاي وب

کد خبر: ۵۱۳۲۳تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۸:۱۶
سرویس کیهان » اخبار

محمدرضا سرشار

در سال‌های اخیر، به ندرت کتاب داستان می‌خوانم. داستان خواندنم هم اغلب به ضرورت، سفارش دیگران و ندرتاً از سر کنجکاوی است. خیلی هم کند و با تأنی و تأمل می‌خوانم. یکی از معدود کتاب‌های داستانی که در سال 1393 خواندم، اثر حجیم (628 صفحه‌ای) خانم نویسنده انگلیسی ماری آن (یا ماریان) اوانز (Mary Ann Evans) (1819-1880 ) بود که با نام مردانه جورج الیوت، آثار خود را منتشر می‌کرد. مترجم این کتاب، ابراهیم یونسی و ناشرش «نگاه» بود. در شناسنامه کتاب قید شده بود: «این اثر با حمایت و مشارکت بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان منتشر شده است.»
این «بنیاد» که در دوره مسئولیت دکتر محسن پرویز در معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با ابتکار او پدید آمد و من نیز جزو اولین گروه هیئت امنای آن بودم، به این نیت تأسیس شد که مشابه همان کاری را که بنیاد فارابی در زمینه سینما انجام می‌دهد در عرصه داستان محقق کند؛ و به این مقوله مهم و سرنوشت‌ساز که مهم‌ترین و مؤثرترین صورت ادبی مدرنیته در غرب از رنسانس به این سو و خاصه در قرون 19 و20 میلادی بوده است و حق این است که در کشور ما نیز چنین جایگاه و منزلتی داشته باشد، رونقی مضاعف ببخشد و به آن، سر و سامانی بدهد. اما متأسفانه - و با صد تأسف- در دولت یازدهم، با کارناشناسی مسئولان فرهنگی- که نتیجه بیگانگی آنان نسبت به این مقوله مهم است- به «بنیاد شعر و داستان» تغییر نام و وظیفه داد؛ و تقریباً می‌توان گفت: به کل از اهداف بلندی که برای تحقق آنها تأسیس شده بود به دور افتاد، و به خرده‌کاری‌های پیش پا افتاده و به عهده گرفتن برخی وظایف اجرایی خانه کتاب و امثال آن - برای توجیه و مشروعیت بخشیدن به وجودِ کم‌خاصیت خود - در شکل جدید مشغول شد.
هدف اصلی از تشکیل «بنیاد ادبیات داستانی» تحقیق و پژوهش و آموزش و انجام اقداماتی در جهت توسعه، تعمیق و تحکیم ادبیات داستانی داخلی و کشف و پر کردن خلأهای موجود و انجام کارهایی در این زمینه بود که بخش خصوصی یا دیگر سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه دولتی و وابسته به نظام، مایل یا قادر به انجامشان نبودند یا اصولاً به آنها توجه نداشتند. حال آنکه ترجمه داستان، به ویژه از نویسندگان اروپایی و آمریکایی، از جمله کارهایی است که بدون نیاز به هرگونه حمایتی، حتی به شکل افراطی و مخرب، از مشروطیت به این سو، وجهه همت مترجمان و ناشران ما بوده، و هست.
در داستان «آسیاب کتاب فلوسِ» جورج الیوت یا ترجمه و ناشر آن نیز، هیچ برجستگی و ویژگی ممتازی وجود ندارد که این حمایت «بنیاد [مرحوم] ادبیات داستانی ایرانیان» را - که طبعاً مالی و از کیسه بیت‌المال است - توجیه کند. به عکس، از هر نظر که نگاه کنیم، این اثر، نویسنده و ... آن پر از مسئله و اشکال است. (البته حمایت از ترجمه این کتاب در دوره مدیریت قبلی این بنیاد و دولت دهم - پس از معاونت فرهنگی دکتر پرویز و برکناری سالاری از مدیر عاملی بنیاد صورت پذیرفته است و مسئولیت و پاسخگویی آن، ربطی به مدیر جوان فعلی این بنیادِ تغییر ماهیت داده، ندارد!)
اول اینکه نویسنده و اثرش، متعلق به قرن 19 میلادی‌اند و از انتشار اولیه این داستان حدود 150 سال می‌گذرد؛ که طبعاً به همان نسبت نیز، به لحاظ ساختار و زبان، از زمان ما عقب است. چه در زمان انتشار و چه در سال‌های دراز پس از انتشار آن نیز، هیچ صاحب نظر و ادیب معتبر غربی یا داخلی، این اثر را، داستان فوق‌العاده‌ای معرفی نکرده است، تا لااقل با این توجیه، بتوان سرمایه‌گذاری مادی و معنوی یک نهاد دولتی مثل بنیاد ادبیات داستانی، روی آن را توجیه کرد. حتی برای خواننده عادی نیز، اثری در مجموع خسته‌کننده و ملال‌آور و پرطول و تفصیل - تفصیل مخل و زاید است. زبان آن نیز - علی‌رغم آن همه سابقه و تبحر مترجم نام‌آشنای آن در این کار - بد، بسیار پر غلط و مغشوش است. کار، حتی یک نمونه‌خوانی درست هم نشده است؛ و به قدری غلط مطبعه‌ای دارد که به جرات می‌توانم بگویم تا امروز، چه در میان کتاب‌های داستان تألیفی و چه ترجمه‌ای، با متنی دارای این همه غلط در حروف‌نگاری، روبه‌رو نشده بودم. و جای تعجب است که ناشر و مترجمی با آن همه سابقه کار، اجازه داده‌اند کتابی این چنین، به نام آنان منتشر شود! و از آن عجیب‌تر، بنیاد ادبیات داستانی وابسته به وزارت ارشاد هم، در ازای حاتم‌بخشی خود در حمایت از کتابی با این اوصاف، دست‌کم از ناشر نخواسته است تا لااقل قبل از دریافت کمک و اقدام به چاپ، غلط‌های آن را درست کند!
اما مشکلات این اثر، به همین‌ها ختم نمی‌شود. مشکل بسیار بزرگتر، نویسنده این کتاب است. یعنی خانمی، که در کنار انتشار آثار متوسطی مانند این داستان، در زمان حیات خود، کارهایی کرده، که از اساس با سمت و سوی اعتقادی، سیاسی و اخلاقی مورد قبول نظام جمهوری اسلامی و مردم مسلمان ایران، در تضاد است!
الیوت که در نوجوانی و ابتدای جوانی، مسیحی مؤمن و متعبدی بود و حتی زندگی زاهدانه‌ای را در پیش گرفته بود، در اثر رفت و آمد با خانواده یکی از صنعتگران شهرشان به نام چارلز بری و همسرش، کارولین، به مرور تغییر عقیده داد و نسبت به مسیحیت و اصل دین و خدا، کافر شد. کارولین، خواهر چارلز هنل، نویسنده کتاب «استفسار در باب منشأ مسیحیت» بود. مطالعه این کتاب و آثاری از این قبیل، اعتقادات مذهبی الیوت را دستخوش تحولاتی عمیق کرد. «در نتیجه فلسفه عقل‌گرایی که مری به آن اعتقاد پیدا کرد، سبب شد که نه تنها اعتقاد به مسیح را انکار نماید، بلکه همه اعتقادات مذهبی خود را به کلی فراموش کند. بدین ترتیب، با رهایی از شیفتگی مذهبی و بیداری از خواب و خیال و اوهام [!]، دیگر حاضر نبود به کلیسا برود».
در سال‌های 1842 تا 1849 «او به ترجمه کتاب بت‌شکنانه «زندگی مسیح»، اثر داوید استروس، که داستان گسستن مسیح از تمام عناصر ماوراءالطبیعه بود و در سال 1846 منتشر شده بود، پرداخت». این کتاب در سال 1846، بی‌نام و عنوان مترجم، منتشر شد. در سال 1853 ترجمه‌ای از
(Das Wersen des Christentusms) جوهر مسیحیت نوشته لودویگ فوئرباخ را با نام خود منتشر کرد که اندیشه اساسی آن این است که آدمی خدا را به سیمای خویش ساخته و وی را به صورت مظهر آمال و آرزوهای خویش پرداخته است.» که این دیگر منحصر به بریدن از مسیحیت نبود؛ بلکه الحاد و کفر محض بود!
الیوت، پس از مرگ پدر، در سال 1849، وارد کار در مجله‌ «لیبرال» شد. «آنجا با منتقد و نویسنده معروف، جورج هانری لوییس آشنا، و عاشق لوییس شد؛ که با وجود بیگانگی با همسرش، به خاطر قانون آن عصر، نمی‌توانست با او متارکه کند». به عبارت روشن‌تر، «با لوییس،‌ وارد مناسباتی شد که وی خود از آن به عنوان ازدواجی بی‌پشتوانه‌ قانون یاد می‌کند». یعنی بدون ازدواج رسمی،‌ شرعی و قانونی، به زندگی مشترک با وی پرداخت. «به هرحال الیوت و لوییس،‌ برخلاف قراردادهای اجتماعی، با هم خانه‌ای بنا کردند و زندگی‌ای خوشبخت[!]، اما منزوی، در لندن برای خود ترتیب دادند که برای کارهای ادبی آنها ایده‌آل بود».
این زندگی مشترک خلاف شرع و قانون که برای کارهای ادبی آنها ایده‌آل بود به مدت 27 سال (تا سال 1876)، زمان مرگ لوییس، ادامه یافت. الیوت، در نهایت شگفتی دوستدارانش، به فاصله‌ کوتاهی پس از مرگ لوییس، در سال 1880 با یک بانکدار آمریکایی به نام جان کراس، که از خودش 20 سال کوچکتر بود ازدواج کرد. این دو، پس از گذارندن ماه عسل در ونیز، به لندن بازگشتند؛ و در 22 دسامبر همان سال، الیوت، پس از دو سال درگیری با بیماری کلیوی، از دنیا رفت.
اما از بی‌دینی و مجاهدت‌های قلمی او در اشاعه‌ افکار کفرآمیز که بگذریم، یکی از کارهای بسیار بدِ دیگر او، نوشتن رمانی بود، که منشأ خدمات بزرگی به صهیونیسم جهانی شد و مهم‌ترین اثر داستانی‌ای بود که زمینه‌ فکری، فرهنگی و سیاسی تحقق بزرگ‌ترین آرزوی صهیونیست‌ها، یعنی اشغال فلسطین و تشکیل کشور و رژیم اشغالگر قدس را فراهم آورد.
این رمان، «دانیل دروندا» نام داشت و در سال 1873، به عنوان آخرین رمان الیوت منتشر شد. همین درونمایه و تأثیر نیز، سبب شد که نویسنده‌ آن و اثرش، مورد تجلیل و تبلیغِ بسیارِ صهیونیست‌ها و بعدها، تشکیل‌دهندگان و گردانندگان رژیم اشغالگر قدس قرار گیرد، و در واقع، در زمره‌ صهیونیست‌های غیر یهودی درآید.
واقعیت این است که «پیش‌از تولد صهیونیسم سیاسی، صهیونیسم ادبی پدید آمد؛ و نخستین جرقه‌های سیاسی کردن دین یهود را برافروخت. به دیگر سخن، صهیونیسم نخست در عرصه‌ زبان، گفتار و اندیشه، و آنگاه در عرصه‌سیاست قد برافراشت.
در این روند، صهیونیسم ادبی، زبان عبری را به خدمت گرفت؛ و در گسترش آن کوشید؛ و یهودیان عبری زبان را تشویق کرد و پاداش داد. به دنبال این تلاش چند صدساله، زبان عبری، که به گفته‌ بن گوریون، یک زبان ناگویا بود و در قلب‌ها می‌زیست و به نماز، شعر و ادبیات مذهبی اختصاص داشت، به جایگاهی دست یافت که دیگر تنها زبان گذشته نبود، بلکه زبان آینده، زبان رستاخیز و زبانی بود که می‌توانست یهودیان را به عنوان یک ملت یگانه در زیر بیرق خویش گرد آورد.»
اقدام بسیار مؤثر دیگر در این مسیر، نوشتن داستان‌هایی بود که در آنها، یهودیان جهان، به مهاجرت به ارض موعود(!) و تشکیل کشور مستقل در آنجا دعوت می‌شدند. یکی از نخستینِ این آثار، رمان «دیوید آلروی» (1833م.) نوشته‌ نویسنده‌ یهودی، بنجامین دیزرائیلی (متوفی شده به سال 1881) بود؛ که در آن، گونه‌ای نژادپرستی افراطی یهودی به تصویر کشیده شده بود. به گفته‌ خود او، که پس از آن،‌ به نخست‌وزیری انگلیس رسید، «تنها یهودیان آمادگی آن را دارند که رهبری جهان را به عهده گیرند». او برای اولین‌بار، شخصیت صهیونیستی را به جای شخصیت یهودی مطرح کرد. این اثر، آن‌قدر افراطی بود «که پس از انتشار آن، غوغایی بپا شد. در واقع، بسیاری از یهودیان اروپایی که خواهان همزیستی با ملل محیط‌زیست خود بودند، به شدت با آن به مخالفت برخاستند و با اندیشه‌ کوچ یهود به سرزمین فلسطین و یا هر نقطه‌ دیگری مخالفت ورزیدند. ناگفته نماند که دیزرائیلی، پس از انتشار این رمان، آن‌چنان مشهور شد، که سرانجام به نخست‌وزیری حکومت استعماری انگلیس، ارتقاء پیدا کرد.»
«دانیل دروندا» جورج الیوت - که حتی در نحوه نام‌گذاری نیز، متأثر و به تقلید «دیوید آلروی» است- در سال 1876،‌ منتشر شد. قهرمان این اثر معتقد است: «فلسطین، تنها جای مناسب برای گردهم آمدن یهودیان پراکنده [در جهان] می‌باشد.» دانیل همچنین «تصمیم دارد با ازدواج با میراه،‌ خود را وقف اهداف صهیونیسم کند.»
قابل ذکر است: ‌از نظر بنیانگذاران صهیونیسم، صهیونیسم، به «دینی» و «غیر دینی» تقسیم می‌شود. صهیونیسم دینی، اندیشه‌ای است که اعتقاد به بازگشت به سرزمین موعود را دارد. این بازگشت، در زمانی که پروردگار مشخص و به شیوه‌ای که او تعیین می‌کند، انجام خواهد شد؛ و این کار، به دست بشر، انجام‌پذیر نیست. پیروان این اندیشه، گروهی یهودی (صهیونیسم) و شماری عیسوی (صهیونیسم مسیحی) هستند.
این همان مضمونی بود که صهیونیسم برای تحقق آن و متقاعد ساختن افکار عمومی جهان، خاصه خودِ یهودیانِ پراکنده در دنیا،‌ تلاش بسیار کرده بود؛ و می‌کوشید به هر ترتیب که شده، به آن، جامه‌ عمل بپوشاند. این امر، برای صهیونیست‌ها آن‌قدر اهمیت داشت، که هر کسی را، با هر دین و مسلک و اندیشه‌ای، که در راه تحقق آن می‌کوشید یا با آن موافقت نشان می‌داد، سخت عزیز می‌شمردند؛ و در مطرح ساختن نام او و تجلیل از اثرش، با تمام قوا می‌کوشیدند. به گونه‌ای که بعدها، چنین کسانی، به «صهیونیست‌های غیر یهودی» (صهیونیست‌های مسیحی، ...) شهره شدند. به عبارت دیگر «هر کس که خواهان مهاجرت یهودیان جهان به فلسطین باشد، صهیونیست است؛ خواه یهودی باشد یا نباشد. بنابراین، هر یهودی صهیونیست نیست و به عکس، برخی صهیونیست‌ها، غیر یهودی‌اند.»
از جمله کسانی که در دوران معاصر به طرح و تقویت این اندیشه کمک بسیاری کردند، جورج گادلر، فرماندار انگلیسی استرالیای جنوبی در اوایل قرن نوزدهم میلادی بود. وی، «پس از بازدید از فلسطین در سال 1825، نقشه‌ای برای استعمار فلسطین ارائه کرد. وی معتقد بود که ایجاد مستعمره‌نشین‌های یهودی در فلسطین، باعث تضعیف سوریه و شرق خواهد شد. وی همچنین ادعا کرد که نود درصد از سرزمین فلسطین، بدون استفاده و بی‌مصرف مانده، و منتظر مهاجرانی متمدن برای استفاده از آن است».
صهیونیسم ادبی، صهیونیسم سیاسی را در دامان خود پرورش داد، و سپس به خدمت آن درآمد.
«صهیونیسم انگلیسی و دکترین گادلر، با انتشار رمان «دانیل دروندا» اثر جورج الیوت (نویسنده‌ای غیر یهودی با نام اصلی ماری آن اوانز)، تقویت شد. در این کتاب، یهودیان به عنوان قهرمانان ملی ترسیم شده بودند. دانیل دروندا می‌گفت: یک مسیحی کامل، سه‌چهارم یک یهودی است. و بر ضرورت جبران دِینِ اخلاقی مسیحیان به یهودیان، اصرار داشت. حتی می‌توان گفت: این کتاب، روح ناسیونالیستی یهودی‌ای را برای صهیونیسم ایجاد کرد، که الهام بخش تئودور هرتزل
(1860-1904م) نیز شد.»
با این ترتیب، «دانیل دروندا» نوشته‌ جورج الیوت، اثری در زمره‌ «ادبیات صهیونیستی و نویسنده آن، از جمله صهیونیست‌های غیریهودی محسوب می‌شود. و البته، اهمیت رمان جورج الیوت برای صهیونیسم، به قدری زیاد است، که بلافاصله پس از انتشار، [از سوی آنان] به زبان‌های مختلف ترجمه، و به شکل رایگان، برای بسیاری از یهودیان جهان ارسال می‌گردد. و پس از گذشت نزدیک به یک قرن از انتشار، یعنی پس از تأسیس رژیم نامشروع صهیونیستی «اسرائیل»، اسم نویسنده‌ آن نیز، بر یکی از خیابان‌های یافا - که صهیونیست‌ها نام آن را به «تل‌آویو» تغییر داده‌اند- گذارده شد.
«در اهمیت رمان «دانیل دروندا» اثر جورج الیوت، برای صهیونیست‌ها و رژیم اشغالگر قدس همین بس که، در سال 1364 (1985م)، نتانیاهو، سفیر کبیرِ وقتِ اسرائیل در سازمان ملل، در پیام خود به «صهیونیسم مسیحی» و به مناسبت مراسم ملی دعای صبحانه اسرائیل، از صهیونیسم مسیحی بدین‌گونه ستایش کرد: «مشارکت تاریخی‌ای که برای تحقق رؤیای صهیونیستی، به این خوبی عمل می کند!»
نتانیاهو افزود: «مسیحیان، حمایت درازمدت، صمیمانه و سرانجام کارسازی از صهیونیسم به عمل آوردند. مانند حمایتی که در ادبیات انگلیس، به صورت کتاب جورج الیوت ظاهر شد؛ و رمانی بود سخت مؤثر درباره‌ صهیونیسم. یا رمان دیگری به نام «دانیل دروندا»، که تأسیس دولت نوینی را برای یهودیان پیشگویی کرد؛ که بس سترگ، ساده و دادگر است؛ مانند عهد عتیق؛ جمهوری‌ای که در آن، برابری حمایت از همگان، تأمین خواهد شد؛ برابری‌ای که چیزی بیش از درخشش آزادی غربی را، به میان استبداد شرقی خواهد برد. زیرا در شرق، کشوری خواهد بود که فرهنگ، دوستی و محبت هر ملت بزرگی را در سینه خواهد پروراند».
نتانیاهو گفت: «مسیحیان کمک کردند تا یک نقشه ‌تخیلی محض، به صورت یک دولت یهودی درآمد.»
اکنون با این تفاصیل، باید از مدیرعامل و هیئت امنای وقت «بنیاد ادبیات داستانی» پرسید: چه عاملی باعث شده است به حمایت از کتاب «آسیاب کنار فلوس» نوشته‌ جورج الیوت بپردازند؟!؛ کتابی متوسط و پرغلط، که نویسنده‌اش در عمل یک صهیونیست غیریهودی ملحد، و از زمینه‌سازان ادبی بسیار مهم و مؤثر برای تشکیل کشور و نظام رژیم اشغالگر قدس بوده؛ و کارش برای صهیونیست‌ها و گردانندگان این رژیم غاصب آن‌قدر مهم و مؤثر بوده، که بلافاصله پس از انتشار، کتاب او را به زبان‌های مختلف ترجمه و به رایگان برای بسیاری از یهودیان جهان ارسال کرده، و پس از تأسیس کشور جعلی اسرائیل نیز، نام وی را بر یکی از خیابان‌های پایتخت این کشور گذاشته‌اند! و اصولاً آیا وظیفه‌ بنیاد مذکور، صرف بیت‌المال، در راه حمایت از ترجمه‌ رمان‌های غربی بوده است!؟
اشتراک گذاری

نظر دهید

 سرویس: فرهنگي و هنري - ادبيات و نشرکد خبر: 94050703841چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۰محمد‌رضا سرشار با انتقاد از داوری جایزه جلال آل‌احمد و اختصاص جایزه به رمان «ملکان عذاب» و «آه با شین» گفت: «ملکان عذاب» رمان نیست، بلکه یک داستان بلند است.به گزارش خبرنگار ادبیات ایسنا [تنها خبرنگار حاضر در جلسه] ، محمدرضا سرشار در نشستی که با حضور...
بررسی ایدئولوژی در ادبیات معاصر ایران و جهان/5 تاریخ انتشار : شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۲۷  محمدرضا سرشار نویسنده و منتقد ادبی در گفت‌وگو با «ایبنا» اظهار کرد که هر نویسنده‌ای ایدئولوژی خاص خود را دارد و در واقع بدون ایدئولوژی نمی‌توان اثر ادبی و هنری خلق کرد. به باور سرشار علت اینکه گاهی ایدئولوژی مطرح شده در اثر حالت ریاکارانه و...
به تازگی انتشار مطلب بی‌اساس «ممنوع التصویری سامی یوسف در صداوسیما» از شبکه‌های اجتماعی آغاز و سپس از سوی چند سایت داخلی تأیید شد. گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، به منظور جلوگیری از گسترش شایعات مجازی در شبکه‌های اجتماعی، مهم‌ترین و جدیدترین شایعه منتشر شده در فضای مجازی که توسط کاربران شبکه‌های اجتماعی نقل می‌شود را در بسته خبری «از شایعه تا...
همسر شاعر سرود «خمینی ‌ای امام»:برای حمید سبزواری دعا کنیدحمید سبزواری شاعر پیشکسوت کشورمان مدتی است با بیماری آلزایمر دست و پنجه نرم می‌کند و این روزها از حال روحی مساعدی برخوردار نیست. همسر این شاعر انقلابی و متعهد از مردم خواست برای سلامتی‌اش دعا کنند.به گزارش خبرگزاری فارس، همسر حمید سبزواری با اشاره به این که چند ماهی است که...

نگاهی گذرا به آمار نشر کتاب در 4 سال اخیر

 سال93 طلایه‌دار رشد در بخش نشرنگاهی به میزان آثار منتشر شده طی 4 سال اخیر بازگوی نکات و تاملاتی است. در این بازه زمانی حدود 300 هزار کتاب در کشور چاپ شده که 161 هزار و 276 عنوانش چاپ اولی است.خبرگزاری فارس گروه کتاب و ادبیات: انتشار کتاب و امار این حوزه اغلب مورد توجه بوده است، فراز و فرودهای نشر در...
تشناسه خبر : 217364 ظاهرا از دید رسانه ملی قدرتهای بزرگ در وین تسلیم ایران شده اند! / بجای جشن و پایکوبی، واقعیت را به مردم بگوییدرسانه ملی ضمن سکوت در برابر ابعاد فنی، حقوقی و سیاسی متن نهایی توافق، در بسیاری از برنامه های غیر تخصصی تلاش کرده تا با برجسته سازی این توافق به جامعه چنین القا کنند که...
قطعنامه شورای امنیت؛ ناقض استقلال و قانون اساسی جمهوری اسلامی / رئیس جمهور بعنوان مجری قانون اساسی؛ موظف به جلوگیری از بررسی قطعنامه در شورای امنیت / متن وین را نظام تایید نکرده که بتواند مبنای تعهد بین المللی کشور شودبه عبارت ساده‎تر و واضح تر، کار کرد این قطعنامه از یک سو محدود کردن قدرت دفاعی کشور و از...
پنجشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۱۲سیاستشناسه خبر : ۲۱۷۲۳۸زوایایی از برنامه جامع مشترک اقدام که نباید پنهان بماند/ ۳شرح همه خطوط قرمز نقض شده در مذاکرات ویناینکه آمریکایی‌ها تکرار میکنند که «ما قرارداد با ایران میبندیم، بعد نگاه میکنیم ببینیم اگر به قرارداد عمل کردند تحریمها را برمیداریم» این حرف حرف غلط و غیر قابل قبولی است؛ این را ما...
برخی از شش دولت به هیچ رو قابل اعتماد نیستند/راه نقض عهدهای طرف مقابل بسته شودحضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن قدردانی از زحمات فراوان رئیس‌جمهور و تلاش پیگیر تیم مذاکره کننده هسته‌ای فرمودند: متنی که فراهم آمده با دقت ملاحظه و در مسیر قانونی پیش‌بینی شده قرار گیرد و آنگاه در صورت تصویب، مراقبت از نقض عهدهای محتمل طرف مقابل صورت...
طبق اعلام دفتر مقام معظم رهبری میزان فطریه بر اساس قیمت گندم برای هر نفر حداقل ۶ هزار تومان است.به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، به اطلاع می‌رساند میزان فطریه بر اساس قیمت گندم برای هر نفر حداقل شش هزار تومان است....